خود ارضایی یا استمناء از گناهان کبیره است وانجام آن حرام است و در صورت خارج شدن منی ، غسل جنابت واجب می شود .پیامبر اعظم (ص) میفرمایند : « ناکح الکف ملعون ؛ کسی که خود ارضایی کند ملعون {= از رحمت خدا دور } است . » همچنین امام صادق (ع) حکتیت شده که فرمودند : « برای کسی که خود ارضایی کند عذاب دردناکی در نظر گرفته شده است . »

براي اين كه بتوان بر عادت استمناء غلبه كرد لازم است كه به چند مطلب اساسي اشاره كنيم و در ضمن بحث به ضررهاي آن مي پردازيم:
الف) نخستين گام براي درمان اين عادت، اعتقاد و ايمان به قابل درمان بودن آن و دوري از يأس و نااميدي است. امّا رسيدن به نتيجه نيازمند زمان، انتخاب راه صحيح و تحمل دشواريها است.
ب) شما يك انسان و مهمتر از آن يك جوان مسلمان هستيد و صاحب اراده و ترك عادت نيازمند به كار گرفتن اراده حضرتعالي است. و شما نميتوانيد بفرمائيد كه اراده ندارم و اردهام از من سلب شده است چرا كه خدمت امام صادق ـ عليه السّلام ـ عرض كردند «جواني گرفتار عادت زشت خودارضايي است و معتقد است كه ديگر ارادهاي براي ترك اين عمل در خود نميبيند امام ـ عليه السّلام ـ فرمودند آيا اين كار را در حضور ديگران هم انجام ميدهد؟ عرض كردند: خير. آنگاه امام ـ عليه السّلام ـ فرمودند: پس معلوم است كه اين فرد اراده دارد و با اراده از انجام اين كار در حضور ديگران خودداري ميكند، اگر اصلاً اراده نداشت در حضور آنان هم (بدون اراده) آن كار را انجام ميداد». امّا اگر جنابعالي بفرمائيد كه غلبه بر اين عادت نياز به ارادهاي نيرومند و قوي دارد بايد به عرض برسانم كه فرمايش شما صحيح است و اراده همچون نهالي است كه بايد آنرا پرورش داد تا به مرحله خود شكوفايي و ثمردهي برسد و به عبارت ديگر اراده تقويت شدني و پرورش يافتني است و با تربيت آن به كنترل كامل شما در خواهد آمد و معناي اين كلام اخير اين است كه بايد اندك اندك مقابله با اين عادت را شروع كنيد تا به نتيجه نهايي و مورد رضايت خود و خداوند متعال برسيد.
ج) مهمترين و اصليترين عاملي كه ميتواند شما را در راه غلبه بر عادت نامطلوب خود كمك كند اين است كه خودتان بخواهيد كه به نتيجه و هدف برسيد زيرا اين جمله معروف «خواستن توانستن است» را زياد شنيدهايم. و اين كلام گهربار و باارزش فقط حرف و عبارت نيست بلكه يك حقيقتي است كه بايد آنرا به مرحله عمل درآوريم و خود شما مصاديق بسيار زيادي براي آن سراغ داريد كه فرد خواسته است و به نتيجه هم رسيده است يعني اينكه توانسته است آنچه را كه خواسته است انجام دهد.
د) يكي از صاحبنظران تعليم و تربيت ميگويد ((وقتي كه بخواهيم با عادت زشتي ستيزه كنيم ابتدا بايد نتايج نامطلوب آنرا در نظر مجسّم سازيم و بعد منافعي كه در نتيجه ترك آن عايد ما ميشود در درون خود تصوّر كنيم و سپس مواقعي را كه قرباني آن عادت شدهايم بخاطر آوريم در نتيجه اين عمل، هر بار كه چنين نمايشي در روح خود ميدهيم بر تحريك يا وسوسه (عادت زشت) چيرهگي يافته و لذّت ترك آن را در خود احساس ميكنيم.))
با توجّه به مطالب ياد شده بخشي از اين ضررها را به صورت دستهبندي برايتان مكتوب مينمايم تا انگيزه شما براي ترك اين عادت و بكار گرفتن اراده خود بيشتر شود.
الف) ضررهاي جسماني:
1- تحريك زياد هيپوتالاموس و در نتيجه تحريك افراطي غدد جنسي كه سبب پركاري نامتناسب آنها ميشود، بلوغ زودرس را بدنبال دارد كه شما از عواقب نامطلوب بلوغ زودرس ناآگاه نيستيد.
2- كاهش و تخليه مكرر قواي جسماني و روحي حاصل از عمل خود ارضايي به ضعف عمومي بدن و بالاخره پيري زودرس ميانجامد.
3- به علت افزايش جريان خون در اعضاي تناسلي، مغز و مراكز حساس ديگر مكرراً دچار كاهش نسبي خون ميشوند، همچنين تخليههاي مكرر عصبي و عدم ارضاي روحي در دراز مدت موجب ضعف عصبي و عوارض روحي ميگردد.
4- ضعف بينايي و بياشتهايي و در صورت افراط، ضعف استخواني و ناراحتيهاي مفصلي از عوارض خودارضايي است. همچنين در مراحل افراطي و يا در برخي شرايط خاص مزاجي اين عارضه به ضعف عصبي و لرزش دست و گاه به فلج بعضي از اعضا منجر ميشود و ممكن است سبب فلج تمام اعضاي بدن نيز بشود.
5- ضعف جنسي و انزال زودرس از ديگر عوارض است و بعد از ازدواج فرد را دچار مشكل ارتباطي خواهد كرد.
6- بيتحركي، تحليل رفتن قواي جسماني، آسيبپذيري در برابر بيماريها، بيماريهاي مقاربتي، عقيم شدن و ناتواني در توليد مثل، از بين رفتن شفافيت چشم، از بين رفتن نورانيت و بشّاشيت چهره و... همگي از عوارض جسمي خود ارضايي هستند.
ب) ضررهاي روحي و رواني:
1- ركود فكري و اختلالهاي متعدد رواني از قبيل افسردگي و اضطراب.
2- فرد از نظر فكري، نوعي توجّه نسبتاً مداوم به موضوعات جنسي پيدا ميكند كه اين فكر از تفكر آزاد و تمركز جلوگيري مينمايد.
3- ضعف حافظه، حواسپرتي و ناتواني در تمركز فكري، منزوي شدن و گوشهگيري، پرخاشگري و بداخلاقي هم از عوارض خودارضايي هستند.
4- از بين رفتن خلاقيتها و تواناييها، سركوب شدن استعدادها.
5- بيذوقي، بينشاطي.
6- يأس از زندگي و نااميدي نسبت به آينده.
7- هوسباز و بيبند بار شدن و اعتياد به ارضاي جنسي نامشروع.
8- بياحساسي و بيتفاوتي، كمرويي.
9- بيعلاقگي نسبت به امور معنوي و از بين رفتن صفاي دل.
10- احساس گناه، ضعف اراده، عدم اعتماد به نفس و صدها عارضه خطرناك ديگر.
ج) ضررهاي اجتماعي:
1- بيآبرويي.
2- مشكلات خانوادگي.
3- انزواي اجتماعي.
4- مشكل در دوستيابي.
5- طرد شدن در جامعه.
6- از بين رفتن عشق و محبت نسبت به ديگران.
7- مشكلاتي در ازدواج از قبيل:
* دير ازدواج كردن.
* بيميلي به همسر.
* ناتواني در مقاربت صحيح و ارضاي جنسي خود و همسر.
* سرد بودن كانون خانواده.
* طلاق.
* ناتواني در برابر مشكلات پس از ازدواج.
8- بزهكاري.
9- از بين رفتن عزّت و پاكدامني.
10- از بين رفتن شرف.
11- بيغيرتي.
12- انحطاط و انحراف فكري و عملي خود و به انحراف كشاندن ديگران بخصوص نسل جوان جامعه.
13- ايجاد خطرات اجتماعي براي خانواده خود و نواميس ديگران و خطرها و ضررهاي ديگري كه فعلاً جاي ذكر آن نيست.
پس از بيان بخشي از توضيحات لازم و ذكر برخي از ضررهاي خودارضايي حال وقت آن رسيده است كه به بخشي از درمان و راههاي مقابله با اين عمل ناپسند اشاره شود:
1- سعي كنيد در مكانهاي خلوت و تنها نمانيد و به عبارت ديگر جداً از تنهايي اجتناب نمائيد كه تنهايي خود يك عامل مهم براي تحريك به عمل خودارضايي و زمينهساز ارتكاب اين عمل است باز هم تكرار ميكنم تنها نمانيد، تنها نمانيد و... و تنها نمانيد.
2- از همراهي و رفت و آمد با كساني كه به اين عمل زشت عادت كردهاند ـ تا زماني كه خود بر اين عادت مسلّط نشدهايد ـ اجتناب كنيد البتّه منظورم انزواي اجتماعي نيست بلكه جايگزين افراد صالح به جاي افراد بيمار و معتاد به عمل خودارضايي است.
3- افكار جنسي را كه به ذهنتان خطور ميكند بلافاصله با ذكر خدا و معاد و... از ذهن خود دور نمائيد.
4- اوقات فراغت خود را با مطالعه، ورزش، زيارت، عبادت و بطور كلي با كارهاي مثبت مثل گلكاري در باغچه، كمك به اهل خانواده و... پُر كنيد.
5- براي تخليه انرژي زائد بدن به طور منظم و زياد ورزش كنيد.
6- هيچگاه در حمام كاملاً عريان نشويد.
7- هيچگاه بدن خود را به صورت برهنه در آينه نگاه نكنيد.
8- در غير موارد ضروري از نگاه كردن به اندام جنسي پرهيز كنيد.
9- براي نظافت موهاي بدن هرگز از تيغ و صابون استفاده ننموده و زود به زود به ازاله موهاي بدن نپردازيد بلكه از داروي نظافت بهداشتي (نوره) استفاده كنيد.
10- از نگاه كردن به مواضع جنسي و برجستگيهاي بدن ديگران (حتي از روي لباس) پرهيز نمائيد.
11- از نگاه كردن به فيلمهايي كه تحريك جنسي ايجاد ميكند اجتناب كنيد.
12- به هنگام خواب سعي كنيد شكم شما بيش از حد معمول پُر نباشد.
13- قبل از خواب حتماً مثانه خود را تخليه نماييد.
14- از نوشيدن افراطي آب و مايعات پرهيز كنيد (بخصوص شبها قبل از خواب).
15- هرگز به رو نخوابيد كه اين خود يكي از تحريككنندههاي خطرناك است.
16- به بدي گناه و عواقب آن توجّه كنيد.
17- مطالعه و توجّه به ضررهاي جسماني، روحي و اجتماعي خودارضايي لازم است.
18- ايمان مذهبي و نيروي اراده خود را تقويت نمائيد و سعي كنيد با خودسازي هواي نفس خويش را كنترل نمائيد.
19- در مجالس مذهبي و مراسم دعاي توسل و... زياد شركت كنيد.
20- قرآن زياد بخوانيد و در معاني آيات آن تدّبر و تفكر نمائيد.
نكات مهمّ:
الف) اگر وقت ازدواج شما رسيده است و امكانات فراهم است اقدام كنيد.
ب) به پيشرفت كار خود توجّه جدي داشته باشيد و هر تعداد از دفعات خودارضايي شما كه كم ميشود آنرا در دفتري بصورت رمزي (كه كسي متوجه نشود) يادداشت نمائيد و مرتباً به اين پيشرفتها و يادداشتها مراجعه كرده و آنها را مرور و بازخواني كنيد.
ج) هنگام تحريكات جنسي يا به ذهن آمده افكار جنسي خود را تنبيه كنيد و يكي از بهترين راههاي تنبيه بدني اين است كه:
«يك عدد كش لاستيكي نازك همانند آنچه كه دور بستههاي پول مياندازند به مچ دست خود داشته باشيد[1] و هرگاه ميل به عادت خودارضايي پيدا كرديد آن را تا حد امكان بكشيد و رها كنيد كه دست شما دچار درد و ناراحتي بشود و آنقدر اين كار را تكرار كنيد كه نفس شما را از ارتكاب عمل برحذر دارد و رها سازد. ولي معمولاً با يكبار كشيدن و رها كردن شما منصرف خواهيد شد.»
{1 }اين كش تا زماني كه بر عادت خود غلبه ميكنيد بطور مخفي يا غيرمخفي بر مچ شما باشد
یکی از این دلاوران امینه وهاب زاده امدادگر دیروز و جانباز 70 درصد شیمیایی امروز است. امدادگرخط مقدم سالهای جبهه و جنگ که بخاطر تسلط به زبان عربی در بعضی از عملیاتهای شناسایی برون مرزی بعضی از فرماندهان همچون همت را همراهی می کرد .
4 سال جنوب بود و نه ماه غرب بود .

" تو رو به فاطمه زهرا گلوله را حرام نکن"
امدادگر بود ولی اگر پیش می آمد اسلحه هم به دست می گرفت .
خودش اینگونه تعریف می کند : آرپیجی زن دستهاش قطع شده بود ما که رفتیم او را بیاوریم دیدم تانک عراقی ها جلو می آیند من او را رها کردم و آر پی جی را بر داشتم آرپیجی زن گفت : تو رو به فاطمه زهرا گلوله را حرام نکن من به سمت تانک شلیک کردم و به تانک اصابت کرد .
"یکبار شهید و 7 بار مجروح "
خبر می رسد حمله شده و عده ای مجروح نیازمند کمک هستند خانم وهاب زاده داستان را اینگونه نقل می کند: راننده همراهم نیامد من خودم آمبولانس را برداشتم و به سمت منطقه رفتم پس از انتقال مجروحان به آمبولانس حمله شد و من امدادگر مجروح شدم ترکش به شکمم خورد وقتی مرا به اطاق عمل بردندمتوجه می شوند نبض ندارم و می فهمم که شهید شده ام. کادر بیمارستان مرا را به معراج شهدا می برنداما زمانی که شهید جدید می آورند می بینند مشما بخار کرده بررسی می کنند متوجه می شوند نبض دارم و من را به بیمارستان منتقل می کنند
"احساس کردم او مفیدتر است ، پس من شیمیایی شدم"
ولی در عملیات والفجر یک وقتی یک مجروح ماسک نداشته ماسکش را به او می دهد الان استخوان درد مخصوص دارد . وی در جواب اینکه چرا بین خود و رزمنده، آن رزمنده را انتخاب کرد گفت احساس کردم او مفید تر از من هست این جانباز پرشور روزهای جنگ اکنون بیاد شهدا زنده است.
(به نقل ازرهوا)
1. زندانى و مسموم شدن امامكاظم(ع)، پدر امامرضا(ع)، بهدستور هارونالرشيد.
2. جنگ خونين ميان مأمون و امين، فرزندان هارون الرشيد، و نذر مأمون مبنى بر واگذارىِ أمر خلافت به افضل آل ابىطالب (ع) در صورت پيروزى بر امين.
3. پيروزىِ مأمون بر امين و گسترش سيطره مأمون بر آفاق اسلامى و قصد ظاهرى او بر وفاى به نذر.
4. درخواست مأمون از امام رضا(ع) براى رفتن از مدينه به خراسان، درسال 200 هجرى.
5. حركت امام رضا (ع) از مدينه و گذشتن از شهرهاى بصره، بغداد، قم و نيشابور و رسيدن به مرو (مقر حكومت مأمون).
6. استقبال بىنظير مسلمانان شهرهاى بين راه (مانند قم و نيشابور) از امامرضا(ع) و ظهور كرامات و معجزات فراوان از آن حضرت.
7. استقبال مأمون از امام رضا (ع) و مراعات احترام آن حضرت و مقدم داشتن ايشان بر علويان و عباسيان.
8. وادار كردن امام رضا (ع)، توسط مأمون براى پذيرش ولايتعهدى.
9. پذيرفتن امام رضا (ع)، ولايتعهدىِ مأمون را مشروط بر عدم دخالت در امور كشوردارى، در سال 201 هجرى.
10. ضرب سكه بهنام امامرضا(ع) و خواندن خطبه بهنام آنحضرت، در منابر و محافل، و بزرگ آوازه نمودن مقام ايشان در شهرهاى مختلف اسلامى بهدستور مأمون.
11. تزويج ام حبيبه، دختر مأمون به امام رضا (ع) و نامزدىِ ام الفضل براى اماممحمد تقى (ع)، توسط مأمون عباسى.
12. دستور مأمون به مردم مبنى بر كنار گذاشتن بدعت عباسيان در پوشيدن لباس سياه و تغيير آن به جامه سبز.
13. تشكيل جلسههاى مناظره امام رضا (ع) با رؤساى مذاهب واديان (مسيحيت، يهوديت، صابئين، زرتشتى و...) درباره مسائل كلامى، به دستور مأمون.
14. انتقال مقر خلافت و تشكيلات حكومتىِ مأمون از مرو به بغداد به خواست امام رضا (ع).
15. خروج امام رضا (ع) به همراه مأمون، فضل بن سهل و تمامىِ دست اندر كاران حكومتى از مرو.
16. سوءقصد به فضل بن سهل و كشته شدن او در حمام سرخس، به توطئه مأمون، در سال 203 هجرى.
17. نصيحت امام رضا (ع) به مأمون در مراعات شؤونات دينى و مردمى.
18. حسد وكينه تدريجىِ مأمون به امام رضا (ع) و پنهان نگه داشتن آن.
19. مسموميت و شهادت امام رضا (ع) به دستور پنهانىِ مأمون، در روز آخر صفر سال 203 هجرى.
20. سوگوارى و غمگين شدن ظاهرىِ مأمون در شهادت امام رضا (ع) و به خاكسپارى آن حضرت در كنار قبر هارون الرشيد، در قريه سناباد، از دهستان نوقان (مشهد كنونى).
روزی مأمون نامه ای به حضرت رضا علیه السلام نوشت و در آن از ایشان خواست تا او را نصیحت کند.
امام در پاسخش چنین نوشت:
انک فـی دنیـا لـها مـده *** یقبـل فیـهـا عمـل العامل
اما تری الموت محیطا بها *** یسـلـب منـهـا امـل الامـل
تعجـل الذنب بـما تشتـهی *** و تامـل التوبـه من قـابل
والمـوت یاتـی اهله بغته *** ما ذاک فعل الحازم العاقل
برای تو در دنیا مجال و مدت مشخصی وجود دارد که در این مدت اعمال آدمی پذیرفته میشود.
آیا مرگ را نمی بینی که چگونه این عمر را در چنبره خود گرفتار کرده و آرزوی هر آرزوکنندهای را تباه میکند؟
به دنبال دلخواه خود میروی و برای این کار به هر گناهی دست میزنی، ولی توبه از گناهان را به سالهای بعد میاندازی!
بدان که مرگ ناگهان از راه می رسد و آن کس را که باید ببرد، میبرد.
و این چنین گستاخی و گناه، کار هیچ عاقل دوراندیشی نیست.
بحارالانوار، ج 49، ص 112، ح 11. از اختصاص، ص 98.
حضرت رضا علیه السلام در هر فرصتی، مأمون را نصیحت و موعظه میفرمود، امّا او تا میتوانست بر امام حسد میورزید و در صدد تحقیر امام برمی آمد و به هرحیله و نیرنگ ، مقاصد شوم و شیطانی خود را دنبال میکرد تا سرانجام تصمیم گرفت امام را مسموم کند و او را که مانع بزرگی بر سیاستها و دنیاطلبیاش بود، از میان بردارد.
شهادت حضرت رضا علیه السلام به دست مأمون از صدر اسلام برای اهل حدیث مسلم و معلوم بود و حتی به تصریح رسول خدا و امیرالمؤمنین و امام صادق علیهم السلام در تاریخ ثبت شده بود؛ خود آن حضرت نیز بارها از شهادت خود خبر میداد و حتی قاتل خود را مشخّص و جای قبر خود را معیّن میفرمود.
پس از شهادت، بدن مقدّس امام را جلوتر از قبر هارون الرشید دفن کردند. قبر مطهر امام رضا علیه السلام از آن زمان تا امروز زیارتگاه مسلمین و شیعیان جهان است. برای زیارت امام از ائمه اطهار ثوابهای فراوانی نقل شده است و از آن روضه منوره، معجزات و کرامات بی شماری به وقوع پیوسته است. حضرت رضا علیه السلام یک فرزند بیشتر نداشت که حضرت جواد علیه السلام بود؛ ولی براداران زیادی داشت از جمله زید بن موسی که علیه مأمون قیام کرد.
از امام رضا علیهالسلام کلمات و سخنان آموزندهای به یادگار مانده و صدها حدیث روایت شده است. در عمر پر برکتش شاگردان زیادی تربیت فرمود که مناظرات آنان بهترین گواه بر عظمت مقام او است. از سوی دیگر پس از شهادت حضرت موسی بن جعفر،عدهای از پیروانش به امام رضا ایمان نیاوردند که به آنها واقفیه می گویند.
ریان بن صلت می گوید
حضرت امام رضا علیه السلام در مورد توجّه به عیوب خویشتن، این شعر را برای من خواند:
یعیب الناس کلـهـم زمـانا *** و مـا لزماننـا عیب سـوانا
نعیب زماننا و العیب فینا *** ولـو نطق الزمان بناهجانا
وان الذئب یتـرک لحم ذئـب *** ویاکـل بعضنا بعضـا عیانا
لبسنا للـخداع مسـوک طیـب *** فویـل للغـریـب اذا اتانا
همه مردم در صدد عیبجویی از زمانه هستند، ولی زمانه عیبی ندارد جز خود ما.
ما از زمانه عیب میگیریم،و حال آنکه عیب در ماست،و اگر زمان به سخن بیاید از ما بدگویی خواهد کرد.
هیچ گرگی گوشت گرگ دیگر را نمیخورد، اما بعضی از ما گوشت بعضی دیگر را آشکارا و بیپرده میخوریم.
آری،ما از خود،ظاهری دلفریب و خوشآیند میسازیم؛پس وای بر غریبهای که بسوی ما بیاید.
بحارالانوار، ج 49، ص 111، ح 8. از عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 177.
مأمون در ابتدا پیشنهاد خلافت را به امام داد ولی امام نپذیرفت؛ لذا مأمون پیشنهاد ولایتعهدی خود را داد که باز هم امام حاضر به قبولش نشد. ولی مامون چارهای نداشت و به همین دلیل ولایتعهدی خود را با تهدید به قتل، به آن حضرت تحمیل کرد.
حضرت رضا علیه السلام که خود را مجبور دید، با اکراه تمام، ولایتعهدی را باشرایط سنگینی قبول فرمود. مامون هم به اجبار، آنها را پذیرفت و دستور داد جشنی به پا کنند و مردم با امام به عنوان ولیعهد بیعت نمایند.
بعضی از بزرگان بنیعباس و حتی بعضی از بنیهاشم به امام حسد میورزیدند و از این عمل مأمون سخت ناراضی بودند، ولی مأمون با دادن هدایا و عطایای فراوان آنها را راضی کرد؛ جز سه نفر که از بیعت با امام سر باز زدند و مأمون هم آنها را به حبس انداخت .
سپس مأمون جریان ولایتعهدی را برای حکام و عاملین خود نوشت و به شهرهای دوردست فرستاد و تغییراتی در اداره کشور اعمال کرد؛ به نام حضرت رضا سکه زد و دستور داد نام امام را در خطبهها به نیکویی ببرند و شاعران در مدحش قصیده و شعر بسرایند. اما امام مکرّراً می فرمود: « این امر تمام نخواهد شد و ولایتعهدی به وقوع نخواهد پیوست. »
مامون که همیشه کینه حضرت رضا را در دل میپروراند، با سیاستهای زیرکانه و منافقانهی خود، موجب آزار امام میشد و گاه و بیگاه اموری را برخلاف شروط اولیه به امام رضا تحمیل میکرد، که درخواست اقامه نماز عید فطر از آن جمله است.
حتی یک بار دستور داد غلامانش به خانه امام یورش ببرند و او را قطعهقطعه کنند اما به لطف خداوند، امام از این واقعه جان سالم به در برد. یکی از سیاستهای مأمون برای شکستن ابهت و جلالت حضرت رضا علیه السلام برگزاری مجالس مباحثه با صاحبان ادیان و مذاهب مختلف بود تا شاید در این گیرودار، امام از جواب بعضی سؤالات، عاجز بماند و تقدس و عظمتش شکسته شود. حتی گاهی خود مامون شروع میکرد و سوالات پیچیده قرآنی و مذهبی طرح میکرد.
ناگفته نماند خلفاء جور غالبا اهل عیش و طرب بودند و به دنبال علم و دانش نمیرفتند. مامون هم بیتقوا و فاسد بود ولی در عین حال، هم ظاهر خود را حفظ میکرد و هم به دنبال تفسیر و مسائل مذهبی و کلامی میرفت. لذا گاهی خودش با مخالفین شیعه به بحث و گفتگو می پرداخت و جواب آنان را شخصاً به عهده می گرفت.

