تبليغاتX
.

dhcivh

شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها را

 

به همه

 

شیعیان جهان تسلیت عرض مینمایم.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 8:24  توسط حق  | 

dh civh

آجرک الله یا صاحب الزمان(عج)

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 20:1  توسط حق  | 

 طرفداران رژیم اشغالگر قدس ××صهیونیسم غاصب (۴)

 

کارخانه نوشابه سازی کوکاکولا طرح های تبلیغاتی گسترده ای را در راستای توهین به مسلمانان و حمایت از رژیم صهیونیستی منتشر کرده است.

کارخانه نوشابه سازی در یکی از تصاویر تبلیغاتی خود با منقوش کردن نام کوکاکولا بر روی گنبد مسجد الاقصی و جملاتی که در این طرح تبلیغاتی نوشته شده، صریحا اعلام کرده است که "با خوردن این نوشابه آمریکایی شما جزو حامیان اسرائیل به شمار می روید. 

 

سایت رسمی کوکاکولا نیز در صفحه نخست خود تصویری از نقشه جهان را قرار داده است که مخاطبان با کلیک بر روی هر نقطه از خاورمیانه با تنها کارخانه تولیدکننده این محصول در خاورمیانه یعنی رژیم صهیونیستی مواجه می شود که سایتی نیز به زبان عبری دارد

 

شرکت:کوکاکولا

 

شرکتهای وابسته: فانتا، اسپرايت، کانادا درای، ...

 

از سال ١٩٦٦ کوکالا تبديل به يکی از ثابت قدمترين پشتيبانان اسرائيل شد.

در سال ١٩٩٧ هيئت دولتی اقتصادی اسرائيل در مهمانی شامی به افتخار کوکاکولا بخاطر ٣٠ سال پشتيبانی بی وقفه خود از اسرائيل و عدم توجه به تحريم کشورهای عرب، قدردانی کرد.

(در مقابل پپسی به تحريم اسرائيل که تا سال ١٩٩١ از سوی کشورهای عربی اعمال شده بود مقيد ماند و از سال ١٩٩۲ تجارت خود را با اسرائيل از سر گرفت.)

 

در سال ۲٠٠١ اداره مرکزی کوکاکولا ميزبان و حامی اصلی اتاق بازرگانی آمريکايی – اسرائيلی شد.

آشکار شده که کوکاکولا برنامه ای آموزشی برای کارگرانش بر پايه برخورد صهيونيسم- عرب ترتيب داده. محتويات اين دوره توسط دولت اسرائيل و يک آژانس يهودی تهيه و تنظيم شده است.

 

در فوريه ۲٠٠۲، کوکاکولا در کاری گروهی با سازمان «دوستان اسرائيل» و National Hillel پشتيبانی از مقاله Linda Gradstein خبرنگار بدنام صهيونيسم را در دانشگاه Minnesota به عهده گرفت.

 

در جولای ۲٠٠۲، اخباری منتشر شد مبنی بر اينکه کوکاکولا جهت صرفه جويی ميليون دلاری بخاطر معافيت مالياتی، اقدام به ساخت کارخانه ای جديد در زمين های اشغال شده فلسطين (قيريات قط) کرد.

 

در اکتبر ۲۰۰۵، کوکاکولا ميزان سرمايه گذاری خود را در اسرائيل افزايش داد و ۵١ درصد از سهام کارخانه شراب سازی Tavor را خريد.

 

 آیا هنوز هم کوکا می نوشید؟

http://www.bham.net/shofar/1997/0697/nbriefs.html

http://www.snopes2.com/cokelore/israel.htm

http://electronicintifada.net/actionitems/020219gradstein.html

http://www.israel-mfa.gov.il/mfa/go.asp?MFAH00ul0

http://www.rdu-yok-meg.org.il/HereAndNow/Newsletter/newsletter.htm

http://www.meitar.org.il/news/news.htm

http://www.haar

 

كوكاكولاي ايران سالانه 5/1 ميليارد تومان به شركت آمريكايي مي‌دهد ... شركت توليدكننده نوشابه كوكاكولا در ايران به واسطه يك شركت ايرلندي سالانه يك و نيم ميليارد تومان به حساب كوكاكولا در آمريكا واريز مي‌كند.

مهدي مينايي دبير اجرايي مجمع مطالبه مردمي مشهد مقدس در گفتگو با فارس با اعلام اين خبر افزود : قرار بود كارخانه‌هايي كه در ايران كوكاكولا و پپسي توليد مي كنند به صورت علني به افكار عمومي پاسخ دهند كه آيا سودي از توليد خود را به شركت اصلي كه تحت ليسانس آن هستند، واريز مي كنند يا نه اما اين كار انجام نشد.

وي افزود:طي جلساتي كه مجمع مطالبه مردمي با شركت خوشگوار (كوكاكولا) برگزار كرد،براي ما مسجل شده كه اين شركت، بعد از انقلاب نيز ليسانس خود از شركت آمريكايي را حفظ كرده و سالانه به واسطه يك شركت ايرلندي،5/1 ميليارد تومان به حساب كوكاكولا در آمريكا واريز مي‌كند.

مينايي تصريح كرد:با توجه به اين كه كوكاكولا به عنوان يكي از شركت هاي حامي رژيم صهيونيستي محسوب مي شود، در حقيقت اين مبلغ سود توليد اين نوشابه در ايران را عايد صهيونيستها مي كند.

دبير اجرايي مجمع مطالبه مردمي مشهد تاكيد كرد:در حال سازماندهي اقدامات بيشتري براي روشن شدن تكليف شركت‌هاي حامي رژيم صهيونيستي در ايران هستيم

 

اسرائیل باید از بین برود(حضرت امام خمینی)

 

 تحریم کالای اسرائیل ، مشتی محکم در راستای سرنگونی رژیم اشغالگر قدس pepsi حتما نوشابه هایی با آرم پپسی را در داخل کشور و جه در تبلیغات تلویزیونی مشاهده کرده اید آیا تاکنون از خود پرسیده اید این کلمه جه معنایی دارد؟

 pepsi در واقع علامت اختصاری انگلیسی

 pay each penny save israeal

این جمله بدین معناست که (هر پنی را بپردازید تا اسرائیل باقی بماند ) براین اساس هر ریال از پول ما بدون آنکه متوجه شده باشیم برای حفظ و بقای رژیم غاصب اسرائیل ذخیره می شود.

etz.com/hasen/spages/635442.html

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 7:59  توسط حق  | 

شباهت سلمان رشدي با عبدالبها!!!سلمان رشدي لعنة الله عليه

 

خوش خدمتي در قبال لقب سرّ و  شواليه شدن

 سلمان رشدي از سوي ملکه انگليس لقب  " سر " دريافت مي کند.

" سلمان رشدي " نويسنده مرتد هندي تبار انگليسي ، از سوي ملکه انگليس لقب " شواليه " يا   " سر " دريافت مي کند.

ملکه انگليس،  رشدي را به دليل آنکه " خدماتش در ادبيات" مقبول خوانده ، شايسته دريافت لقب افتخاري شواليه شناخته است .

 نام اين نويسنده ملحد همراه  با سه شخصيت ديگر انگليسي شامل : اولگ گورديفسکي " جاسوس روس که به انگليس پناهنده شده است ، يان بوتام ، بازيکن کريکت و " باري همفس " هنر پيشه انگليسي ، در فهرست افرادي قرار گرفت که قرار است ملکه انگليس امروز در سالروز تولدش به آنها لقب افتخاري " سر " را اعطا کند .

ملکه انگليس متولد ماه آوريل است اما مراسم رسمي تولد وي درماه ژوئن برگزار شد.

سلمان رشدي در سال 1989 به دليل زير چاپ بردن کتاب موهن " آيات شيطاني " مورد لعن و نفرين همه مسلمانان جهان از جمله هموطنان خودش هند و پاکستان قرار گرفت.

امام خميني ( ره) نيز بابت همين عمل شيطاني ، حکم اعدام وي را صادر کرد . رشدي تا سال 1999 در انگليس در اختفا زندگي کرد و بعد از ظاهر شدن در انظار عموم در سال 1999 نيز همچنان از حملات ملحدانه عليه مسلمانان دريغ نورزيد .

وي اظهارات " جک استراو" وزير سابق کشور انگليس عليه پوشش صورت زنان مسلمان موسوم به " نقاب " را ستود و اين حجاب را عامل محدود کننده زن مسلمان خواند .

وي همچنين در اظهاراتي ديگر اسلام را يک حکومت توتاليتر  (استبدادي ) معرفي کرد .

سلمان رشدي در سال 1947 در خانواده اي مسلمان در شهر بمبئي هند متولد شد.

وي تحصيلات مدرسه و دانشگاه را در انگليس گذراند و در رشته تاريخ از دانشگاه کمبريج فارغ التحصيل شد.

سخنگوي وزارت امور خارجه جمهوري اسلامي ايران، اين اقدام دولت بريتانيا را محکوم کرد و در کنفرانسي خبري در تهران گفت: «مدال دادن به يکي از منفورترين چهره‌ها در جهان اسلام، نمونه بارزي از ضديت با اسلام در ميان مقامات ارشد بريتانياست».

 

 سخنان حضرت امام خميني (ره) :

 «راستى به چه علت است که در پى اعلام حکم شرعى و اسلامى مورد اتفاق همه علماء در مورد يک مزدور بيگانه اين‌قدر جهان‌خواران بر افروخته شدند و سران کفر و بازار مشترک و امثال آنان به تکاپو و تلاش مذبوحانه افتاده‏اند؟ غير از اين نيست که سران استکبار از قدرت برخورد عملى مسلمانان در شناخت و مبارزه با توطئه‏هاى شوم آنان به هراس افتاده‏اند و اسلام امروز مسلمانان را يک مکتب بالنده و متحرک و پر حماسه مي دانند و از اين‌که فضاى شرارت آنان محدود شده است و مزد بگيران آنان چون گذشته با اطمينان نمى‏توانند عليه مقدسات قلم فرسائى کنند مضطرب شده‏اند ... خيلى جالب و شگفت‏انگيز است که اين به ظاهر متمدنين و متفکرين وقتى يک نويسنده مزدور با نيش قلم زهرآگين خود احساسات بيش از يک ميليارد انسان مسلمان را جريحه دار مى‏کند، عده‏اى در رابطه با آن شهيد مى‏شوند، براى ايشان مهم نيست و اين فاجعه عين دموکراسى و تمدن است، اما وقتى بحث اجراى حکم و عدالت ‏به ميان مى‏آيد، نوحه رافت و انسان دوستى سر مى‌دهند. ما کينه دنياى غرب را با جهان اسلام و فقاهت از همين نکته‏ها به دست مى‏آوريم. قضيه آنان قضيه دفاع از يک فرد نيست، قضيه حمايت از جريان ضداسلامى و ضدارزشى است که بنگاه‌هاى صهيونيستى و انگليس و آمريکا به راه ‏انداخته‏اند و با حماقت و عجله خود را روبه‌روى همه جهان اسلام قرار داده‏اند ... اگر غفلت کنيم اين اول ماجراست و استعمار از اين مارهاى خطرناک و قلم بدستان اجير شده در آستين فراوان دارد ... ترس من اين است که تحليل‌گران امروز، ده سال ديگر بر کرسى قضاوت بنشينند و بگويند که بايد ديد فتواى اسلامى و حکم اعدام سلمان رشدى مطابق اصول و قوانين ديپلماسى بوده است ‏يا خير ... (امام خميني، منشور روحانيت، چاپ دوم 1369)

 

حمايت دولت انگلستان از بهائيت:

 سال 1977ميلادي در ماه نوامبر  وزير خارجه انگليس( زمان اعلام تشکیل دولت ملی یهود با نام اسرائیل در فلسطین) به فرمانده لشگرش در فلسطين دستور داد تا از بها حمايت كند وامنيت او را تامين نمايد كه در مقابل بها نيز به لشگر انگليس آذوقه  داد كه به خاطر اين خوش خدمتي بعد از جنگ جهاني اول لقب (sir) سر ونشان نايت هود را كسب كرد.(نقد بهائيت ۳درآرشيو همين بلاگ )

عبدالبهاحکومت انگلستان در قبال خوش خدمتيها و جاسوسيهايي كه عبدالبهاء نسبت به آنها مبذول داشته  بود مراتب احترام وتكريم خويش را با تقديم   لقب نايت هود knight Hood ابرازداشت  و اين امر در مراسمي در جهت رسيدن دولت انگليس به اهدافش در حيفا برگزار گرديد.

 (تهران خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران 26 /3/1386- سايت بهائيت در ايران)

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 8:20  توسط حق  | 

 

يا مهدي

 

دلم شکستی و جانم هنوز چشم به راهت

شبی سياهم و در آرزوی طلعت ماهت

در انتظار تو چشمم سپيد گشت و غمی نيست

اگر قبول تو افتد فدای چشم سياهت

زگرد راه برون آ که پير دست به ديوار

به اشک و آه يتيمان دويده بر سر راهت

بيا که جز تو سزوار اين کلاه و کمر نيست

تويی که سود کمربند کهکشان به کلاهت

جمال چون تو به چشم و نگاه پاک توان ديد

به روی چون منی الحق دريغ چشم و نگاهت

برو به کنج خراباتت ای نديم گدايان

تو بختت آن نه که راهی بود به خلوت شاهت

در انتظار تو می ميرم و در اين دم آخر

دلم خوش است که ديدم به خواب گاه به گاهت

اگر به باغ تو گل بر دميد و من به دل خاک

اجازتی که سری بر کنم به جای گياهت

تنور سينه ما را ای آسمان به حذر باش

که روی ماه سيه می کند به دوده آهت

کنون که می دمد از مغرب آفتاب نيابت

چه کوههای سلاطين که می شود پر کاهت

تويی که پشت و پناه جهاديان خدايي

که سرجهاد تويی و خداست پشت و پناهت

خدا وبال جوانی نهد به گردن پيری

تو شهريار خميدی به زير بار گناهت

(استاد  شهريار)

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 8:18  توسط حق  | 

 مثل ما درمورد غريزه جنسي، مثل كسي است كه جايي مهمان است، چراغ خاموش است و به جاي اينكه برود از صاحبخانه بپرسد كه كبريت كجاست، تمام آشپزخانه را به هم مي‌ريزد، آخرش هم پيدا نمي‌كند؛ درحالي كه اگر مي‌رفت از صاحبخانه مي‌پرسيد، راحت كبريت را پيدا مي‌كرد. درمورد غريزه جنسي هم همين‌طور است. به جاي اينكه از خالق حكيم‌مان بپرسيم كه ما در اين مورد بايد چه بكنيم و چه نكنيم، گير كرده‌ايم و نمي‌دانيم چه بكنيم.

 

تقوا و لذت:

من كشورهاي غربي و اروپايي و آمريكايي زياد رفته‌ام. همين ماه رمضان امسال هم آمريكا بودم. به نظرم اين غربي‌ها در كيف‌كردن از شهوت هم كلاه سرشان رفته؛ فكر مي‌كنند خيلي آزادند و خيلي خوش هستند اما كلاه سرشان رفته. از نظر شما، افطاري بيشتر مزه مي‌دهد يا شام؟ معلوم است كه افطاري. اگر شما چند ساعت گرسنگي كشيده باشي، بعد بيايي بنشيني سر سفره غذا، اين خيلي بيشتر به‌ات مزه مي‌دهد. درباره شهوت هم همين‌طور است؛ كسي كه دائم نگاهش اين طرف و آن طرف بوده، زن‌هاي مختلف را ديده، زن با مرد و مرد با زن اختلاط داشته، يك نگاه به اين، يك خنده به آن و... اين ديگر همسر خودش برايش هيچ لطفي ندارد، تكراري است؛ درصورتي كه مؤمن از همسرش لذت مي‌برد؛ يك لذت عميق.

تمركز يك اصل است؛ نه تنها در اين مورد، در عبادت هم شرط است. مي‌گويند جلوي بازار، نماز نخوانيد؛ چرا؟ چون هي آدم مي‌رود و مي‌آيد و حواستان پرت مي‌شود. در احاديث ما آمده است قاضي اگر كفش‌اش تنگ است، نبايد قضاوت كند چون تمركز ندارد و قضاوت‌اش درست نيست. در درس‌خواندن هم بايد تمركز داشت وگرنه چيزي ياد نمي‌گيريم.

نگه داشتن چشم، باعث مي‌شود مرد زنش را با ديگران مقايسه نكند. آن‌وقت وقتي مي‌آيد خانه و زنش را مي‌بيند، ‌او را زيباترين زن دنيا مي‌بيند چون زن ديگري را نديده. حتي اگر نمره زنش 13 هم باشد، براي او بهترين نمره است؛ براي همين است كه در قرآن سفارش شده مردها و زن‌ها نگاهشان را نگه دارند. به زن‌ها هم توصيه شده زينت‌هايشان را آشكار نكنند. اين باعث مي‌شود زن خودش را به رقابت با زن‌هاي ديگر نيندازد. معلوم است كه اگر زني بخواهد با 200 تا زن ديگر رقابت كند (در زيبايي، در آرايش و در لباس) حتما شكست مي‌خورد.

پس بهتر است ببينيم خالق ما در مورد سلامت خانواده و سلامت جنسي چه مي‌گويد، آن‌وقت نه خيلي نيازي به كنگره داريم و نه تشكل و كميسيون و شوراي عالي و...

 

چرا زشت است؟

خالق مي‌گويد خانواده قداست دارد. 2 ركعت نماز فرد متاهل از 70 سال عبادت انسان مجرد بالاتر است. خانواده باعث كم‌شدن جرم و جنايت مي‌شود، باعث كاهش تنش‌ها مي‌شود. وضع اقتصادي آدم‌ها را خوب مي‌كند. در قرآن آمده است كساني كه با همسران خود رابطه زناشويي دارند را نبايد ملامت كرد؛ «الا علي ازواجهم او ما ملكت ايمانهم فانهم غيرملومين»؛ درصورتي كه در جامعه ما، يك چيزهايي رسم شده كه خودمان تويش گير كرده‌ايم و هيچ ارتباطي هم به دين و قرآن ندارد. چرا زني كه بيوه شده نبايد ازدواج كند؟

«نه، زشت است...» چرا زشت است؟ يا مي‌گويند زن و شوهر در دوران عقد نبايد نزديكي داشته باشند. چرا؟ اين را از كجا درآورده‌ايد؟ «نه، اينجا خانه پدرش است، خانه خاله است، خانه عمه است، نمي‌شود، زشت است...» كي گفته زشت است؟ اين جوان‌ها نياز دارند به اين موضوع، بايد خانه هركس كه هست، برايشان اتاق خلوت بگذاريد تا با هم باشند. زشتي ندارد، شرعا زن و شوهر هستند. ما يك لحاف كرسي را برداشته‌ايم و كرده‌ايم «لنگ»، آن‌وقت مي‌خواهيم آن را ببنديم به كمرمان! خب، معلوم است كه نمي‌شود. «حج تمتع» را براي چي اسمش را گذاشته‌اند حج تمتع؟ براي اينكه بعد از احرام شما برويد و از همسر شرعي‌تان «تمتع» بگيريد و لذت ببريد.

قرآن عبادت را باعث تقوا دانسته و تقوا را باعث فلاح. سوره مومنون را ببينيد؛ «قدافلح المومنون، الذين هم في صلاتهم خاشعون والذين هم عن اللغو معرضون...» تا آنجا كه مي‌فرمايد در وصف مومنيني كه به فلاح رسيدند؛ «والذين هم لفروجهم حافظون، الا علي ازواجهم او ما ملكت ايمانهم فانهم غيرملومين» (آيات 16 - 1 سوره مؤمنون). ببينيد كه در اينجا، خشوع و گريه در نماز را كنار استفاده از همسر گذاشته؛ دين و لذت جنسي. چقدر عالي و ظريف اينها را در كنار هم آورده.

 

از روي ميخ بلند شويد!

بعضي‌ها يك گيرهايي براي ازدواج گذاشته‌اند كه خيلي عجيب است؛ «اول ليسانس‌ام را بگيرم، بعد...». در اسلام اين‌طوري نيست؛ بهره‌بردن از همسر كه ليسانس و ديپلم نمي‌شناسد. چرا وقتي شما تشنه‌اي، نمي‌گويي اول ليسانس‌ام را بگيرم، بعد آب بخورم؟! «اول دختر اول بايد ازدواج كند، بعد دومي.» چه ربطي دارد؟ آمديم و دختر اول هيچ‌وقت نخواهد ازدواج كند. يك خانمي چند وقت پيش براي من نامه نوشت كه از دست پدر و مادرم خيلي شاكي‌ام؛ آن موقع كه من پيش‌دانشگاهي بودم، خواستگارهاي خوبي داشتم، نگذاشتند ازدواج كنم. حالا دانشگاه‌ام را هم رفته‌ام اما ديگر خواستگار ندارم. ما روي ميخ نشسته‌ايم، هي مي‌گوييم آخ! خب از روي ميخ بلند شو، اينكه ديگر كميسيون نمي‌خواهد! همان‌طور كه حضرت لوط جلوي قوم منحرفش درآمد و گفت «اليس منكم رجل رشيد؟» (سوره هود، آيه 78)، ما هم درمورد اين مسائل يك آدم رشيد مي‌خواهيم؛ كسي كه صف‌شكني كند.

در قرآن 30بار كلمه «معروف» آمده، نصفش درمورد رفتار با همسر است. در اسلام، مرد در هر بار كاميابي از همسرش بايد مايه بگذارد. در قرآن كيفر زن ناشزه (نافرمان) اين است كه اول موعظه‌اش كنيد، اگر به راه نيامد، رختخواب‌تان را جدا كنيد. اين-يعني پشت‌كردن به همسر و محروم‌كردن او از اين مسئله- يك كيفر حساب مي‌شود. اسلام مي‌گويد هيچ‌كس اجازه ندارد همسرش را معلق نگه دارد؛ يعني بايد تكليفش را با او روشن كند؛ يا بايد با او رابطه داشته باشد يا طلاقش بدهد.

 

پول نداشته باش، زن داشته باش:

مشكلات اقتصادي هم نبايد مانع ارضاي صحيح غريزه جنسي شود. «الان پول ندارم زن بگيرم» يعني چي؟ پول نداشتن يك مشكل است و همسرنداشتن يك مشكل ديگر. به خانمت بگو الان پول ندارم، حالا عقد كن تا بعدا برويم خانه خودمان.

اين قيدهايي كه ما براي ازدواج درست كرده‌ايم، به آن ضربه مي‌زند. هيچ هم احتياج به روان‌شناسي و جامعه‌شناسي ندارد. مگر تشنگي، روان‌شناسي و جامعه‌شناسي لازم دارد؟ نياز به همسر هم مثل آب است. فرق آب با همسر چيست؟ پيامبر روي منبر داشتند سخنراني مي‌كردند، زني بلند شد و گفت يا رسول‌الله، من شوهر مي‌خواهم.

وسط سخنراني، پيامبر حرفش را قطع كرد – آن‌قدر كه موضوع مهم است – و گفت كي اين زن را مي‌گيرد؟ حالا الان اگر يك خانمي از اين در بيايد تو و بگويد من شوهر مي‌خواهم، دستگيرش مي‌كنيم و تا نبريمش كلانتري، ولش نمي‌كنيم. مگر گناه كرده؟! اين قيدها بايد برداشته شود.

شما هر چيزي را از دين حذف كنيد، فردا بايد كنگره‌اش را بگذاريد. غريزه جنسي نياز به آموزش ندارد، شما قيدها را برداريد، گيرها را برطرف كنيد، اصلاح كنيد، خودش راه خودش را پيدا مي‌كند. خواب و خنده و خوراك و... مگر آموزش مي‌خواهد؟!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 8:16  توسط حق  | 

 

سوال: چرا بعضى اوقات دچار اشتباه و گناه مى شوم؟

 

علماى اخلاق مى گويند: منشا و انگيزه ى گناهان ، سه قوه است : قوه شهويّه، قوه غضبيّه، قوه وهميّه .

 

قوه شهويّه ، انسان را به افراط در لذت خواهى نفسانى ، مى كشاند، كه سرانجامش ، غرق شدن در فحشا و زشتى ها است .

 

قوهّ غضبيّه ، انسان را به ظلم، طغيان، آزار رسانى و تجاوز، وادار مى كند.

 

قوهّ وهميّه ، برترى طلبى، انحصار جويى، تكبر و روح خودخواهى را در انسان زنده مى كند و او را به گناهان بزرگى وارد مى نمايد.

 

به اين مثال توجه كنيد: آب ، در عين حال كه مايه ى حيات تمامي جانداران از انسان، حيوان و گياه مى باشد، اگر مهار نشود به صورت سيلابي جريان مي يابد و باعث نابودي حيات بشر مي شود ؛ بنابراين حتي اين پديده حيات بخش نيز نياز به سد سازي و مهار دارد و در صورتي براي بشد مفيد خواهد بود كه به هنگام نياز در كانال كنترل شده خاصي قرار گيرد و از دريچه مخصوصي، به مقدار نياز، جريان يابد، در غير اين صورت طغيان مي كند و ديوانه وار به باغ ها و كشتزارها و خانه ها سرازير شده و همه را ويران خواهد ساخت.

 

در مورد انسان نيز، نيروى غضب براى دفاع و شهوت براى بقاى نسل لازم است ، ولى اگر اين دو غريزه بر اثر افسار گسيختگى طغيان كنند، موجب بروز جنايات ويرانگر و انحرافات جنسى و بى عفتى خواهند شد.

 

در نتيجه اگر بخواهيم جامعه را از لوث گناه پاك سازيم ، و يا وجود خويش را از آلودگى گناه ، حفظ كنيم ، راهي جز كنترل و تعديل غرايز و تمايلات نفسانى نداريم .

 

 حل مشكل:

 

1- گناه شناسي: مبارزه مستقيم با گناه از طريق شناخت گناهان و تفكر در آثار و عواقب دنيوي و اخروي آنها.

 

2- گناه زدايي: مبارزه اساسي وغير مستقيم با گناه از طريق مبارزه با زمينه هاي گناه و تقويت زمينه هاي صلاح.

 

در يك نگرش كلي و كلان مي توان به اين نتيجه رسيد كه زمينه گناه در انسان چيزي جز ضعف شناخت و اراده نيست.

 

اينك با طرح سوال هاي كوتاه و پاسخ آنها به گشودن راه كمك مي نماييم.

 

1. چرا بايد خودمان را بشناسيم؟ چون اگر استعداد بي نهايت و ارزش هاي وجودي خود را نشناسيم، هرگز حركتي نخواهيم كرد، تمام حركت تكاملي انسان بسته به نوع و عمق شناخت انسان نسبت به ارزشهاي وجودي خود است.

 

2. چرا بايد هستي را شناسايي نماييم؟ چون انسان خلاصه هستي است و با هماهنگ و همراه شدن با هستي و قرب به خداي هستي و رنگ خدايي گرفتن به كمال مي رسد ، اگر هستي را نشناسد نمي داند چه بايد كند به عبارت ديگر انسان قانون كمال را از هستي فرا مي گيرد.

 

3.  نقش دين در زندگي انسان چيست؟ آدمي با زبان هستي آشنا نيست و نياز به مترجم دارد. دين ترجمان هستي است و به نحو بسيار ظريفي انسان را به رنگ هستي در مي آورد. تمام دين در جهت به خدا رسيدن و قرب الهي برنامه ريزي شده است.

 

4. در نهايت دانستن سرنوشت انسان در حيات اخروي و معاد چه كمكي به انسان مي كند؟ معاد و قيامت فرداي زندگي انسان است ، فردايي كه بايد آن را بسازد و تا ابديت در آن بماند، بايد بداند ره سپار كدام وادي و مسافر كدام اقليم وجود است ، بايد براي فرداي خود چه توشه اي فراهم كند و چه مقدار به كار و كوشش بپردازد. ببيند با چه كسي مي خواهد همراه و همنشين شود از همين نشئه با او آشنا و همراه شود تا در قيامت با مشكل روبرو نگردد. 

 

يكي از مهمترين مراحل خود سازي، رفع زمينه هاي گرايش به گناه است.

 

 نقش ذكر و ياد خدا:

 

ذکر خدا آثار مثبت فراواني دارد. «ذکر» از آن جهت که با ذاکر اتحاد وجودي مي يابد و باعث حضور خداوند در دل و جان مومن است، موجب مي شود كه ذاکر خود را در محضر خدا حاضر ببيند، و از کمال قرب او بهره مند شود. در نتيجه بر محور حيا از بسياري از افکار پليد و اخلاق زشت و اعمال نکوهيده احتراز مي کند.

 

 دستور العمل:

 

1- ترك زمينه گناه:

 

1-1.  كنترل چشم: امام صادق(ع) فرمود: نظر دوختن تيرى مسموم از تيرهاى ابليس است و چه بسا نگاهى كه حسرت درازمدتى را (در دل) به ارث بگذارد» (سفينة البحار، شيخ عباسى قمى، ماده نظر) تا حد امكان انسان از حضور در مجالس مختلط يا برخورد با نامحرم پرهيز نمايد.

 

2-1. كنترل گوش: بايد از شنيدنى هايى كه ممكن است به حرام منجر شوند و زمينه ساز حرام هستند پرهيز شود. مانند موسيقى حرام، صداى شهوت انگيز نامحرم و... .

 

3-1. ترك هم نشيني با دوستان ناباب: دوستانى كه باعث مى شوند انسان گناه را مزمزه كند، در واقع دشمن هستند و بايد از آنها پرهيز كرد.

 

از امام سجاد(ع) نقل شده: حضرت از همراهى و سخن گفتن و رفيق بودن با پنج كس را نهى فرموده: كذاب، گناهكار، بخيل، احمق و كسى كه قطع رحم كرده است. (سفينة البحار، شيخ عباسى قمى، ماده صحب)

 

 2- ترك فكر گناه: ترك زمينه گناه سهم به سزايى در ترك فكر گناه دارد. سعي نماييد فكر گناه را به ياد خداي تبديل نماييد.

 

3- اشتغال به برنامه شبانه روزى: حتما بايد شبانه روز خود را با برنامه ريزى صحيح و متناسب وضع روحى و جسمى خود پر كنيد و هيچ ساعت بيكارى نداشته باشيد تا نفس شما را مشغول كند. در اوقات بيكارى وسوسه هاى نفس و شيطان به سراغ انسان مى آيد و او را به فكر گناه و سپس به خود گناه مى كشاند اميرالمؤمنين على(ع) فرمود: براستى و حقيقت كه اين نفس (انسانى) پيوسته و مرتب به بدى امر مى كند در نتيجه هر كس آن را به خود واگذارد (و به كارى نگمارد) نفس او را به سمت گناهان مى كشاند». (الغرر والدرر، باب النفس به نقل از سرالاسراء، استاد على سعادت پرور، ج 1، ص 544، ح 4).

 

4- روزه گرفتن: روزه گرفتن قواى حيوانى و شهوانى انسان را تضعيف مى كند اگر قواى شهوانى ضعيف گشت قهرا فكر گناه هم كم رنگ مى شود. امام جعفر صادق (ع) فرمودند: هرگاه شكم پر شود طغيان مى كند. (المحجة البيضاء، ملا محسن فيض كاشانى، ج 5، ص 150). مفهومش اين است اگر شكم بر نشود طغيان نمى كند و بهترين قسم جوع و گرسنگى همان روزه گرفتن است.

 

تذكر اين نكته بسيار ضرورى است كه اولاً: روزه نبايد براى بدن ضررى داشته باشد وگرنه شرعا حرام است. ثانيا: براى كارهاى روزمره مخل نباشد. ثالثا: اگر نه مضر بود ونه مخل فقط روزهاى دوشنبه و پنج شنبه باشد نه بيشتر، ولى در هر صورت اگر براى روزه گرفتن عذرى است مورد بعدى يعنى ورزش دو برابر شود.

 

5- ورزش: هر روز ورزش لازم است البته آن ورزش هايى باشد كه براى بدن ضررى ندارد مثل نرم دويدن و نرم طناب زدن و انجام حركت هاى كششى و اگر براى روزه گرفتن عذرى هست زمان ورزشى دوبرابر شود مثلاً از بيست دقيقه به چهل دقيقه افزايش يابد.

 

 چند توصيه:

 

يك) هيچ گناهي را كوچك نشماريد.

 

دو) در ابتداي روز با خداي متعال شرط كنيد كه گناه نكنيد و در طول روز مراقب اعمال و رفتار خود باشيد و در پايان روز از خويش حساب بكشيد. اگر از عملكرد خويش راضي بوديد، خداي را شكر گوييد و در صورتي كه راضي نبوديد، بر خويش سخت بگيريد.

 

سه). بدانيد كه همواره در محضر خداي بزرگ هستيد ، او بر شراشر وجود شما اشراف دارد و از ظاهر و باطن شما آگاه است.

 

چهار) از خداوند با دعا و نيايش استعانت و استمداد بجوييد، زيرا كه خود فرمود: اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود هيچ كدام به فضيلت و تزكيه روي نمي آورديد. (نور، آيه 21)

 

پنج) اعمال و عادات نيكو را جايگزين رفتار ناپسند نماييد; مانند شركت دائمي در نماز جماعت، نماز شب و دعا.

 

قرآن كريم مي فرمايد: خوبي ها سرانجام ميدان را بر بدي ها تنگ خواهد كرد و آنها را از بين خواهد برد. (هود، آيه 114)

 

 شش) مطالعه پيرامون زندگي پارسايان و زاهدان و مطالعه كتب اخلاقي ر فراموش نكنيد.

 


در اين زمينه ر.ک:

1-گناه شناسي/ محسن قرائتي. 

2-گناهان كبيره/ شهيد دستغيب.

3- شهيد دستغيب، قيامت و قرآن (تفسير سوره طور).

نويسنده: سيد مصطفي علم خواه Elmkhah@porseman.org

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 8:14  توسط حق  | 

 

شرکت:صنايع دلتا گيل Delta Galil Industries

شرکتهای وابسته: Boss ، Calvin Klein ، GAP

 

«دلتا گليل» بزرگترين توليد کننده و فروشنده در صنعت نساجی اسرائيل است و يکی از بزرگترين آرمهای تجاری توليد لباس در دنيا را دارا می باشد.

 

Dov Lautman موسس، رئيس و بزرگترين سهام دار اين شرکت از وابستگان نزديک رئيس جمهور اسرائيل، ايهود باراک می باشد.

سازمان ديدبان حقوق بشر، دلتا گليل را به استثمار کارگران عرب متهم ساخت.

از آنجايی که هزينه توليد محصول به حداقل ممکن برسد، بسياری از محصولات اين شرکت در کشورهای ترکيه، اردن و مصر توليد می شود. بدين صورت که مواد اوليه به اردن می رود، در آنجا دوخته می شود و دوباره به اسرائيل بر می گردد، و از آنجا با برچسب «Made in Israel» به سراسر جهان فرستاده می شود.

 

http://www.deltagalil.com/Shreholders.htm

http://shamash.org/listarchives/amcha/log9907

http://www.odaction.org/challenge/60/textil.html

http://www.s11.org/iss_sweatshops.html

http://www.sweatshopwatch.org/

http://www.jpost.com/com/Archive/01.Mar.1999/Business/Article-0.html

http://www.moit.gov.il/root/Hidden/ipc/{F6922}

 

 

شرکت:والت.ديزنی

محصولات و شرکت های وابسته: ديزنی لند (شهرک بازی) Disneyland ، يورو ديزنی EuroDisney ، توليدات ديزنی

 

شرکت « والت ديزنی» در نمایشگاه هزاره واقع در Epcot Center در ايالت فلوريدا، بيت المقدس را به عنوان پايتخت اسرائيل معرفی کرد.

 

از آنجايی که بيت المقدس به طور نا مشروع غصب شده، بنابر مصوبه سازمان ملل (٢٤٢،٢٣٧ و ۴۰۵)، هرگز اين شهر نمی تواند به عنوان پايتخت اسرائيل به رسميت شناخته شود.

 

از ٨ ميليون دلار هزينه اين نمايشگاه، اسرائيل مبلغ ٨/١ميليون دلار سرمايه گذاری کرد و با ديزنی در گسترش اين نمايشگاه شريک شد. اين بخشی از مبارزه فيزيکی اسرائيل برای يهوديزه کردن بيت المقدس و مبارزه روانی برای پذيرفته شدن اين ادعا در ديدگاه جهانی می باشد.

 

يکی از شيوخ عرب در عملی مبتکرانه طرحی را برای تحريم ديزنی ارائه کرد که متاسفانه در آخرين لحظات توسط يکی از شاهزادگان سعودی منتفی شد. ولييد بن طلال که يکی از بزرگترين سهامداران «يوروديزنی» می باشد عنوان کرد: «درصورتی که ديزنی را تحريم کنيم برد با اسرائيل خواهد بود. زيرا در منفی شدن وجهه ی ما در آمريکا تاثير خواهد داشت

اين درحالی است که به طور ميانگين سالانه ٢٠٠ هزار عرب از «ديزنی» بازديد می کنند و ميزان مبادلات اين شرکت با خاور ميانه بيشتر از ١٠٠ميليون دلار در سال است.

 

 http://www.aqsa.org.uk/activities/campaign2.html

http://www.jewishsf.com/bk990924/idisney.shtml

http://www.metimes.com/issue99-38/reg/disney__will.htm

http://www.washington-report.org/backissues/1299/9912013.html

http://www.israeltoday.co.il/article/Default.asp?CatID=2&ArticleID=15

 

 شرکت:اينتلIntel

محصولات:پردازندههای سلرون،پنتيوم،ايتانيوم و...

Processors - Celeron, Pentium Itanium etc

Motherboards, Chipsets, Adapters, Controllers,

محصولات شبکه، بی سيم و ابزار ساخت نرم افزار.

بی ترديد اينتل يکی از بزرگترين حاميان اسرائيل می باشد. يکی از اولين مراکز توسعه اين شرکت خارج از آمريکا در منطقه حيفا در سال ۱٩٧٤ بازگشايي شد. از آن موقع سرمايه گذاری در اين رژيم ادامه داشته است.

در سال ۲۰۰۰، آنها بيش از ٤۰۰۰ اسرائيلی را استخدام کردند و تنها از صادرات کارخانه واقع در Lachish-Qiryat Gat اسرائيل (بازگشايی فوريه ٩٩) تا سقف ۳ميليون دلار در روز و به طور تقريبی يک ميليار دلار در سال درآمد دارد.

 

الاودا (ائتلاف راست فلسطين) عنوان می کند Qiryat Gat زمينی که کارخانه اينتل بر آن نهاده شده است در واقع منطقه روستايی بوده به نام «عراق المنشيا» که توسط اسرائيل غصب شده است. «عراق المنشيا» روستايی بوده با ۲۰۰۰ سکنه که در ۳۰۰ خانه زندگی می کردند با ۲ مسجد و يک مدرسه. ساکنان اصلی اين روستا با تهديد و ارعاب رانده شده و تمام زمين روستا ويران می شود تا Qiryat Gat برای سکونت شهروندان جديد اسرائيلی آماده شود.

 

امروز جمعيت باقيمانده از «عراق المنشيا» هنوز اجازه برگشتن به سرزمين خود را ندارند. اقدامات قانونی بر ضد اينتل مبنی بر ساختن کارخانه در سرزمين غارت شده صورت گرفته است.

 

http://www.intel.com/intel/community/israel/aboutsite.htm

http://www.israelemb.org/economic/uscompanies.htm

http://www.intel.com/intel/community/israel/education.htm

http://al-awda.org/intel_divest.htm

http://al-awda.org/intel_update.htm

http://al-awda.org/intel_example.htm

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 11:44  توسط حق  | 

 

خطر و زيان انحرافات جنسى مخصوصاً «استمنا» MASTURDATIONكه گاهى به تناسب يك افسانه تاريخى «اونانيسم» نيز ناميده مى شود. اگر چه غير قابل انكار است، زيرا به زودى شكل «اعتياد» به خود مى گيرد، اعتيادى ريشه دار و كشنده دارد تا آن جا كه گاه در يك روز چندين بار دامان مرتكبين خود را آلوده مى سازد،و حتّى طبق اعتراف صريح بعضى از مبتلايان گاهى كارشان به جايى مى رسد كه تنها با «تصوّر و فكر»! بدون هيچ گونه عمل ديگر مايع مخصوص از آنها دفع مى گردد.

ولى از آن خطرناك تر يأس و نوميدى از مبارزه با اين اعتياد است، زيرا اين نوميدى بزرگ ترين سدّ راه نجات مبتلايان خواهد شد و واكنش هاى فوق العاده نامطلوب روحى در آنها ايجاد خواهد كرد.

مبتلايان بايد اطمينان كامل داشته باشند كه اگر بخواهند مى توانند در مبارزه با اين عادت شوم پيروز گردند، و حتّى عمده آثار آن را از وجود خود برچينند، خواه دوران اين مبارزه كوتاه يا طولانى باشد.

آنها هرگز نبايد به خود تلقين كنند كه اين اعتياد تا آخر عمر از آنها دست بردار نيست و يا آثار آن همچنان باقى خواهد ماند.

 

منتها بايد با هوشيارى كامل و تصميم قاطع و به كار بستن «دستورهاى آينده» به مبارزه پى گيرى برخيزند.

كسانى كه از چنگال اين عادات شوم نجات يافته اند بايد قدر پاكى خود را بدانند، و در حفظ آن نهايت مراقبت را بنمايند، از هر گونه وسوسه شيطانى در اين راه بپرهيزند، و با هيچ قيمتى سرنوشت خود را به دست افراد گمراه و معاشران منحرف نسپارند.

همان طور كه سابقاً هم اشاره كرديم شرط پيروزى قطعى در مبارزه با هر نوع اعتياد غلط - اعم از اعتيادهاى خطرناك جنسى يا اعتيادهاى ديگر - پس از «اميدوارى و اطمينان به پيروزى» داشتن تصميم قاطع است.

تصميمى آهنين و محكم و متّكى به ايمان و شخصيت و شرافت و وجدان.

تصميمى راسخ و غير قابل عدول.

حتّى اگر به عللى اين تصميم ده بار هم شكسته شد مجدداً، بلكه قاطع تر و راسخ تر بايد تصميم بگيرند و با همان اميدوارى و ايمان تصميم خود را تجديد كنند.

 

زيرا سرانجام آثار اين تصميم ها در ناخودآگاه آنها اثر گذارده و هنگامى كه روى هم متراكم شد تأثير خود را خواهد بخشيد.

امّا مسلّماً و بدون ترديد اگر اين تصميم شكسته نشود خيلى زودتر آثار اين عادات شوم از روح و جسم آنها برچيده خواهد شد.

بديهى است اين گونه افراد اگر رابطه و پيوند نزديكى با خداى خود برقرار سازند و با تمام ذرات وجود خود از ساحت مقدّس او استمداد جويند، و به لطف او اميدوار و دلگرم باشند در پرتو اين ايمان مذهبى خيلى زودتر نتيجه خواهند گرفت.

اكنون كه اين مراحل پيموده شد بايد امور زير را دقيقاً به كار بندند.

ممكن است اين امور در نظر بعضى ساده جلوه كند، ولى هنگام عمل روشن مى شود كه اثر معجزه آسايى دارد.

1- اجتناب از هر گونه تحريك مصنوعى

 

اگر جوانان انتظار داشته باشند كه هر شب در سينما يا در برابر تلويزيون ناظر صحنه هاى هوس آلود «فيلم هاى سكسى» باشند، و همه روز قسمت مهمى از وقت گران بهاى خود را به مطالعه «رمان هاى عشقى» و تماشاى «عكس هاى شهوت انگيز» مجلات فاسد و مبتذل بگذرانند، و در كوچه و خيابان با ولع تمام اندام برهنه زنان و دختران را ورانداز كنند،

و با اين همه باز هيچ گونه آلودگى پيدا نكنند سخت در اشتباهند.

اين گونه «تحريكات مصنوعى» كه هيچ گونه ضرورتى هم ندارد، مسير فكر هر جوانى را از مسائل اصولى زندگى تغيير مى دهد و به سوى مسائل جنسى، آن هم به صورت حاد و طغيانگر، مى كشاند.

شب و روز، آنها را در يك حال اضطراب دائمى عصبى كه آثار نامطلوب آن بر تمام وجود آنان سايه خواهد افكند نگه مى دارد.

همه جوانان عزيز - مخصوصاً آنهايى كه داراى پاره اى از عادت هاى غلط جنسى هستند - بايد به شدت از اين گونه امور بپرهيزند، از ديدن اين فيلم ها، و مطالعه آن رمان ها و هر گونه چشم چرانى عمدى اجتناب ورزند، آرامش فكرى خود را بى جهت بر هم نزنند، و اعصاب نيرومند خود را با هيجان هاى دائمى تضعيف نكنند.

براى موفقيت در اين قسمت لازم است سرگرمى هاى سالم و مناسبى براى اوقات فراغت خود انتخاب نمايند و به كمك دوستان خود برنامه هاى صحيحى براى اين اوقات تنظيم كنند.

اين سرگرمى ها ممكن است:

ورزش هاى فردى و دسته جمعى

پياده روى در هواى آزاد

مطالعه كتب سودمند و مفيد

پرورش گل در منزل و به طور كلى كارهاى كشاورزى،

كارهاى دستى

جمع آورى اشعار

تهيه كلكسيون هاى عكس و تمبر و مانند اينها.

شركت در انجمن هاى گوناگون و كنفرانس هاى علمى يا اخلاقى، باشد.(1)

 

2- تهيه برنامه فشرده و تمام وقت:

جوانان بايد بطور حتم براى تمام شبانه روز خود برنامه تنظيم كنند به طورى كه يك ساعت وقت بيكار و بدون برنامه نداشته باشند.

نمى گوييم مرتباً درس بخوانند يا كار كنند، بلكه مى گوييم اگر تفريح يا ورزش هم دارند برنامه داشته باشند، و يك ساعت خالى از برنامه نباشد.

جوانان بايد بدانند بزرگ ترين بدبختى براى يك جوان اين است كه وقت هاى خالى از هر گونه برنامه داشته باشد.

1. در نشريه اى كه تحت عنوان «سرگرمى هاى خطرناك» به وسيله مطبوعات هدف نشر داده شده قسمت قابل توجّهى از سرگرمى هاى سالم تشريح گرديده است.

ممكن است جوانى بيكار باشد و جوياى كار، امّا در عين حال براى شب و روز خود برنامه اى تهيه كند، اعم از مطالعه و تفريح و استراحت و مانند آن.

حتى اگر جوانان بتوانند برنامه روزانه خود را كمى بيش از مقدار وقتشان تنظيم كنند به طورى كه فكر آنها حتى يك لحظه بيكار به معناى واقعى نباشد بهتر است، زيرا اشتغالات فراوان فكرى، اثر عميقى در انصراف فكر از آن عادات شوم دارد.

بسيار ديده شده كه افراد معتاد به سيگار در روزهاى تعطيلى چند برابر روزهايى كه مشغول كار هستند سيگار دود مى كنند، اين تفاوت فاحش، اثر همان اشتغال فكر و اعصاب و بدن به كارهاى مثبت و انصراف از كارهاى بيهوده يا زيان آور در ايّام غير تعطيلى است.

خلاصه افرادى كه گرفتار اعتيادهاى غلط جنسى هستند اگر برنامه مشغول كننده اى براى تمام وقت خود نداشته باشند به آسانى نمى توانند اين عادت را از سر خود دور كنند،

و تهيه چنين برنامه اى از مؤثرترين عوامل ترك اعتياد است، و مطمئناً با تهيه چنين برنامه اى قسمت مهمى از مشكلات ترك اين اعتياد را پشت سر خود خواهند گذاشت.

 

3- توجّه مخصوص به ورزش

معروف است ورزشكاران نسبت به مسائل جنسى كم علاقه هستند، چون ورزش مقدار فراوانى از انرژى هاى بدنى و فكرى آنها را به خود اختصاص مى دهد و طبعاً از مسائل ديگر كم مى كند.

به همين دليل براى جلوگيرى از تحريكات زياد جنسى لازم است جوانان برنامه هاى وسيع و متنوع ورزشى انتخاب كنند.

مبتلايان به اين عادت شوم غالباً افرادى گوشه گير، منزوى كم تحرك و خمود هستند و همين گوشه گيرى و انزوا و عدم تحرك وضع آنها را تشديد مى كند، و اگر از اين وضع به كلى در آيند و زندگى خود را با تحرك زياد بياميزند اثر عميقى در بهبود حال آنها و ترك عادتشان خواهد بخشيد.

 

 

اين گونه افراد معمولا اعصاب ضعيف و ناتوانى دارند، و ورزش هاى متنوع و مناسب در تقويت اعصاب آنها فوق العاده مؤثّر است.

اين افراد هر چه وقت اضافى و خالى از برنامه دارند بايد به بازى هاى گوناگون ورزشى و يا پياده روى در هواى آزاد تخصيص دهند تا هم سلامت از دست رفته خود را باز يابند و هم قسمتى از انرژى هاى جسمى و فكرى آنها متوجه اين قسمت گردد.

به همان اندازه كه تحرّك و ورزش هاى فردى و دسته جمعى براى آنها مفيد است، انزوا و به گوشه اى خزيدن و در فكر فرو رفتن براى اين قبيل افراد سم مهلك است كه بايد به هر قيمتى شده از آن دورى گزينند.

اين توصيه را فراموش نكنيد و آثار معجزه آساى آن را ببينيد، در روز آن قدر ورزش كنيد كه خسته شويد و شب هنگام به محض اين كه در بستر آرميديد در خواب عميقى فرو خواهيد رفت و از شر بسيارى از خيالات و افكار مضر و كشنده كه در اين موقع به سراغ جوانان مى آيد در امان خواهيد بود!

 

4- بايد عادتى جانشين عادتى گردد

روانشناسان مى گويند: براى ترك يك عادت بد حتماً بايد به سراغ عادت خوب رفت و آن را جانشين عادت بد نمود.

مثلا كسانى كه عادت به قمار دارند، و با اين كه تمام زيان هاى آن را مى بينند و حس مى كنند، باز حاضر نيستند آن را ترك گويند، و به گفته خودشان وقت قمار كه مى رسد نمى فهمند چه نيرويى آنها را مانند يك اسير و برده به سوى اين عمل كه عقل و وجدانشان آن را محكوم ساخته مى كشاند؟!، چنين كسانى براى اين كه بر اين عادات غلط پيروز شوند حتماً بايد در همان ساعات، بازى صحيحى را (مانند يك مسابقه ورزشى سالم) جانشين بازى قمار كنند تا اين عادت بد به اصطلاح از سر آنها بپرد.

و به عبارت ديگر انرژى خاصى كه تحت تأثير انگيزه عادت در آن حال تحريك مى گردد به اين سمت كشيده شود و مصرف گردد بدون اين كه هيچ گونه واكنش نامطلوبى داشته باشد (دقت كنيد).

در مورد عادات بد جنسى بايد درست در همان ساعاتى كه انگيزه آن در مبتلايان توليد مى شود به سراغ برنامه خاصى براى چنين ساعتى از قبل پيش بينى كرده اند بروند، به سراغ مسابقه علمى، ورزشى، مسابقه هوش، مطالعه يك اثر جالب، يك ورزش مورد علاقه مانند كوهنوردى، اسب سوارى و... اين كار را آن قدر ادامه دهند كه جانشين عادت بد سابق گردد.

 

5- پرهيز مطلق از تنهايى:

اين گونه افراد بايد حتماً و بدون هيچ گونه قيد و شرط از تنها ماندن به شدت اجتناب كنند.

هرگز تنها نباشند; در خانه تنها نمانند، شب در اطاق تنها نخوابند، تنها براى مطالعه به نقاط خلوت نروند.

و به محض اين كه در محيطى احساس كردند تنها هستند

از آن محيط بيرون بروند.

اين گونه افراد مخصوصاً بايد اين نكته را فراموش نكنند كه به مجرد اين كه نخستين تحريك را در خود حس مى كنند بلافاصله برخيزند و سرگرم كار ديگرى شوند. فراموش كردن اين تذكر غالباً گران تمام مى شود.

تنهايى، محيط كاملا مساعدى است براى پرورش ميكرب اين اعتياد در فكر هر جوان، و تمام جوانانى كه مى خواهند خوشبخت و سالم و از خطرات عظيم استمنا در امان باشند بايد از تنهايى بپرهيزند.

6- ازدواج در نخستين فرصت

اين افراد اگر امكاناتشان اجازه مى دهد بايد در نخستين فرصت ازدواج كنند حتى اگر امكانات آنها «تنها» براى انتخاب نامزد (البتّه نامزد مشروع كه عقد شرعى آن اجرا شده باشد) فراهم است بايد اين فرصت را نيز از دست ندهند.

 

خلاصه ازدواج تأثير قابل توجّهى در مبارزه با اين انحراف جنسى دارد و در صورتى كه دامنهة توقّعات را كوتاه و تشريفات زايد و بيجا را از آن حذف كنند كارى است بسيار سهل و ساده و آسان، ولى متأسفانه يك سلسله اوهام و قيود غلط، دست و پاى غالب طبقات را - اعم از تحصيل كرده و بى سواد - در اين قسمت بسته است.

بعضى از جوانان معتاد از ازدواج وحشت دارند، ولى اين وحشت كاملا بى اساس است زيرا با به كار بستن دستورها هم ترك اين اعتياد آسان است و هم پيروزى در تمام مراحل ازدواج و زناشويى.

 

7- تلقين و تقويت اراده:

«تلقين» نيز در مبارزه با اين عادت رُل مهمى را بازى مى كند.

افراد معتاد بايد مرتباً به خود تلقين كنند كه به خوبى قادر هستند اين عادت زشت را ترك گويند.

براى اين كه تلقين در آنها اثر قوى و سريع ببخشد آن طور

كه يكى از اطباى روانشناس دكتر «ويكتور پوشه فرانسوى» مى گويد: - بايد تلقين را به صورت زير چندين روز پشت سر هم ادامه دهند - همه روز در محل آرامى كه چيزى فكر آنها را به خود مشغول نسازد، فكر خود را متمركز ساخته و با كلمات شمرده و محكم اين جمله را تكرار كنند: «من به خوبى قادر هستم اين عادت بد را از خود دور كنم، من قادرم»! تكرار اين تلقين ساده اثر عجيبى در تقويت روحيه و ترك اين عادت و هر عادت بدى دارد. (مى توانيد آزمايش كنيد).

علاوه بر اين بايد براى تقويّت اراده از مطالعه كتاب هاى روانى كه براى تحكيم و رشد شخصيت و تقويت اراده نوشته شده است غفلت نورزند، زيرا همان طور كه دانستيم - و همه معتادانى كه موفق به ترك اين عادت بد و ساير اعتيادهاى ناپسند شده اند اعتراف دارند - نخستين گام در اين راه «اراده و تصميم» است.

 

8- پرهيز كامل:

از معاشرت و همنشينى با افراد منحرف و مبتلا به اين عادت بد، در همه اوقات مخصوصاً دوران مبارزه، بايد به طور مطلق دورى جست همان طور كه از مبتلايان به «وبا» فرار مى كنند. علاوه بر اين بايد زيان ها و عواقب دردناك و مرگبار اين عمل را هرگز از خاطر خود دور ندارند و هرگز گوش به سخنان وسوسه انگيز اين و آن ندهند.

نقش معاشران بد و فاسد در ابتلاى به اين انحراف، و ادامه آن، بسيار عجيب است آنها براى اين كه كمتر احساس گناه و بدبختى كنند سعى دارند افراد ديگرى را نيز مبتلا سازند و به سرنوشت غم انگيز خود گرفتار نمايند، لذا همواره مى كوشند با سخنان وسوسه انگيز اين عمل شوم و زشت را لذت بخش و كم ضرر جلوه دهند، ولى جوانان بيدار هرگز در دام وسوسه هاى شيطانى آنها نمى افتند.

 

9- تقويت عمومى و رژيم غذايى:

داشتن يك رژيم غذايى كامل و سالم كه موجب تقويت عمومى بدن گردد نيز در مبارزه با اين عادت كه در بسيارى از مواقع از ضعف اعصاب سرچشمه مى گيرد و يا خود عامل ضعف اعصاب است تأثير قابل توجّهى دارد.

استحمام با آب سرد (البتّه در مواقعى كه وضع هوا اجازه مى دهد) و سپس ماساژ دادن بدن با حوله نيز كمك مؤثرى به اين گونه افراد مى تواند بنمايد.

همچنين اين گونه افراد بايد به شدت از پوشيدن لباس هاى تنگ و چسبان كه عامل مؤثّرى براى تحريك مصنوعى است بپرهيزند، اين گونه لباس ها اصولا براى همه جوانان زيان بخش و حتى گاهى خطرناك است هم به نمو و رشد طبيعى جسم آنها صدمه مى زند و هم وسوسه انگيز و تحريك آميز است.

 

10- استمداد از نيروى ايمان و عقايد مذهبى:

نيروى ايمان و عقيده مذهبى مى تواند بزرگ ترين كمك را به اين مبتلايان كند و آنها را به زودى از چنگال اين عادت بد نجات بخشد.

 

اين گونه افراد هرگز نبايد خود را يك فرد نفرين شده و مطرود درگاه خداوند بدانند. بلكه بايد به لطف خداوند بزرگ كاملا اميدوار باشند و هنگام نماز و پس از نماز كه سر به سجده گذاشته و با آفريننده مهربان و بخشنده خود راز و نياز مى كنند با تمام دل و جان و با تمام ذرات وجود خويش از او بخواهند كه آنها را در ترك اين عادت زشت يارى كند و از چنگال آن برهاند و مطمئناً هرگاه با جان و دل به او توجّه نمايند، لطف خداوند مهربان به يارى آنها خواهد شتافت و در اين مبارزه حياتى پيروز خواهند شد.

و نيز بايد در همه جا و در همه حال او را حاضر و ناظر بدانند و هرگز به خود اجازه ندهند در پيشگاه مقدّس او دست به چنين كار خلافى بزنند.

ما اطمينان كامل داريم اگر مبتلايان دستورهاى بالا را دقيقاً فقط براى يك ماه به كار بندند از شر اين انحراف رهايى خواهند يافت.

پايان

(کتاب مشکلات جنسی جوانان-حضرت آيت الله مکارم شيرازی)

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 8:31  توسط حق  | 

اسلام به عنوان آيينى جاودانه و آسمانى كه حاوى دستوراتى سعادت‏بخش براى بشر است، نهاد خانواده را به عنوان كانونى مقدس، پايدار، عاطفى و پاك، ترسيم كرده است تا ميهمانى كه به عنوان همسر، وارد عرصه زندگى مى‏شود، با آرامش، عزت، محبت و شادمانى، يك مجموعه رو به گسترش را اداره كند. قرآن مجيد به پدران و مادران مسلمان دستور مى‏دهد تا فرزندانشان را كه هنوز از نعمت تأهل برخوردار نشده‏اند، به اين امر مقدس تشويق كرده، زمينه‏هاى زندگى سالم و حيات طيبه را براى آنان فراهم سازند و اگر شرايط ازدواج براى كسى وجود نداشته باشد، اسلام راهكار بسيار ارزشمندى را معرفى مى‏كند؛ راهكارى كه هم اجرايى است و براى تحقق آن مانعى وجود ندارد و هم پشتوانه بزرگى براى ورود به عرصه حيات اجتماعى در آينده است و آرامش را براى اعضاى خانواده، مهيا مى‏سازد. اين راهكار مهم، عفت‏ورزى است.

 

عفت ورزيدن براى يك انسان، ضرورت يك زندگى سالم، بانشاط و آرام است؛ ضرورتى كه تنها در سايه دين به دست مى‏آيد و در سايه خردمندى، رشد و كمال مى‏يابد. انسان امروز، نيازمند اين آموزه‏هاست و پشت كردن به آنها، موجب سستى پيوند خانوادگى، نفوذ و حضور ديگران در عرصه زندگى، اختلاف، عدم اعتماد به يكديگر، بيمارى‏هاى روحى - روانى، وسواس، سوءظن و ... خواهد شد.

 

لازم به يادآورى است كه عفت و حجاب، دو مقوله جداگانه‏اند. در عفت ورزيدن، هم رعايت پوشش ظاهرى خواهد شد و هم مراقبت از امور معنوى و روحى و اين، موضوعى است كه هم كسانى كه رعايت پوشش دينى را مى‏كنند، بدان نيازمندند و هم آنان كه كمى در پوشش خويش، سهل‏انگارى مى‏كنند.

 

 

1. عفت دل:

يكى از موارد بسيار مهمى كه پيوند خانوادگى را پايدار مى‏سازد، رعايت عفت دل است. خانه‏اى كه تار و پود آن از عشق و محبت ساخته نشود، خانه‏اى پايدار در برابر طوفان‏هاى سهمگين و لرزش‏هاى فراوان نيست. خانه‏اى كه در آن، افراد فراوانى حضور يابند و معشوق يا عاشق احساس نكند كه آن خانه براى سكونت وى آماده است، ثبات نخواهد داشت.

همسر، بايد حريم دل را تنها براى همسرش بگشايد و غير از او، به هيچ شخص نامحرمى اجازه ورود ندهد؛ چه رسد به سكونت در آن. كسانى كه قبل از ازدواج، اين حريم را مى‏شكنند و با ديگران رابطه‏اى دوستانه و محبت‏آميز برقرار مى‏كنند، پايه‏هاى زندگى آينده را لرزان مى‏سازند.

شايد زندگى بشر صنعتى را اين‏گونه ترسيم كرده‏اند و طراحان ناصالح جامعه انسانى كه حضور بى‏پرواى زن و مرد را در كنار هم و با برخى بى‏بندوبارى‏ها و عدم رعايت حريم‏ها، رشد و ترقى بشر تلقى كرده‏اند و انسان را در برآورده كردن غرايز جنسى آزاد گذاشته‏اند، امروز، نتيجه آن راهكار را در عدم ازدواج جوانان و فراوانى گسست و طلاق خانواده‏ها - ديده باشند.

 

مرد شايسته، عرصه دل را در اختيار زن شايسته قرار مى‏دهد و جز او را به اين حرم راه نمى‏دهد و فضاى انديشه و دل را معطر به صفاى او مى‏كند؛ زن شايسته نيز چنين مى‏كند و اگر چنين شد، خداوند، از فضل خويش، آنان را بى‏نياز خواهد كرد و اين وعده خدا، حتمى است كه فرمود: زنان پاك، براى مردان پاك هستند«.1

 

 

2. عفت نگاه:

قرآن مجيد به دين باوران دستور مى‏دهد كه چشمان خويش را بى‏پروا بر هر كس نگشايند. »به چشمانت بياموز كه هر كس، ارزش ديدن ندارد«؛ زيرا چشم انسان، عرصه واردات دل و فكر او را فراهم مى‏سازد.

نگاه به نامحرم كه زمينه فساد را فراهم مى‏كند، حرام شمرده شده است؛ چه تصوير باشد و چه فردى در كنار انسان و عجيب است كه انسان‏ها را مى‏توان از روى چشم‏هاى عفيف و غيرعفيف، شناخت. چشمان عفيف، ارزشمندند و چشم دريده، ادب نگاه نمى‏دارد.

انسان موفق، بر هر آن‏چه مى‏رسد، بى‏پروا، چشم نمى‏گشايد و نگاه خويش را محدود مى‏سازد. اگر كسى عفتِ نگاه نداشته باشد، چه بسا كه به بى‏عفتى در عرصه‏هاى ديگر دچار شود. اين عفت، خاص مردان نيست؛ بلكه زن هم بايد عفت را رعايت كند. گر چه بيمارى چشم‏چرانى، در مردان بيشتر شيوع دارد و مردان، با چشمانشان به دام مى‏افتند و زنان، با گوش‏هايشان.

 

 

3. عفت كلام:

عفت نگاه، پرهيز از نگاه‏هاى آلوده است كه نتيجه اين پرهيز، پاكى دل و انديشه، از واردات ناشايست است؛ ولى عفت كلام، پاك ساختن عرصه صادرات دل است. آنان كه بى‏محابا از هر چه بخواهند، سخن مى‏گويند، هر واژه‏اى را بر زبان مى‏آورند و در پردازش كلمات خويش، محاسبه دقيقى ندارند، نه ارزش خويش را حرمت مى‏نهند و نه ارزش مخاطب را.

بسيارى از افراد، نمى‏توانند برخى از واژه‏هاى ناشايست شنيده شده را بيان كنند و با نگفتن آن، شادمان‏ترند كه اين، از سلامت روح و بهداشت روانشان حكايت دارد و در مقابل، كسانى يافت مى‏شوند كه بسيار مشتاقند تا هر واژگانى را به كار گيرند و از هر موضوعى - حتى ناشايست - سخن گويند كه اين، نشان از عدم تربيت درست دارد.

 

انسان مؤمن، حق ندارد ديگران را مسخره كند؛ لقب زشت دهد؛ تهمت ناروا زند؛ افترا بندد؛ صداى خويش را بى‏اندازه بلند كند و يا از واژگان ناشايست، استفاده كند. چنين انسانى، از عرصه دين، فرو مى‏افتد و به خشم الهى، دچار مى‏شود.

 

 

4. عفت دامن:

يكى از مؤلفه‏هاى مهم عفت، عفت دامن است. پاكدامنى، از نوجوانى و جوانى سرچشمه مى‏گيرد و در دوران ميان‏سالى و كهن‏سالى، ثمره‏اش به بار مى‏نشيند. بدترين خيانت‏ها، خيانت در اين عرصه است و غريزه جنسى، اگر درست در اختيار قرار نگيرد، انسان را به ورطه‏هاى خطر مى‏كشاند. در قرآن آمده است: »به زنا، نزديك نشويد«؛2 نه اين كه زنا نكنيد؛ يعنى حتى بايد از لغزش‏گاه‏هاى اين خطر مهلك، پرهيز كرد.

قرآن مجيد براى جلوگيرى از خطر فساد جنسى، راهكارهاى زير را ارائه كرده است:

 

الف) تربيت جنسى از دوران كودكى و رعايت دستورات اخلاقى خانوادگى و زناشويى، از آغاز تولد كودك تا بلوغ.

ب) رعايت حريم ميان نامحرمان و پوشش مناسب.

ج) عدم اختلاط نامحرمان در هر محيطى.

د) مراقبت از لغزش‏گاه‏هايى كه انسان را به عرصه بى‏عفتى مى‏كشاند.

ه’) محدود كردن بعد عاطفه در خانواده و عدم دل‏بستگى به نامحرم در جامعه.

 

 

5. عفت شكم:

يكى از عوامل بدبختى انسان‏ها، بى‏پروايى در خوراك است؛ يعنى اين كه انسان هر چه بيابد، بخورد و از هر راهى، كسب ثروت كند. غذاى حرام موجب شد كه مسلمان‏نمايان، در كربلا، در مقابل فرزند رسول خدا صلى‏اللَّه‏عليه‏وآله صف‏آرايى و به كشتن او افتخار كنند. امام حسين عليه‏السلام فرمود: »اگر نبود طعام‏هاى حرامى كه شكم‏هايتان پر از آن گشته است، چنين بى‏پروا، در قتل من تلاش نمى‏كرديد«.

 

اگر نفس انسانى را در دو بعد مادى و ملكوتى ترسيم كنيم، تلاش افرادى كه فقط براى پروار جسم مى‏كوشند، فربه‏سازى نفس مادى را در پى دارد. آنان، همه همتشان اين است كه چه بكنند، تا بيشتر ثروت اندوزند و شعله شكم افروزند و جسم خويش را در ناز نگهدارند. به قول استاد علامه حسن‏زاده آملى: »آن‏جا كه شكم داير است، دل باير است.

 

امام على عليه‏السلام فرمود: »من كه امير بر شمايم، به قرصى نان جو بسنده مى‏كنم و بدا به حال كسى كه به خاطر شكم به دوزخ در افتد.

 

عفت شكم نيز در عفت دل، تأثير فراوانى دارد. طعام آلوده، جسم را مى‏آزارد و طعام ناپاك، روح را. غذاى حرام، روح را از پرواز باز مى‏دارد و حريم زندگى را بر خطرها مى‏گشايد؛ پس بايد در غذايى كه مى‏خوريم، دقت كنيم.

 

جامعه امروز، هم در سن ازدواج، هم در نوع زندگى اجتماعى و تحصيلى، هم در بافت خانوادگى و هم در زمينه فراوانى زمينه‏هاى گناه، با جامعه ديروز، متفاوت است. نوجوان ديروز، مى‏توانست بدون شغل و تحصيلات عالى، ازدواج كند و در كنار خانواده خويش، روزگار بگذراند. ديروز، زمينه‏هاى آلودگى صوتى و تصويرى و... آن قدر فراوان نبود؛ شرايط دورى از خانواده و اختلاط ميان دو جنس، اين قدر شايع و دسترسى به نامحرم، بدين صورت آسان نبود.

 

دوست عزيز! انسان شايسته، در هر عصر و زمينه، بايد در مقابل آسيب‏ها و خطرها، قد برافرازد و ناملايمات را هموار سازد. راهكار عفت براى جامعه امروز، ديروز و فردا، كارگشاست.

 

پرهيز از گشاده‏دستى در چشم دوختن، اجتناب از سخن ناروا گفتن يا شنيدن، دورى از اختلاط بى‏جا و بى‏مورد، خوددارى از خودنمايى و بدن‏نمايى، مواظبت از جسم، روزه‏دارى براى تقويت اراده و كنترل نفس و تربيت جنسى صحيح، راه‏كارى‏هايى هستند كه غفلت از آنها، در همه زمان‏ها، انسان را به سقوط مى‏كشاند.

 

راهكار اصلى، پرهيز از شيطان و تلاش دائمى در بندگى خداست كه اين، صراط مستقيم سعادت و نجات است؛ »الا تعبدوا الشيطان و ان اعبدونى هذا صراط المستقيم«.3

 

1. نور، آيه 26.

2. اسراء، آيه 32.

3. يس، آيه 60

(بهروز يدالله پور – سايت پرسمان)

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 14:54  توسط حق  | 

شرکت:نستلNestle
محصولات و شرکتهای وابسته: انواع شوکولات، قهوه و نسکافه، محصولات لبنیاتی و ...،
KitKat شوکولات، Maggi مواد غذایی، L’Oreal لوازم بهداشتی - آرایشی

 این شرکت سوییسی ۱/۵۰ درصد از سهام شرکت مواد غذلیی اسرائیلی به نام Osem Investments را دارا می باشد. Nestle در دسامبر سال ۲۰۰۰، اعلام کرد که میلیونها دلار صرف راه اندازی مرکز تحقیق و توسعه (R&D) در اسرائیل خواهد کرد.

 در سال ۱٩٩٨، آقای Peter Brabeck-Letmathen در پی متقاعد کردن Nestle، جایزه ویژه (Jubilee) را از شخص نخست وزیر اسرائیل ( نتانیاهو) دریافت کرد. این بزرگترین جایزه ایست که تا کنون رژیم اسرائیل اعطا کرده است و تنها به اشخاص و یا سازمان هایی اختصاص می یابد که با سرمایه گذاری و مبادلاتشان، بیشترین تاثیر را در قدرتمند کردن اقتصاد اسرائیل داشته باشند.

(به آدرس های زیر توجه کنید)

http://www.arabia.com/qatar/business/article/english/0,5508,36207,00.html   
http://www.aqsa.org.uk/flyers/boycott.html
http://www.nestle.com/all_about/at_a_glance/aag-main_brands.html

 شرکت:تیمبرلندTimberland
محصولات: انواع کفش: ورزشی، راحتی، پوتین، صندل و ...
لباس: کاپشن چرم، بادگیرهای ضد آب، کاپشن های سبک
کمربند، کلاه، کوله پشتی، چمدان، جوراب، عینک آفتابی، کیف پول و ساعت

 تیمبرلند یک شرکت تولید کفش، البسه ١/١ میلیارد دلاری می باشد. Jeffry Swartz رئیس و مدیر اجرایی این شرکت، یک صهیونیست فعال است.

 در یکی از جلسات «همبستگی اسرائیل» که اخیرا برپا شده بود، او پیشنهاداتی ارائه داد تا تبلیغات و ادعاهای اسرائیل در اجتماع آمریکا باورپذیرتر باشد. در مصاحبه ای به عنوان مدیر اجرائی شرکت، اظهاراتی مبنی بر فرستادن ۱۰۰ آدم کش به عنوان سفیر اسرائیل به آمریکا، داشت، تا این افراد یهودیان مقیم آمریکا را مجاب به کمک به اسرائیل کنند.

 اگرچه تیمبرلند یک شرکت تجاری عمومی می باشد ولی Swartz و خانواده اش تقریبا ۴٧ درصد سهام و ٨١ درصد از قدرت رای شرکت را دارا می باشند. (به آدرس های زیر توجه کنید)

http://www.jpost.com/Editions/2002/04/26/News/News.47808.html
http://www.timberland.com/cgi-bin/timberland/timberland/corporate/tim_investors_main.jsp
http://www.timberland.com/cgi-bin/timberland/timberland/corporate/tim_store_locator.jsp

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 9:56  توسط حق  | 

 

مصاحبه ي روزنامه ي اورشليم پست با مديرعامل نوكيا آقاي لارز ولف

(متن انگلیسی به همراه ترجمه) (٤ مارس ٢٠٠١)

 

 "We are really focusing on Israel from all perspectives, because we have an internal project called "ProjectIsrael"

 

ما از همه جهات بر اسرائيل تمركز كرديم چون ما يك طرح داخلي به نام پروژه ي اسرائيل داريم.

 

which means we are looking at Israel from a networks perspective

 

,بدين معني كه ما به اسرائيل از يك نگاه شبكه اي مينگريم.


from the perspective of Nokia Ventures Organization, and also from the perspective of Nokia Research Center ".

 

از نگاه سازمان معاملاتي نوكيا و همچنين از نگاه مركز تحقيقات نوكيا


Nokia Venture Partners, a branch of Nokia Ventures Organization, launched a new $500 million fund in December2000 and allowed that a "disproportionate" amount of it would go into Israeli companies


گروه صنعتي نوکيا يک سرمايه گذاري 500 ميليون دلاري در دسامبر 2000 در اسرائيل کرده و اجازه داده سهم بسيار زيادي از اين سرمايه گذاري ها به شرکتهاي اسرائيلي وارد شود.


Nokia sees itself as the global innovator in the area of ility, in stimulating the services that will make advanced cellularnetworks work.

 

نوكيا به خودش به عنوان يك مبتكر جهاني در زمينه ي پويايي و تحرك نگاه ميكنه . يك محرك در سرويسهايي كه بافتهاي شبكه اي جديدي ميسازند.


Wolf acknowledges that in Israel the company growth willbeeitherslowandsteady or,

 

ولف از اين كه در اسرائيل كارخانه ها با همديگر آهسته و پيوسته رشد ميكنند ابراز خشنودي كرد.


if it wins the Cellcom contract, sharp and steep
 

اين باعث بسته شدن قراردادهاي همكاري به طور سريع و هوشيارانه بين كارخانه هاي مخابراتي در اسرائيل ميشه

 
 
But he is optimistic and predicts that by next year Nokia Israelwillhavea3Gcontract,

 

او پيش بيني كرد سال آينده نوكياي اسرائيل قراردها و معاملات تكنولو‍ژي بي سيم رو در اختيار بگيره.


Nokia Ventures Organization will be established locally, and Nokia Research Center will have a close relationship withthesraeliarket       

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 14:26  توسط حق  | 

بخش خبري اتحاديه بين اللملي سازمانهاي غير دولتي مدافع ملت فلسطين با انتشار بيانيه اي مردم آزاده جهان را براي تحريم كالاها و خدمات شركتهاي اسرائيل فراخواند. به گزارش دبيرخانه اتحاديه بين اللملي سازمانهاي غير دولتي مدافع ملت فلسطين در اين بيانيه آورده است :

ترديدي نيست ماندگاري رژيم صهيونيستي اسرائيل به كمك هاي مالي هنگفت دولت هاي غربي و شركت هاي صهيونيستي به اقتصاد آن وابستگي تام دارد و اين دولت كه با خشونت و ترور پيوندي از هنگام زايش داشته ، از اين كمك ها جان مي گيرد و هر روز كودكان ، مردان ، زنان بيگناه را به كام مرگ مي فرستد و با چتر حمايت مالي اين شركتها ، با پيشرفته ترين و مجهزترين سلاحهاي مرگبار ، قلب كودكان معصوم و بي دفاع فلسطين را نشانه رفته ، در اين هجوم وحشيانه ، زن و مرد و كودك و جوان فلسطيني را در كوي و برزن و خانه و كاشانه خويش ، به خاك و خون مي كشد .
جنايتي كه بي ترديد اين شركت ها آگاهانه در آن سهيم هستند و خريداران و مصرف كنندگان كالاها و خدمات آن شركت ها ، ناآگاهانه با مصرف خويش به آن كمك مي كنند.


اتحاديه بين اللملي سازمانهاي غير دولتي مدافع ملت فلسطين، در اين بيانيه با ارائه فهرستي از شركت هايي كه مستقيم و غير مستقيم به اقتصاد رژيم صهيونيستي كمك مي كنند ، از همه مردم آزاده جهان مصرانه خواسته است با تحريم كالاها وخدمات اين شركت ها ، نگذاريد كشتار و آزار به كودكان و زنان فلسطيني توسط رژيم اسرائيل ادامه يابد . كاري بايسته و شايسته ي هر انسان آزاده و هر آزاد انديش است .اي آزاد مردان و اي آزاد زنان بياييد حمايت از قاتلان كودكان فلسطيني را متوقف كنيم


فتاوای مراجع تقلید تشیع:

 

بر طبق آخرين استفتاء صورت گرفته از دفتر حضرت آيت الله خامنه اي مد ظله العالي ايشان هر گونه معامله و داد و ستدي كه مو جب تقويت رژيم غاصب اسرائيل شود را حرام دانسته . است

آيات عظام مكارم شيرازي -فاضل لنكراني (رحمّ الله علیه) -سيستاني -نوري همداني ضمن هشدار به مسلمانان و ضرورت توجه عميق به خطر اسرائيل خريد و فروش و استفاده از كالاهاي ساخت شركتهاي حامي اسرائيل را حرام دانستند .

خريد هر يك از محصولات با مارك زير به مثابه شليك يك گلوله به سوي مردم فلطين است:
sprite _ fanta _ nesquik _ disnep _ coca cola _ nescafe (open up) _ kitkat _ maggi _ nestie _ vittel _gohnson gonson _ chomion _ timberland _ leggs _ bioherm _ sara lee _ gap . lancome _ boss _LOREAL _ IBM _ INTEL

 

آیا من قاتلم؟

 

منظورم از این سوال اینه که آیا من نیز از این کالا ها استفاده میکنم یا نه؟

در صورتی که جوابم مثبت باشه من نیز در کشتار فلسطینی ها توسط اسرائیل غاصب سهیم هستم پس من نیز قاتلم خواسته یا ناخواسته!

اما در صورتی که از این کالا ها استفاده نکنم به سهم خودم جلوی این اجنبی نانجیب ایستادم علاوه بر آنکه از خروج سرمایه مملکتم به نفع اسرائیل جلوگیری کردم.

حتی یک ریال هم که پول به این کالاها بدم مسؤلم چون علاوه بر خروج از چرخه اقتصادي كشورم باعث ورود آن به چرخه اقتصادي اسرائيل شدم در نتيجه باعث قوت گرفتن ظالمي بر مظلومي شدم !كه اين بدترين جرمه كه قابل بخشش نيست.

خودمون رو گول نزنيم كه با يك قرون من كاري نميشه چون خيلي وقت پيش خونديم كه قطره قطره جمع گردد وانگهي دريا شود.مثلا اگه از همين امروز من به جاي استفاده از يك نوشابه 100توماني كوكاكولا از دوغ يا مارك ديگه اي، كه وابسته به اسرائيل نباشه استفاده كنم وبه دوستام وخانوادم همه توصيه كنم خودش مبلغ قابل توجهي ميشه.علاوه بر اون ديگه ما رو به گناه كمك به ظالم ،عليه مظلوم مؤاخذه نمي كنند!

پس بياييم براي رضاي خدا براي حس نوع دوستي وبشر دوستيمون با ترك استفاده از كالاهاي اسرائيلي به مردم مظلوم فلسطين كمك كنيم.

منم ليست كالاهاي اسرائيلي به همراه علامت شناخت اونا رو تو پست بعدي براتون ميزارم.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 14:23  توسط حق  | 

  همه ماجرا از يادواره شهيد زين الدين شروع شد. حاج حسين کاجي پشت ميکروفون رفت تا خاطراتي از شهدا رو نقل کنه. اما لابه لاي اين خاطرات...:

 

از مادر شهيد معماريان دعوت مي کنم که تشريف بيارن و خودشون تعريف کنن و البته امانتي رو هم با خود بيارن.. يا حسين مظلوم

 

مادر شهيد از تو جمعيت بلند شد، حس کنجکاويم بيشتر شده بود که ايشون کين؟ و امانتي چيه؟ ...

اون شب گذشت و خاطراتش تو ذهن همه باقي موند؛ ولي خيلي دوست داشتم بيشتر در جريان اين ماجرا قرار بگيرم. چند روز بعد اطلاعيه اي تو سطح شهر توجهم رو جلب کرد:

يادواره شهداء تو مسجد المهدي(عج) بلوار امين قم با حضور مادر شهيد معماريان

اسم مسجد و شهيد مطمئنم کرد که اين همون مسجديه که جريان در اون اتفاق افتاده. روزها سپري شده بود و شب جمعه 16 آذر تو مسجد المهدي(عج) بودم.

حالا اين اتفاق تکان دهنده رو از زبان مادر شهيد براتون نقل مي کنم:

 

يا حسين مظلوم


«محرم حدود 20 سال پيش بود که تو يه اتفاق پام ضربه شديدي خورد،
طوريکه قدرت حرکت نداشتم. پام رو آتل بسته بودند. ناراحت بودم که نمي تونستم تو اين ايام کمک کنم. نذر کرده بودم که اگه پام تا روز عاشورا خوب بشه با بقيه دوستام ديگهاي مسجد را بشورم و کمکشون کنم. شب عاشورا رسيده بود و هنوز پام همونطور بود. از مسجد که به خونه رفتم حال خوشي نداشتم. زيارت را خوندم و کلّي دعا کردم. نزديکهاي صبح بود که گفتم يه مقدار بخوابم تا صبح با دوستام به مسجد بِرَم. تو خواب ديدم تو مسجد (المهدي) جمعيت زيادي جمع هستند و منم با دو تا عصا زير بغل رفته بودم. يه دسته عزاداريِ منظم، داشت وارد مسجد مي شد. جلوي دسته، شهيد سعيد آل طه داشت نوحه مي خوند. با خودم گفتم: اين که شهيد شده بود! پس اينجا چيکار مي کنه؟! يه دفعه ديدم پسرم محمد هم کنارش هست. عصا زنان رفتم قسمت زنونه و داشتم اينها رو نگاه مي کردم که ديدم محمد سراغم اومد و دستش را انداخت دور گردنم. بهش گفتم: مامان، چقدر بزرگ شدي! گفت: آره، از موقعي که اومديم اينجا کلّي بزرگ شديم.
ديدم کنارش شهيد آزاديان هم وايساده. آزاديان به من گفت: حاج خانوم! خدا بد نده. محمد برگشت و گفت: مادرم چيزيش نيست. بعد رو کرد به خودم و گفت: مامان! چيه؟ چيزيت شده؟ گفتم: چيزي نيست؛ پاهام يه کم درد مي کرد، با عصا اومدم. محمد گفت: ما چند روز پيش رفتيم کربلا. از ضريح برات يه شال سبز آوردم. مي خواستم زودتر بيام که آزاديان گفت: صبر کن که با هم بريم. بعد تو راه رفته بوديم مرقد امام(ره). گفتيم امروز که روز عاشوراست اول بريم مسجد، زيارت بخونيم بعد بيايم پيش شما. بعد دستهاشو باز کرد وکشيد از سر تا مچ پاهام؛ بعد آتل و باندها رو باز کرد و شال سبز را بست به پام و بعدش هم گفت: از استخونت نيست؛ يه کم به خاطر عضله ات است که اون هم خوب ميشه.

يا حسين مظلوم


از خواب بيدار شدم، ديدم واقعيت داره؛ باندها همه باز شده بودند و شال سبزي به پاهام بسته شده بود. آروم بلند شدم و يواش يواش راه رفتم. من که کف پام را نمي تونستم رو زمين بذارم حالا داشتم بدون عصا راه مي رفتم. رفتم پايين و شروع به کار کردم که ديدم پدر محمد از خواب بيدار شده؛ به من گفت: چرا بلند شدي؟ چيزي نمي تونستم بگم. زبونم بند اومده بود. فقط گفتم: حاجي! محمد اومده بود. اونم اومد پاهام رو که ديد زد زير گريه. بعد بچه ها رو صدا کرد. اونا هم همه گريه شون گرفته بود. اين شال يه بويي داشت که کلّ فضاي خونه رو پر کرده بود. مسجد هم که رفتيم کلّ مسجد پر شده بود از اين بو. رفتم پيش بقيه خانوم ها و گفتم: يادتونه گفته بودم اگه پاهام به زمين برسه صبح ميام. اونا هم منقلب شده بودند. يه خانومي بود که ميگرن داشت. شال رو از دست من گرفت و يه لحظه به سرش بست و بعد هم باز کرد، از اون به بعد ديگه ميگرن اذيتش نکرده. مسجدي ها هم موضوع را فهميده بودند. واقعاً عاشورايي به پا

شده بود.

 

يا حسين مظلوم

بعدها اين جريان به گوش آيت الله العظمي گلپايگاني(ره) رسيد. ايشون هم فرموده بودند: که اينها رو پيش من بياريد. پيش ايشون رفتم ، کنار تختشون نشستم و شال رو بهشون دادم. شال رو روي چشم و قلبشون گذاشتند و گفتند: به جدّم قسم، بوي حسين(ع) رو مي ده. بعد به آقازاده شون فرمودند: اون تربت رو بياريد، مي خوام با هم مقايسه شون کنم. وقتی تربت رو کنار شال گذاشتند، گفتند که این شال و تربت از یک جا اومده. بعد آقا فرمودند: فکر نکنید این یه تربت معمولیه. این تربت از زیر بدن امام حسین(ع) برداشته شده، مال قتلگاه ست، دست به دستِ علما گشته تا به دست ما رسیده. بعد ادامه دادند: شما نیم سانت از این شال رو به ما بدید، من هم به جاش بهتون از این تربت می دهم. بهشون گفتم: آقا بفرماید تمام شال برای خودتان. ایشون فرمودند: اگه قرار بود این شال به من برسه، خدا شما رو انتخاب نمی کرد. خداوند خانواده شهداء رو انتخاب کرد تا مقامشون رو به همه یادآور بشه ... اگر روزی ارزش خون شهدای کربلا از بین رفت، ارزش خون شهدای شما هم از بین می ره. بعد هم نیم سانت از شال بهشون دادم و یه مقدار از اون تربت ازشون گرفتم.»

 

مراسم داشت تموم می شد که یه دفعه دیدم که اون شال، دست یکی از بچه های مسجده و می خواد به کسی نشون بده. بله! تا اینجای ماجرا نقل قول بود،اما من اون شال رو با دست خودم لمس کردم..
این شال بوی خوشی داشت که در عرض چند دقیقه ای که از شیشه درش آوردند، کلّ فضا رو معطر کرد و چه عطری؟! هرگز چنین بوی خوشی رو تا به اون روز استشمام نکرده بودم. بچه های مسجد می گفتند: ما بیست ساله که این شال رو زیارت می کنیم، اما این بو، حتی ذره ای هم تغییر نکرده...

 

و خداوند چنین مقدر کرده بود تا یه جلوه دیگه از کرامات شهداء رو به چشم ببینم.

 

یادی که در دلها هرگز نمی میرد

 

یاد شهیدان است.

 

یاد شهیدان است.

(به نقل از وبلاگ معلم فراري)

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 8:35  توسط حق  | 

 

منى‏:

 

منى، به مايع غليظى گفته مى‏شود كه از غدد تناسلى مرد، به وسيله نزديكى يا احتلام و يا استمنا بيرون مى‏آيد. خروج منى در زن و مرد تفاوت دارد و در مرد، داراى سه نشانه زير است:

1. همراه با شهوت است.

2. با جستن بيرون مى‏آيد.

3. بدن پس از آن سست مى‏شود. اگر هيچ يك از اين نشانه‏هاى سه گانه و يا يكى از آنها در آن نبود، حكم به منى نمى‏شود؛ مگر آن كه از راه ديگرى يقين به منى بودن آن پيدا شود.

در زن، اگر خروج ترشحات، همراه با شهوت (اوج لذت جنسى) باشد، حكم به جنابت مى‏شود و لازم نيست با جستن بيرون آيد و بدن سست شود و اگر بدون شهوت باشد، حكم به منى نمى‏شود؛ مگر آن كه از راه ديگرى يقين به منى بودن آن پيدا شود. هر رطوبت و ترشحى كه از بانوان بيرون آيد، لازم نيست براى آن غسل كنند؛ بلكه بسيارى از اين ترشحات كه با اندك تحريك جنسى از آنان بيرون مى‏آيد، منى نيست و پاك است.

 

جنابت‏:

 

جنابت در اصل، اسم مصدر از اجناب و به معناى دورى است و در اصطلاح، به حالت نجاست باطنى گفته مى‏شود كه پس از نزديكى يا خروج منى حاصل مى‏شود. انسان جنب، از آن جهت كه بدون طهارت و غسل، از نزديك شدن به نماز منع و نهى گرديده، جنب ناميده شده است. به طور كلى، انسان به دو چيز جنب مى‏شود؛ يكى آميزش جنسى به شرط دخول، نسبت به مرد و زن [اگرچه منى بيرون نيايد] و ديگرى بيرون آمدن منى؛ در خواب باشد يا بيدارى؛ كم باشد يا زياد؛ با شهوت باشد يا بى‏شهوت و با اختيار باشد يا بى‏اختيار. هر يك از دو مشخصه ياد شده، به تنهايى باعث وجوب غسل جنابت مى‏گردد. بنابراين، ممكن است مرد با همسر خود نزديكى كند و منى از او بيرون نيايد كه در اين صورت نيز بر هر دوى آنان غسل واجب مى‏شود.

 

احتلام:

 

احتلام، از واژه حلم و به معناى خواب ديدن با لذت جنسى است؛ خواه اين خواب، باعث انزال منى شود يا نشود؛ ولى در اصطلاح شرعى، احتلام، اخص از احتلام لغوى است؛ به اين معنا كه هرگاه در خواب، از شخص، منى خارج شود، شخص محتلم شده است و در اين صورت، بايد براى نماز، غسل جنابت انجام دهد.

 

استبرا:

 

استبرا در لغت به معناى پاكى خواستن است و در اصطلاح، به عملى گفته مى‏شود كه مرد بعد از بيرون آمدن بول انجام مى‏دهد و كيفيت آن به اين ترتيب است كه سه بار با انگشت ميانه دست چپ از مخرج غائط تا بيخ آلت بكشد و بعد با شَست و انگشت ابهام، زير آلت گذاشته، سه بار تا ختنه‏گاه بكشد و سپس سه بار سر آلت را فشار دهد. اين عمل، براى مرد مستحب است و فايده‏اش آن است كه اگر آب مشكوكى بعد از آن از شخص خارج شود، پاك است و وضو را هم باطل نمى‏كند؛ اما اگر استبرا نكند و چنين آبى از او خارج شود، بايد وضو را اعاده كند و محل را بشويد.

يك نوع استبراى ديگر نيز به نام استبراى از منى وجود دارد كه با بول كردن حاصل مى‏شود و فايده‏اش آن است كه اگر آب مشكوكى بعد از آن خارج شود و انسان نداند منى است يا يكى از آب‏هاى پاك، غسل ندارد و اگر استبرا نكند و احتمال دهد ذرات منى در مجرا باقى بوده، همراه بول يا رطوبت ديگرى خارج شده، بايد دوباره غسل كند. براى بانوان، استبرا وجود ندارد و اگر رطوبتى از آنان بيرون آيد و در پاكى و نجاست آن شك كنند، پاك مى‏باشد و وضو و غسل آنان را نيز باطل نمى‏كند.

 

استمنا :

 

استمنا آن است كه انسان با خود يا ديگرى كارى كند كه از او منى بيرون آيد؛ لازم نيست اين عمل با وسيله‏اى انجام گيرد؛ بلكه ممكن است با نگاه به عكس مبتذل يا فكر ملاعبه، معاشقه و نزديكى با جنس مخالف نيز استمنا و خودارضايى صورت گيرد. اين عمل، گناهى بزرگ و حرام است و در صورت خروج منى، روزه شخص باطل و غسل جنابت بر او واجب مى‏شود و اگر با اين عمل، منى بيرون نيايد، هر چند شخص مرتكب گناه شده است، ولى روزه‏اش باطل نيست و غسل هم ندارد.

استمنا، كفاره ندارد؛ ولى بايد توبه كند و از اين كار دست بردارد. اگر شخصى كه استمنا كرده، نزد قاضى اقرار كند يا دو نفر عادل، نزد قاضى شهادت بدهند، قاضى او را تعزير مى‏كند؛ يعنى به مقدارى كه مصلحت مى‏داند، به او تازيانه مى‏زند؛ البته در اين گونه موارد لازم نيست شخص به گناه خود اقرار كند و بر ديگران نيز لازم نيست كه نزد قاضى آبروى او را ببرند.

 

مَذْىْ‏ :

 

مذى، در اصل، به معناى آبى است كه از روزنه حوض بيرون مى‏رود و در اصطلاح، به آبى مى‏گويند كه بعد از ملاعبه و بازى كردن با همسر يا شخص ديگر، از شخص بيرون مى‏آيد. اين رطوبت، در صورتى كه مجرا آلوده به بول و منى نباشد، پاك است.

 

وَذْىْ‏ :

 

وذى، در اصل، از وذيه به معناى آب كم گرفته شده است و در اصطلاح، به آبى مى‏گويند كه بعد از منى بيرون مى‏آيد. اين رطوبت، در صورتى كه مجرا آلوده به بول و منى نباشد، پاك است.

 

وَدْىْ‏ :

 

ودى، در اصل، به معناى جارى شدن آب و غير آن است و در اصطلاح، به آبى مى‏گويند كه بعد از بول بيرون مى‏آيد و كمى سفيد و چسبنده است. اين رطوبت، در صورتى كه مجرا آلوده به بول و منى نباشد، پاك است.

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 14:47  توسط حق  | 

 استمداد يك بانوي مسلمان از علما و مسئولان قضايي واجرايي همدان

چون بهايي نشدم زندگيم را گرفتند

 مدعيان حقوق بشر جنايت آفريدند

هگمتانه- گروه خبر:

آن گروه از همشهريان و هم استاني هاي گرامي كه سال هاي دهه 50 (هجري شمسي) را به خاطر مي آورند تصديق خواهند كرد درآن شرايط خاص فرقه ضاله، بهائيت كه ساخته و پرداخته استعمار بين الملل است چگونه توانست در شهرها و روستاهاي استان به ويژه در روستاهاي حاشيه شهر همدان تعدادي از جوانان ساده دل و خانواده هاي فقير و تهيدست را فريب داده و ظاهرا آنها، را به سمت كيش و آئين پوشالي خود بكشانند.

اين روند علي رغم تشكيل انجمن هاي ضد بهائيت در همدان و تلاش گسترده متشرعين و دلسوزان اسلام براي خنثي كردن تبليغات سوء اين فرقه تا اوايل انقلاب ادامه يافت تا اين كه پس از پيروزي انقلاب و افتادن نقاب تزوير از چهره مزدوران استعمار و فراماسونري بين الملل گروه گروه فريب خوردگان دوباره اسلام آوردند و با اعلام مراتب تنفر و انزجار خود در روزنامه هاي كشوري و محلي از مردم مسلمان ايران، ائمه معصومين(ع)، رسول مكرم اسلام(ص) و حضرت حجت (عج) عذرخواهي نموده و طلب عفو كردند. اما در عصر حاضر به دنبال اسلام خواهي جهانيان و همچنين وحدت ايجاد شده بين مسلمين از جمله شيعه و سني متاسفانه چند سالي است دوباره بهائيت جهاني با سرمايه گذاري هنگفت  و با استفاده از وسايل وابزارهاي مدرن ارتباطي در صدد جلب و جذب جوانان ساده دل برآمده و قصد ايجاد تفرقه در صفوف به هم پيوسته مسلمين را دارند. همانگونه كه در جلسه اخير شوراي اسلامي شهر همدان نيز نسبت  به تحركات اخير بهائيت در همدان  اعلام خطر شد در اين شماره با چاپ نامه  دادخواهي يك بانوي مسلمان از مسئولان ميخواهيم جدا در اين زمينه چاره جويي نمايند.

مدعيان حقوق بشر جنايت آفريدند:

اينجانب مريم زارعي، مسلمان زاده و مسلمان در سال 1374 با مردي از بهائيان مسلمان شده بر اساس شرع مقدس اسلام و فقه جعفري ازدواج نمودم. در پنج سال اول زندگي به دليل دوري از تشكيلات بهائيت، زندگي شيريني داشتيم، اما از سال 1379 كه به مركز استان نقل مكان كرديم بازوان اختاپوسي تشكيلات بهائيت در زندگي ام گره خورد. آن ها كم كم توانستند همسرم را دوباره اغفال كرده و از طريق او درصدد ايجاد انحراف عقيدتي در من برآيند. تشكيلات بهائيت با چيدن مهره هاي گوناگون از عناصر بهائي در حريم زندگي ام قدرت اراده و تفكر را از من سلب نموده بود، آن ها با ظاهري كاملا فريبنده و مهربان و ليكن مسموم و هدفمند و كينه توزانه نسبت به اسلام و مسلمين وارد شدند. از زماني كه به هويت شيطاني آنها واقف شده و با تقاضاي آنها جهت گرايش و پذيرش بهائيت پاسخ منفي دادم. چهره واقعي آنها برايم نمايان شد و بهائيان با توسل به ترفندهائي كه از اربابانشان آموخته اند باب آزار و اذيت را گشوده و مرا از خانه و زندگي ام بيرون كرده و از ديدار دو فرزند خردسالم محروم نمودند. اي زعماي بزرگوار دين، اي علما و دانشمندان اسلام و اي مومنين به اسلام و مذهب تشيع و اي جوانان مسلمان و برومند شهر همدان بدانيد من از زماني كه به خواسته تشكيلات بهائيت پاسخ منفي دادم از بديهي ترين حقوق مادري خودم محروم شدم. آن ها با كتك كاري و تهديدات گوناگون از خانه و زندگي ام بيرونم كردند و حتي حق ملاقات با فرزندان خردسالم را از من گرفتند، زندگي ده ساله ام را به راحتي تخريب كردند. با كلنگ مهرباني و لبخند كانون زندگي ام را ويران كردند. با هجمه هاي فراوان تمام مقدسات مذهبي ام را نشانه رفتند. من از رياست محترم قوه قضائيه و مسئولين محترم استان طلب مساعدت داشته و دادخواهي خودم را از اين طريق اعلام ميرزا دارم و اميدوارم زندگي من درس عبرتي باشد تا ديگر مسلمين گول ظاهر فريبنده تشكيلات بهائيت و بهائيان كينه توز نسبت به اسلام را نخورند.

 

( روزنامه هگمتانه ـ 28/3/1385 – سايت بهائيت در ايران)

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:37  توسط حق  | 

(ادامه):

 

او در لوح سلطان به ناصر الدين شاه مي نويسد: ما قرات ما عند الناس من العلوم و ما دخلت المدارس. من از علوم متعارفه پيش مردم نخوانده ام و به مدارس وارد نشده ام.

و خواهرش عزيه خانم در كتاب تنبيه النائمين صفحات 4و 34 و44 مي نويسد كه او تحصيل نموده و امي نيست. و چه كسي نزديكتر از خواهر است كه چنين برادر خود را رسوا نموده است.
ازليها نيز از قول يحيي ازل بر اين حقيقت معترف بودند و در نوشته هايشان علاوه بر اين مطلب افشاگريهاي غير قابل انكاري دارند كه بر كذاب بودن دعوي بها دلالت مي كند و دليل روشن بر تحصيل كردن بها اينكه پدر او ميرزا بزرگ نوري يكي از عناصر دولتي و اشراف بوده و همه خواهرها و برادرهاي بها را تحصيل كرده بار آورده است چگونه ممكن است حسينعلي را به مدرسه نفرستاده باشد.

در يكي از سخنان بها آمده است: معني استقامت آنكه ناس آگاه مي شود و به يقين مبين بدانند كه بعد از ظهر اعظم بظهور محتاج نبوده و نيستند. نقطه اولي يعني مبشر جمال كبريا ناس را بشارت داد تا قلوب را پاك سازد و مهيا نمايد و پس از آن مي گويد هر هزار سال پيامبري ظهور مي كند پس چرا در پيش گفت بعد از ظهور اعظم محتاج به ظهوري نبوده و نيستند؟!

بهائيان معتقدند اگر پيامبري دروغين ظاهر شود چهل شبانه روز طول نمي كشد كه خداوند او را سر به نيست كرده و نابود مي سازد و اين اعتقاد را بر گرفته از قرآن مي دانند و از بيانات بها در كتاب ايتان نيز چنين مطلبي استنباط مي شود. در حاليكه در اشراف صفحه 164 مي نويسد: نفسي از اهل سنت و جماعت در جهتي از جهات ادعاي قائميت نموده قريب صد هزار نفر اطاعتش نمودند و به خدمتش قيام كردند قائم حقيقي بنور الهي در ايران قيام بر امر فرمود شهيدش نمودند و بر اطفا نورش همت گماشتند.

منظور بها از آن نفس غلام احمد قادياني است كه در هندوستان ادعاي مهدويت كرد و بدين طريق نكته سر به نيست شدن را فراموش كرده و مطلب ديگري را نيز به اثبات مي رساند و آن اينكه خود بها در اينجا مقر به مهدي بودن باب شده و سئوال اينجاست كه اگر باب مهدي بوده است پس خود بها در اينجا مقر به مهدي بودن باب شده و سئوال اينجاست كه اگر باب مهدي بوده است پس خود بها چه كاره است. در حاليكه بارها خود بها و عبدالبها ادعاي باب را بشارتي براي پديد آمدن مهدي قلمداد كرده اند و او را مبشر ظهور ناميده اند و نائب امام زمان خواندهاند.

فرصت اندك است و مطلب بيش به همين چند بيان كفايت مي كنم. براي روشن دلان و بلند انديشان كافيست

صحبتي با بهائيان

شما دوست عزيزي كه بهائي هستي همانقدر كه توانسته اي با اراده خود خواننده اوراق و سطوري باشي كه سوي تشكيلات براي تو منع شده نمايانگر عزت نفس و روح خداجوي توست و تو با چنين همتي ترك تعصب و تحري حقيقت كرده اي و تو با مقايسه مسلك خود با اديان ديگر دين را مطابق علم و عقل پذيرفته اي و تو با چنين حركي از اغوا تشكيلات خود را رهانيده اي دوست ارجمند: بهائيت دين نيست و فقط هنگامي اين حقيقت شيرين را با تمام وجود مي پذيري كه حقيقت اسلام و حتي ساير اديان را درك نمايي.

اسلام آن نيست كه در كتب به اصطلاح امري و تبليغات سو تشكيلات براي تو ترسيم شده، بهائيت جز خفت و غفلت چيزي براي گروندگان خود به ارمغان نياورده است بهائيت غيرت و و حيثيت پيروان خود را خدشه دار نموده.
اين مسلك منحوس نهالي است كه به دست شوم و سياسي ستمكاران تاريخ نشانده شده و تو با انديشه اي باز و ديدي وسيع مقام و منزلت معنوي خويش را در گرو تحقيق و تجسسي بي طرفانه باز خواهي يافت و از زمره مسخ شدگان و شوندگان تاريخ خارج خواهي شد.

غرور و افتخاري كه بر اثر تبليغات شديد در تو ايجاد نموده اند كاذب و تو خاليست و تو زماني بر اين واقعيت آشكار پي خواهي برد كه لذت افتخار واقعي را بچشي و از اينكه خود را از دوستان حضرت علي عليه السلام و ساير ائمه معصومين عليه السلام بنامي احساس قدرتي فوق العاده نموده و با خاطري آسوده و مطمئن دينداري و ايمان خويش افتخار خواهي نمود.

آنچه كه در بهائيت تو را به خود جذب نموده آيا جز مناجاتها و راز و نياز با خداست كه كلمات زيبا و فريبا را در كنار هم گردآورده و جملات نغز و دل انگيز آفريده يا آنكه شعارهاي زيباي صلح عمومي و وحدت عالم انساني است كه اميدوارات نموده است و لابد تعاليم اخلاقي نيز مضاف بر اينها …

اما اگر صحيفه سجاديه حضرت سجاد عليه السلام را كه راز و نياز او به درگاه الهي است مطالعه مي كردي و يا اينكه اگر مناجات جانبخش و جانگداز حضرت علي (ع) را كه به نام دعاي كميل معروف است مي شنيدي و اگر چنانچه ساير ادعيه اسلامي كه در سحرگاهان به صورت دلنشين تلاوت مي شود گوش جان مي سپردي پي مي بردي كه تمام آن كلمات و جملات زيبا تلخيصي از همين ادعيه مبارك است. و با گفت شعار تمام اديان و حتي تمام گروهها و فوق مختلف دنيا صلح و دوستي و اتحاد و اتفاق است و آن در ديانت بزرگ و بي نقصي چون اسلام صدها بار بيشتر و مهمتر تاكيد شده است و در بهائيت چيزي جزء شعار نيست.

و درباره تعاليم اخلاقي كه براي بهائيان دوازده گانه اند بايد گفت اسلام هزاران تعليم اساسي و بنيادي دارد كه جزئي ترين مسائل را در بر مي گيرد و انسان را در هاله اي از ابهام تحت اختيار خويش رها نكرده و او را همواره رهنما و رهگشاست.

اسلام ديانت مقدسي است كه با كتاب آسماني و احكام متين و متقن خود صريحا تكليف پيروانش را روشن نموده و تعليمات نازله در همان سالهاي پر بركت عمر حضرت محمد صلوات اله عليه بر مردم ابلاغ شد اما در بهائيت احكام و مباني نه تنها به طور كامل نبوده بلكه بسيار جزئي و ناقص صادر شده است و بسياري از آنها در زمان جانشيني عبدالبها و شوقي افندي تعويض و تصحيح شد و بالاخره صادر نمودن احكام را به بيت العدل موكول نموده اند و سئوال اينجاست كه پس تكليف كساني كه در اين دوره زندگي مي كنند و هنوز بهائيت عالم گير نشده چيست؟ ديني كه به مرور احكام آن تكميل شود آيا قابل ترديد نيست؟!

اينجاست كه مي رسيم به وعده و وعيدهاي كاذب كه در سال دو هزار چنين و چنان مي شود و عنقريب فوج فوج اقبال خواهند نمود و از اين گونه دلداريها و دلگرميها …

سالهاست كه در پيامهاي مرسله از حيفا نويدها و بشارات به بهائيان مي رسد در واقع با اينكه ابر قدرتهاي دنيا پشتيبان آنانند و با وجود پيشرفته ترين وسايل ارتباط جمعي در عصر توسعه و صنعت بايد گفت نه تنها هيچگونه ترقي و تعالي نيافته بلكه به لطف خدا تنزل يافته است و جز در بين بهائيان شناخته شده نيست و مثل هزاران فرقه ديگر طبل تو خاليست …

(متن کتاب چرا مسلمان شدم نوشته خانم مهناز رئوفی)

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 14:34  توسط حق  | 

(ادامه):

عبدالبهاء در رحيق مختوم صفحه 2825 و صفحه 174 و 175 و گنجينه حدود و احكام صفحه 31 و 32 مي نويسد: ناقضين بسياري از الواح و آثار بها را سرقت نمود و صورت نماز ركعتي بهائيت را به همراه احكام متمم كتاب اقدس دزديده و آئين نازنين را ناقص كرده اند و هنوز هم اين عبادت مفقود مي باشد. اگر جوانان و نوجوانان چنين چيزهايي را براي بار اول است كه مي شنوند مي توانند درباره آنها از سران تشكيلات سئوالاتي نموده و از آنان دليل و برهان متين بخواهند.
تشكيلات فقط براي كوبيدن اسلام و تعليمات سوء عليه آن جوانان را راضي مي كنند و جوانان با خود مي گويند اين بهائي نباشيم پس چه باشيم چون با حقيقت اسلام هيچگونه آشنايي ندارند.

مع الوصف براي آگاهي بيشتر خوانندگان عزيز پاره اي از آيات نازله از كتاب اين پيامبر دروغين را از كتاب بيان عربي استخراج كرده و تقديم مي كنم.

انا القائم الذي تنتظرون «اي مردم من همان قائمم كه انتظار او را مي كشيد.»

اما پس از مدتي بها بر سر كار آمد و گفت او فقط بشارت دهنده من بود و من قائم منتظر هستم و هنوز خود بهائيان هم نمي دانند كه باب قائم بود يا بها…

تند نويسي باب به اين دليل بود: هواله يا من له ابهي و البهيوت يا من له الجل و الجليوت يا من له الكمل و الكملوت يا من له العظم و المظموت يا من له الكرم و الكرموت يا من له النصر و النصروت يا من له الفتح و الفتحوت يا من له الملك و المملوك و…

ديوانه اي در تيمارستان مشغول نوشتن كتابي مي شود به نام اسب چگونه راه مي رود پس از اتمام كتاب او را به جهت اينكه عاقل شده است از تيمارستان مرخص مي كنند بعد كه كتاب را مطالعه مي كنند مي بينند در صفحات قطور كتاب از اول تا به آخر نوشته شده است تتلق تتلق تتلق …

آيه ديگر:

الحمدلله الذي قد اظهر ذاتيات الحمدانيات باطراز الطرزانيات و اشرق الكينونات الذاتيات باشراق شوراق شراقيه و الاح الذاتيات الباز خيات بطوابع بدايع وقايع منايع مجد قدس متناعيه و اظهر انوارنيات متلاسحات بظورات آيات فردانيه استحمده حمد اما حمده احمد من قبل و لا يستحمده احد من بعد حمدا اطلع و اضاع و تشعشع و اشرق و انار و برق فابر فارتفع و تسطع فامتنع حمدا شرافا ذوالاشراق برافاز و ابتراق شقاقا ذوالاشقاق رقاقا ذوالارتقاق براتا ذوالارتياق رفاقا ذوالارتفاق حقاقا ذوالاحتقاق سباتا ذوالاستباق فراقا ذوالافتراق حداقا ذوالاحتداق علاقا ذوالاقتداق

آيا به راستي چنين جملات و كلماتي مي تواند حرف و حديث پيامبر و يا امام باشد؟ وقتي براي اشكالات و ايرادات زيادي كه در سخنان او مي يافتند از او سئوال كردند گفت كلمات خدا تابع قوانين بشري نمي شود. اگر اينگونه است هر كس مي تواند پيامبر، امام و يا خدا شود و كسي حق ايرادگيري و اشكال تراشي هم نبايد داشته باشد.

باب پس از اين دعاوي به دستور وليعهد ناصر الدين ميرزا با چوب و شلاق مورد ضرب و شتم قرار گرفت و اين منجر به نوشتن توبه نامه اش شد و طلب بخشش كرد. متن توبه نامه باب خطاب به وليعهد ميرزا: «فدك روحي الحمدلله كما هو اهله و مستحقه» كه ظهورات فضل و رحمت خود را در هر حال بركافه عباد خود شامل گردانيده بحمدالله ثم حمدا له كه مثل آنحضرت را ينبوع رافت و رحمت خود فرمود كه بظهور عطوفتش عفو از بندگان و تستر بر مجرمان و ترحيم بر ياغيان فرموده اشهدالله من عنده كه اين بنده ضعيف را قصدي نيست كه بر خلاف رضاي خداوند عالم و اهل ولايت او باشد اگر چه به نقسه وحودم ذنب صرف است ولي قلبم چون موقن به توحيد خداوند جل ذكره و نبوت رسول الله (ص) و ولايت اهل ولايت اوست و لسانم مقر بر كل ما نزل من عندالله است اميد رحمت او را دارم و مطلقا خلاق رضاي حق را نخواسته ام و اگر كلماتي كه خلاف رضاي او بوده از قلم جاري شده غرضم عصيان نبوده و در هر حال مستغفر و تائبم حضرت او را، و اين بنده را مطلق علمي نيست كه منوط به ادعايي باشد«استغفراله ربي و اتوب اليه» و بعضي مناجات و كلمات كه از لسان جاري شده دليلش بر هيچ امري نيست و مدعي نيابت خاصه حضرت حجه الله عليه السلام را محض ادعاي مبطل و اين بنده را هيچ ادعائي نبوده و نه ادعايي ديگر مستدعي از الطاف حضرت شاهنشاهي و آن حضرت چنان است كه اين دعاگو را به الطاف و عنايات بساط رافت و رحمت خود سرافراز فرمايد والسلام.

از روي توبه نامه كه در محفظه كتابخانه مجلس موجود است ادوارد براون مستشرق غربي تاريخ نويسي كه بهائيان مدعي بودند كه او هم بهائي شده است فتوگرافي كرده و در كتابش درج نموده است.

جواب توبه نامه از سوي وليعهد: سيد علي محمد شيرازي شما در بزم همايون و محفل ميمون در حضور نواب اشرف والا وليعهد دولت بي زوال ايده اله و سرره و نصره و حضور جمعي از علما اعلام اقرار به مطالب چندي كردي كه هر يك جداگانه باعث ارتداد شما است و موجب قتل توبه مرتد فطري مقبول نيست و چيزيكه موجب تاخر قتل شما شده است شبهه خبط دماغ است كه اگر آن شبه رفع شود بلاتامل احكام مرتد فطري به شما جاري مي شود.

حرره خادم الشريعه المطهره (مهر) باب را وادار كردند كه در حضور مردم توبه كند او به منبر رفت و همين مطالب را تكرار كرد. در اين رابطه عبدالبها (عباس افندي) در كتاب مقاله شخصي سياح مي نويسد او به حكم تقيه طوري صحبت كرد كه مردم به او بيشتر معتقد شدند و هم علماي را راضي نمود و به اين طريق توبه باب را به تقيه تبديل كرد و اغفال شدگان را بدين نحو بيشتر فريفت.

بهائيان مدعيند كه باب تحصيل ننموده است و بي سواد بوده اما باب در كتاب بيان به ياد دوران تحصيل خود مي نويسد: يا محمد يا معلمي لاتضربني فوق حد معين اي محمد اي آموزگارم مرا بيش از اندازه معين مزن.

او نزد شيخ عابد در حدود يازده سال تحصيل نموده است و اين در كتاب بهائيان نيز بارها به چشم خورده است و اين ادعاي مبطل را كه او تحصيل ننموده نيز مثل ساير آنان ضد و نقيض است اما آنچه از شواهد و قرائن تاريخي به دست آمده اينست كه او قبل از اشتغال به تجارت نزد علماي بر جسته آن دوره مثل سيد كاظم رشتي تعليم مي ديده است.
ميرزا حسينعلي نوري «بها» آثار و نوشته هائي از قبيل اقدس كه مهمترين كتاب اوست ايقان، بديع، اشراقات، اقتدارات، كلمات مكنونه، لوح علي، الواح فارسي از خود به جاي گذاشت كه در آنها تناقص گوئي هاي فاحشي به چشم مي خورد كه دليل بر ساختگي بودن مسلك اوست، در كتاب الاسرار الاثار صفحه 191 از قول حسينعلي گفته است:

 انا ما قرانا كتب القوم و ما اطلعنا بما عندهم من العلوم كلما اردنا ان تذكر بيانات العلما و الحكما يظهر ما يظهر في العالم و ما في الكتب و الزبر في لوح امام وجه ربك نري و نكتب.

ما كتب قوم را قرائت نكرده ايم و از علومي كه نزد آنها است اطلاع حاصل ننموده ايم هر گاه بخواهيم از بيانات علما و حكما چيزي ذكر كنيم ظاهر مي شود آنچه در عالم و كتب و نوشته هاست در لوحي پيش چشم پروردگارت، مي بينيم و مي نويسيم.

او مدعي شده كه نيازي به مطالعه كتب علما و حكما ندارد و هر چه بخواهد در نظرش ظاهر مي شود اما اين نكته را فراموش كرده و در جاي ديگر مي گويد: و در فرقان بسيار آيات دليل بر اين است اگر چه نفس آيه در نظر نيست!!
ولكن مضامين آيات بدين قرار است «و هو الذي انيت من الارض نباتا افلا تومنون» او كه خود را پروردگار مي نامد آيه قرآن را فراموش مي كند و با اينكه مي گويد من هر زمان بخواهم نوشته ها در نظرم ظاهر مي شوند آيه اي را از قرآن تلاوت مي كند كه اصلا در قرآن نيست. و اين در صحيفه شطيه كه در صفحه 285 رحيق مختوم و صفحه 330 جز چهارم مانده آسماني آمده است.(متن کتاب چرا مسلمان شدم نوشته خانم مهناز رئوفی)

+ نوشته شده در  جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 14:31  توسط حق  | 

آثار و نوشيجات بينانگذار بهائيت:

سيد علي محمد باب به تند نويسي مشهور بود از قلم او آثاري به نامهاي بيان فارسي، احسن القصص و صحيفه عدليه و چند لوح به جا مانده است. نوشته هاي او را هر خواننده اي كه مطالعه مي كرد گمان مي نمود كه هذيان گفته است و يا در حالت مستي و ديوانگي آنها را نوشته است. درباره احكام و تعاليم وي اگر چيزي بنگاريم چون خود بهائيان دسترسي به كتب اصلي او ندارند ممكن است اينها را دروغ پنداشته و يا باور نكنند اما جهت اطمينان خاطر از آنان مي خواهيم كه هر طور شده كتاب بيان عربي را يافته و مطالعه نمايند.

يك روز از يكي از اعضاي تشكيلات محلي كه دائي خود بنده مي شد درباره باب سئوالاتي نمودم از ايشان پرسيدم كه باب حكم داده است كه اگر مردي بابي قادر به بچه دار شدن نبود همسر او مي تواند از خانه خارج شده و با كسي آمزش نموده باز گردد فقط به شرط آنكه آن شخص نيز بابي باشد آيا چنين حكمي از نظر شما ايراد ندارد؟ آقاي يوسف جليلي دائي بنده جواب داد حكمي كه از طرف خدا نازل شده است لم وبم ندارد مگر جاي سئوال براي ازدواجهاي مكرر حضرت محمد (ص) بود؟ و يا حكم محلل كه در اسلام وجود دارد مگر قابل سئوال هست؟ حكم خدا نسبت به مقتضاي زمان جاري ميشود و نمي شود از آن ايراد گرفت.

در پاسخ بايد گفت اولا كه دلايل ازدواجهاي حضرت محمد (ص) را همه مي دانند و آن حضرت در رفتار با همسران خويش منتها عدل را مراعات مي فرمود، ثانيا ازدواج يك امر شرعي است و عقد الهي در بين آنان جاري مي شود و مقتضاي زمان هيچ ربطي به اين امر شرعي ندارد.

درباره محلل هم همينطور در موارد بسيار استثنايي و كمياب زن مطلقه مي تواند همسر ديگري را موقتا اختيار نموده و عقد شرعي در بين آنان جاري شود و سپس باز طلاق گرفته و با همسر قبلي ازدواج نمايد. چنين مسئله اي هيچ جاي سئوال باقي نمي گذارد اما يك زن در يك زمان دو همسر داشته باشد «نوبر است».

بي شك باب در دليل اينكه هيچ اعتقادي به عقد الهي و مسائل شرعي نداشته فقط براي ازدياد نسل بابي چنين حكمي را صادر نموده است. وقتي بها سركار آمد سعي كرد نوشته ها و آثار باب را از ميان ببرد و از آنها چيزي جا نگذارد و چون وجود آنها فوق العاده براي رد خود بهاء هم مضر بود به پيروان خود مي گفت شريعت باب ديگر تمام شده و بهائيت شريعت مستقلي است. اما وقتي دروغي گفته شود هزاران دروغ ديگر به دنبال آن خواهد آمد. اگر شريعت قرار بود 13 سال طول كشيده و منسوخ شود ديگر چه نيازي به آوردن شريعت بود. چرا كتاب نوشت چرا احكام و تعاليم صادر كرد چرا نام پيامبر و مهدي را به خود داد و سپس ادعاي خدائي كرد و دليل روشن تر آنكه چرا هنوز بهائيان نماز بابي را مي خوانند و نماز بزرگ آنان صادر شده از باب است به دليل اينكه به گفته خود بها و عبدالبها 9 ركعت نمازي كه از قلم بها براي بهائيان نازل شده بود به دست دشمنان افتاد و به سرقت رفت.(متن کتاب چرا مسلمان شدم از خانم مهناز رئوفی)

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 14:20  توسط حق  | 

بهائیت از زبان تاریخ (۲)

 

در جريان اين دشمني ها و كينه توزيها براي كسب مقام زشت ترين و قبيح ترين فحاشي ها و هتاكي ها را كتباً، حضورا و غيابا به يكديگر نمودند و اين خانواده كساني بودند كه نداي صلح عمومي و وحدت عالم انساني سر داده و خود را ناجي بشريت مي خوانند و تا آنجا كه مي توانستند به شعارهاي پوچ مردم را فريب دادند البته فريب خوردگان چون از اين همه اختلافات خانوادگي و از اين همه نقص اخلاقي دور بودند و از طريق عده اي گماشته كه رابطه بين اين خانواده با مردم بودند به بهائيت رو آورده بودند. چيز زيادي از جزئيات اين مسائل نمي دانستند. در حاليكه در كتابي كه يكي از خواهران عبدالبهاء نوشته بود تمام اختلافات و حتي خيانتهايي كه به يكديگر كرده بودند قيد شده بود و او حتي پدر خود را به تمسخر گرفته و ادعاي او را دروغين اعلام كرده بود، با اين جمله كه «اگر پدرم خدا بود باد فتق خود را معالجه مي كرد.»

عبدالبها خوب توانسته بود بهائيان را به دور خود جمع كرده و مبلغين زيادي به اطراف و اكناف ايران فرستاده و هر روز بر تعداد فريب خوردگان بيافزايد از اين رو براي سياست بريتانيا ارزش زيادي داشت. او بر خلاف احكام و اوامر خود درباره نهي از دخالت در سياست الواح و آثار زيادي مبني بر اينكه او كاملا دست در دست سياسيون داشته و به طريقي از اين همدستي منتفع مي شده موجود است از آن جمله در كتاب مكاتيب صفحه 347 آمده است كه:

الهم ان سرادق العدل قد ضرب اطنابها علي هذه الارض المقدسه في مشارقها و مغاربها و نشكرك و نحمدك علي حلول هذاالسطنه العادله و الدوله القاهره الباذله القوه في راحه الرعيه و سلامه البريه الهم ايد الامپراطور الاعظم جورج الخامس عاهل انگلترابتوفيفاتك الرحمانيه و ادم ظلها الظيل علي هذه الاقليم الجليل بعونك و صونك و رحمانيتك انك انت المقتدر المتعالي العزيز الكريم (حيفا 17 دسامبر 1918 ع ع)

ترجمه: بار خدايا خيمه هاي عدل و داد طنابهاي خود را در شرق و غرب اين زمين مقدس محكم و استوار ساخته است شكر و حمد مي كنم ترا به جهت رسيدن اين سلطنت دادگر و عادل و دولت مقتر و نيرومند كه نيروي خود را در رفاه و آسايش مردم و امنيت زمين مبذول داشته است بار خدايا پادشاه انگلستان ژرژ پنجم را با توفيقات رحمانيه خود تائيد فرما و همواره سايه او را بر سر اين كشور مستدام بدار تو را قسم به ياري و صيانت و رحمانيت چه آنكه تو خداي توانا و والا و ارجمند و بزرگوار هستي حيفا 17 دسامبر 1918 (ع ع يعني عبداله عباس)

با اين شرح و بسط گويا دخالت در سياسيت كشورهاي استعماري ممنوع نيست و تعريف و تمجيد از يك امپراطور ستمگر منع نيست بلكه فقط به دليل اينكه دخالت در سياست كشورهاي اسلامي ممكن است پرده از چهره بعضي سياسي كاريها و حقه بازي ها بردارد حرام اعلام شده از اينگونه آثار فراوان در الواح و بيانات اين جنابان يافت مي شود. آنان شيعه را شنيع خطاب كرده و علما را جاه طلب و نادان شمرده اند. بله سردار سپاه انگلستان با تشريفات خاصي از طرف ملكه رومانيا عباس افندي را با اعطا نشان به لقب «سر» مفتخر نمود و اين براي هر شخصي محرز و مسلم است كه هرگز امكان ندارد به كسي كه سودي براي اين كشور استعماري نداشته باشد چيزي اهدا شود.

براي محمد علي شاه قاچار هم چنين نامه اي صادر مي شود در حاليكه جنايات اين پادشاه ظالم در تاريخ درج است در كتاب مكاتيب صفحه 254 مي نويسد: «در ايران از اعليحضرت شهريار مهربانتر كيست و خيرخواه تر كه؟ به نهايت ابتهال طلب آسايش و شفا به جهت آن پادشاه بنمائيد. هزار افسوس كه ايرانيان قدر اين تاجدار ندانند و مهلت ندهند كه به صرافت طبع و طيب خاطر تاسيس قانون عدل نمايد». كه به شكر و سپاس خدا اين پادشاه ظالم بر عكس دعاي عبدالبها مخلوع شد.

اين حضرات اينگونه مي خواستند با تعاريف و تمجيدهاي تملق آميز از پادشاهان ظالم پرچم عدل و داد را بر دنيا بگسترانند. اينان كه مدعي اجراي عدل و داد و بر چيدن ظلم و جور و ستم بودند اينان كه الفت و محبت و عدم جنگ و عداوت شعارشان بود. بسياري اخبار موثق و آثار مبرهن بيانگر ستيزه جوئي و سياسي كاري و كينه توزي و دشمني آنان مي باشد. حتي سوء قصد و ترور چند تن به دستور اين آقايان و برادران ناتني اتفاق افتاد كه در خفا و پنهان انجام گرفت. اين پيامبران دروغين غيبگو و پيشگو نيز بودند چنانچه پادشاهي به سلطنت مي نشست به اصرار و پافشاري پيروان خود نظر خود را درباره سقوط يا ثبوت آن دولت اعلام مي كردند كه خوشبختانه همه آنها مكتوب و قابل بررسي است. آنان فكر نمي كردند كه بالاخره پس از سالها مورد تمسخر قرار مي گيرند و تمام پيشگوئيهايشان غلط از آب در مي آيد. از آن جمله است نامه اي كه عبدالبها به پدر فضل اله مهتدي معروف به صبحي نوشته و او را به سعادت و رستگاري فرزندش نويد داده است. هوالابهي اي بنده بها سبيل جليل بهور عظيم رسيد و بموهبت كبري نائل شد. عاكف كوي دوست گشت و مستفيض از خوي او گرديد در اين انجمن حاضر گشت به صورت حسن ترتيل آيات نمود هر شب جمع را مستغرق بحر مناجات كرد و به آهنگ شور شهناز به راز و نياز آورد شكر كن خدا را كه چنين پسر روح پروري به تود داد. (عبدالبها عباس اين سعادتمند و روح پرور كسي نبود جز فضل اله مهتدي كه يكي از ياران بسيار نزديك عبدالبها شد و سپس متوجه بسياري از مسايل غير قابل تحمل گشته و پي برد كه راهي بس عبث بيهوده را پيموده است لذا از منجلاب گمراهي خود را بيرون كشيده و هدايت شد.

اين شخص ارجمند خود به درياي خاطراتي است كه از اين خانواده در خود انباشته و همه دلالت بر پوچي ادعاي آنان مي كند كتابهاي خاطرات پدر و خاطرات صبحي از اوست كه حاكي از هزاران دليل و منطق بر رد بهائيت است. عبدالبها او را به القاب اي ثابت نابت اي ثابت بر پيمان و اي صبحي صادق و غيره خطاب مي نمود در حاليكه آقاي صبحي يكي از هدايت شدگاني شد كه تمام جاسوسيها و تمام پنهانكاريهاي عبدالبهاء را فاس كرد و از مسير منحرف بازگشت و با دل آگاه و حسن نظر براي هدايت ديگران كتابها نوشت.

ميرزاعبدالحسين آواره نيز يكي از مبلغين بزرگ بهائيت بود كه پا به پاي عبدالبها در اشاعه اين مسلك همت مي ورزيد.

در توصيف و تمجيد وي نيز بهاء و عبدالبهاء الواح زيادي صادر نمودند كه اين شخص جليل نيز پي به حقيقت برده و از اين كيش برگشت و در رد بهائيت كتاب «كشف الحيل» را كه چند جلد است به تحرير كشيد و در آن افشاگريهاي مستندي موجود است كه قابل انكار نيست از اشخاص برجسته وعالمي كه به شكلي فريب اين فرقه كذايي را خورده و به دام افتاده اند و سپس پي به بطالت و پوچي آن برده و كتابها تاليف نموده اند.

يكي آقا جمال كه مدت مديدي دوش به دوش عبدالبها در جهت گسترش اين فتنه كوشيد و ديگري آقا نيكو و آقاي ميرزا صالح و بسياري ديگرند كه هر كدام سرگذشت خود را پس از بازگشت از بهائيت به تحرير آورده اند و اينان تا قبل از اينكه پي به حقيقت برند نور چشم سران سياسي اين فرقه بودند و الواح بسياري براي زحمتشان صادر مي شد اما پس از بازگشت آنان را به هزار تعمت ناروا نسبت داده و باعث رنج و آزارشان شدند و خواندن كتابهاي آنان را حرام كردند تا هيچكس پي به واقعيت نبرده و همچنان به نام «اغنا الله» سر سپرده و فرمانبر باقي بمانند. ميرزا ابوالفضل گلپايگاني كه ملقب به ابوالفضائل شد تا آخرين روزهاي زندگي از مبلغين بزرگ بهائيت بود كه هم اكنون نيز كتابهاي او را بهائيان در كتابخانه هاي خويش نگهداشته و مفتخرانه به آن مي بالند او در اواخر عمر اظهار پشيماني و ندامت از اعمال گذشته كرده بود و در بين عده اي كه آقاي صبحي هم در ميان آنان بوده اعتراف به اشتباهات خود كرده و عبدالبها را شخصي سياسي عنوان مي كند وقتي صبحي به او اصرار مي ورزد كه چرا حقيقت را فاش نمي كند و چرا علنا بازگشت خود را از بهائيت اعلام نمي كند مي گويد من پيرم و از كار افتاده در اين روزهاي آخر عمر مرا به قتل مي رسانند و بي شك ديگر دير شده و نمي توانم از حقيقت دفاع كنم. مجال تفصيل نيست خلاصه آنكه پس از عبدالبها به جاي محمد علي (شوقي افندي) نوه دختري عباس افندي بر مسند رهبري نشست او با زن انگليسي الاصلي به نام «روحيه ماكسول» ازدواج نمود اما صاحب اولاد نشد و مقطوع النسل گشت. درباره او صبحي خاطراتي را بيان نموده است كه قلم از تحرير آن شرم دارد.

او تنها حسني كه داشت اين بود كه مي توانست با كلمات خوب بازي كرده و تحصيلاتي كه داشت الواح و آثار گنگ و پر ابهامي صادر نمايد و بهائيان را مجذوب خود كند.

پس از شوقي افندي طبق طرحي كه به كمك اياديان و ياران بهاء پي ريزي شد جامعه بهايي تحت اختيار و تسلط سازماني به نام بيت العدل قرار گرفت كه تا كنون نيز به همين منوال پيش رفته است و اعضاي اصلي آن 9 نفر هستند. البته سركردگي اين سازمان را روحيه ماكسول همسر شوقي بر عهده دارد اين سازمان حيفاي اسرائيل مستقر شده بهائيان معتقدند كه حكم آنان حكم خداست و ملهم به الهامات غيبيه هستند و گوش به فرمان دستورات آنان بوده ودستوراتشان از دستورات الهي قلمداد مي كنند. اين سازمان برنامه هاي تشكيلات وسيعي دارد كه آنها را به نام «نظم اداري» تشكيلات ملي و تشكيلات محلي نام گذاري كرده و هر كدام به شاخه هايي تبديل شده و وظايف و مسئوليتهاي زيادي را به افراد بهائي واگذار نموده است. دستورات آنان را بي چون و چرا پذيرفته و اطاعت مي نمايند. هر كدام از اين تشكيلات مشاورين و معاونيني دارند و هر كدام از مشاورين و معاونين هم مديران و مدبراني را براي برنامه هاي خود انتخاب مي نمايند و همين طور همه اعضاء و افراد بهائي را به طريق اسير مسئوليتي نموده و مجال فكر و انديشه را از آنها گرفته اند.

از اين چند پاراگرفا هر خواننده باانصافي بايد اذعان نمايد كه ديدگاه بهائيت اعتقاد نيست بلكه ابزار كاري است در دست تشكيلات مربوطه و اينكه بدون چون و چرا و به قول خود بهائيان و حكم صريحشان بدون «لمه و بمه» بايد به دستورات تشكيلات عمل نمايند، نشانگر اين است كه هيچ اختياري و اراده اي از خود ندارند و تنها دليل سرسپردگي آنان اينست كه بر اثر تبليغات شديد تشكيلات و وعده و وعيدهاي زياد و تشويق و ترغيب آنان ناچار زندگي را در محدوده بسيار كوچك جامعه خود سپري مي كنند و با جوي كه تشكيلات در اين محيط كوچك ايجاد نموده است كسي جرات بروز اعتقاد خويش را ندارد و اگر فردي با ديدي وسيع به مسائل بنگرد و به حقيقت پي برد مي داند كه صدها تهمت ناروا به وي بسته خواهد شد و اكثر جوانان و نوجوانان چون قادر به تحمل چنين مسائلي نيستند ترجيح مي دهند خود را به دردسر نينداخته و در پي حقيقت نباشند.

به علت فشردگي بحث، ما اشاره به مسائل درون تشكيلاتي ننموديم كه ارگ وارد اين قضايا شويم به راحتي مي توانيم ثابت نمائيم كه فرق دين به تشكيلات چيست و اگر ديني از سوي خدا بيايد ديگر نام تشكيلات بر روي خود نمي گذارد بلكه اين سازمانهاي دست ساز و سياسي هستند كه به نام تشكيلات بر عده اي حكومت كرده و از اين طريق منافع سياسي و مادي خويش را تامين مي نمايند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 11:30  توسط حق  | 

       بهائيت از زبان تاريخ (1)

در سال 1260 هجري قمري شخصي به نام سيد علي محمد فرزند سيد محمد رضا و فاطمه بيگم لقب باب به خود داده و ادعاي مهدويت كرد وي پس از آن مدعي نبوت شد و فرقه يابي را تاسيس نمود اساس اين فرقه از روسيه منشاء مي گيرد و روسها براي نفوذ به كشور اسلامي و بهره برداري از منابع و ذخاير ارزشمند اين ديار چنين فرقه اي را بنيان نمودند.

باب در كتاب خود اشاره به ظهور ديگري كرد كه او را من بظهر اله ناميد و سال ظهور آن را حدودا دو سال پيش از ظهور خود عنوان كرد به طوري كه واضحا در قسمتهايي از كتاب خويش به اينكه شريعت وي ساليان درازي ادامه خواهد يافت و شخصي كه پس از او به پيامبري برگزيده مي شود و هنوز به دنيا نيامده اشاره نموده است حتي در جايي ماء نطفه را به دليل اينكه من يظهر اله پديد خواهد آمد پاك دانست در حاليكه پس از حدود 13 سال ميرزا حسينعلي نوري مازندراني ملقب به بهااله خود را من يظهراله خواند و او دو سال از باب بزرگتر بود.

باب توسط علماي آن زمان به مباحثه و مناظره دعوت شد و جملگي علما به ديوانگي و سفاحت وي راي دادند و به دليل اينكه مقدسات اسلام را زير پا نهاده و عقايد و اعتقادات جديد و پر نقص خويش را نسبت به اسلام ارجح مي شمرد و اسلام را منسوج شده اعلام مي كرد حكم اعدام وي را صادر نمودند باب پس از نوشتن توبه نامه اي خطاب به وليعهد ناصر الدين ميرزا كه هنوز هم به خط خود او در آرشيو ملي ايران حفظ و نگهداري مي شود به دستور امير كبير به دار آويخته و تيرباران شد.

اين شخص در لحظات آخر زندگي اميدوار بود كه از سفارت روس طبق وعده هايي كه گرفته بود به داد وي برسند و از مرگ نجاتش دهند اما چنين نشد و روسها و انگليسيها كه در آن برهه از زمان سعي در تسلط و تجاوز به ايران را داشتند تدبير ديگري انديشيده و ميرزا حسينعلي نوري را براي ادامه اين فتنه انتخاب نمودند.

باب قبل از مرگ برادر ميرزا حسينعلي نوري يعني يحيي ازل را جانشين خود كرد و اين شخص پس از كشته شدن باب ادعاي من يظهر الهي نمود و پيروان جديدي به نام ازليها را به دنبال خود كشيد. ميرزا حسينعلي دو سال در كوههاي سليمانيه كردستان عراق خلوت گزيد و پس از بازگشت خود را من يظهر اله ناميد و باب را مبشر خود معرفي كرد و دشمني سختي را با برادر ناتني خود يحيي ازل مشهور به صبح ازل و پيروان وي آغاز نمود كه حاصل اين خصومت كشته شدن عده زيادي از ازليان و بابيان بود وي خود را ملقب به بهااله كرد و پيروان خود را بهايي ناميد. در جريان اختلافات شديد بين بابيان، بهائيان و ازليان جنجال و اغتشاشات زيادي رخ داد و توسط دولت وقت هر كدام به دياري تبعيد شدند. بهائيان را به استانبول و ازليان و بابيان را به قبرس تبعيد كرد در استانبول هم جايي براي بهائيان نبود و علما با بودن آنها در استانبول مخالفت كرده آنان را به اورانه تبعيد نمودند.

ميرزا حسينعلي نوري خود را پيامبري معرفي كرد كه پس از رسول اكرم (ص) ظهور نموده است و چون بيشتر آيات و روايات اسلامي به زبان عربي بودند و او نيز در همين زمينه تعليم ديده بود كتاب خويش را به زبان عربي نوشت در حاليكه او ايراني الاصل بود و مي بايست به زبان فارسي پيروانش را به سوي خود و تعاليم خود دعوت مي كرد البته كتابهائي هم به زبان فارسي نوشت كه بيشتر حالت دعا و مناجات دارند و جملات و كلمات فراواني از آنها به زبان عربي است.

بهائيان وي را وزيرزاده معرفي نمودند در حاليكه پدر وي ميرزا بزرگ نوري در يكي از مراكز دولتي منشي يكي از حكماي محمد علي شاه بوده و منتصب بودن وي به وزارت در هيچ كدام از كتب تاريخي ذكر نشده است. ميرزاحسينعلي ادعاي پيامبري، صاحب زماني و در نتيجه خدايي كرد. او پس از خود طبق وصيت نامه اي به نام «عهدي» پس ارشدش عباس افندي مشهور به غصن اكبر را جانشين خود اعلام كرد و پس از او نيز پسر كوچكتر محمد علي معروف به عضن اعظم را جانشين بعدي اعلام نمود.

در كتاب عهدي آمده است:

قد قدرالله مقام الغصن الاكبر بعد مقامه انه هو الامر الحكيم قد اصطفينا الاكبر بعد الاعظم امرا من لدن عليم خبير.

ترجمه: خداوند مقام غصن اكبر (محمد علي) را پس از مقام او (عباس) قرار داده اوست فرمان دهنده حكيم ما برگزيديم اكبر را (محمد علي) را پس از اعظم (عباس) اينكاريست از ناحيه داننده آگاه.

عباس خود را بنده بهاء خطاب نمود و به نام عبدالبهاء شهرت يافت با اين وجود خود را كمتر از پيامبران نيز معرفي نكرد و بهائيان او را ملهم به الهامات غيبيه ميدانند و پرستش مي نمايند اما بندگي عبدلبها نسبت به پدرش حقيقي نبود چرا كه به حكم خداي خويش عمل ننموده و مخالف درخواست حسينعلي كه محمد علي را پس از عبدالبهاء به جانشيني انتخاب نموده بود از اين حكم استنكاف نمود و طبق وصيتنامه اي به نام (الواح وصايا) شوقي افندي نوه دختري خود را به جاي خود منتصب كرد. از اينرو دشمني سختي هم در بين اين دو برادر ناتني در گرفت و دو شاخه ديگر از بهائيت به وجود آمد پيروان محمد علي را «ناقضين» و پيروان عباس را «ثابتين» مي خواندند.

(متن کتاب چرا مسلمان شدم ،تالیف خانم مهناز رئوفی )

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 11:29  توسط حق  |