مباني فلسفي نظام اقتصادي (با رويكرد خمس) :
پيش از آنكه به مباني فلسفي نظام اقتصادي اسلام بپردازيم نخست بايد واژه فلسفه را بررسي كنيم، چرا كه اين واژه در علوم و معارف بشري، دو معناي كلي دارد: گاهي فلسفه به معناي دانش مخصوص و معروفي است كه موضوع آن، وجود و هستي است؛ فلسفه در اين معنا به مفهوم هستيشناسي است كه به دو شاخه امور عامه و الهيات به معني الاخص تقسيم ميگردد.(4) و گاهي فلسفه عبارت است از تبيين علمي و عقلاني هر پديده كه در اين معنا به فلسفه كاربردي اطلاق ميشود. مراد نگارنده از فلسفه اقتصاد اسلامي و حكمت تشريع خمس، بدين مفهوم ميباشد؛ يعني پرسشها و پاسخهاي عقلاني درباره مسائل مالي كه يكي از آنها مسئله خمس است.
(4) براي كسب اطلاعات بيشتر به كتاب علوم اسلامي (منطق و فلسفه) شهيد مطهري مراجعه شود.
عدالت اقتصادي در پرتو بعثت پيامبران
قرآن كريم يكي از مهمترين دلايل اجتماعي بعثت پيامبران را زمينهسازي براي اقامه قسط و گسترش مطلق عدالت توسط خود مردم ميداند: «لقد ارسلنا رسلنا بالبيّنات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط؛(1) ما پيامبران را با دلايل روشن و معجزات آشكار فرستاديم و كتاب و ميزان حق و باطل را با آنان همراه ساختيم تا مردم (در پرتو تربيت ديني) به عدل و قسط قيام كنند». پس از آن بلافاصله ميفرمايد: «و انزلنا الحديد فيه بأس شديد و منافع للناس؛(2) و آهن را فرود آورديم كه در آن نيرويي شديد و سودهايي براي مردم است.»
گرچه در آهن منافع فراواني نهفته است، منتها يادآوري آن در كنار بعثت رسولان و كتاب و ميزان، بدان دليل است كه اين فلز را ميتواند به صورت شمشير و تير و نيزه در آورده و متمرّدان از خط عدالت و بر هم زنندگان نظم اجتماعي را تنبيه كند.
تعريف عدالت
عدالت به مفهوم اتمّ آن عبارت است از: اعطاي حق هر صاحب حقي كه شامل حق الله نيز ميشود. امام سجاد (عليهالسلام) فرمود: «حق الله الاكبر عليك ان تعبده و لا تشرك به شيئاً؛(3) بزرگترين حق خدا اين است كه او را پرستش كرده و احدي را شريك او قرار ندهي.»
گاهي عدالت به معناي قرار دادن هر چيزي در جايگاه و پايگاه مناسب خويش است؛ از انفاق و پرداخت حقوق مالي گرفته تا سخن گفتن به موقع و هر كسي را در مقام مناسب گذاشتن، و نيز توزيع و توليد ثروت به صورت مناسب و عادلانه.
مقبوليت عدالت
اصل عدالت و ضرورت آن، مقبول تمام مكتبها و انسانهاست و همواره از بزرگترين آرمانهاي بشري و چالشهاي پيش روي جوامع بوده و هست. هر انساني پيرو هر مكتب و مرامي كه باشد، در صورتي كه وجدان و فطرت عقلاني خود را از دست نداده باشد، اجراي عدالت را براي اداره جامعه ضروري ميداند، چرا كه افراد بشر به دليل غريزه استخدام يا طبيعت اجتماعي زيستن و يا كثرت حوايج، نميتوانند انفرادي زندگي كنند، بلكه نياز به قانون عادلانه و اجراي آن دارند. متأسفانه گسترش جوامع بشري و فقدان عدالت اجتماعي باعث گرديده كه ظلم و تجاوز، گسترده شود و در هر عصري ثروتهاي كلان در دست گروهي معدود قرار گيرد و اكثريت جامعه در فقر و محروميت به سر ببرند
ايمان و عقيده است كه پشتوانه و ضامن اجراي خمس است، زيرا اگر كسي به دروغ بگويد: خمس ندارم يا پرداختهام، حكومت اسلامي در شرايط عادي حق تجسّس و تفحص ندارد، چرا كه پرداخت خمس به ايمان و اعتقاد مردم بستگي دارد. به همين دليل خطاب در اينگونه احكام با مؤمنان و متقين است و كساني كه ايمان ندارند مخاطبان خمس نميباشند.
(1) حديد آيه 25
(2) همان
(3) من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 618
بايد توجه داشت كه سيستم اقتصادي توزيع و توليد ثروتها و پرداخت خمس و زكات و ساير مسائل مالي مانند كفارات، ديات و غيره نيز، رعايت عدل اجتماعي را در بعد اقتصادي روشن ميسازد، زيرا بدون يك سيستم اقتصادي، قشر عظيمي گرفتار فقر و محروميت ميشوند. به همين دليل مقصود ما از اقتصاد اسلامي، آن سيستمي است كه به وسيله آن راه و رسمي كه اسلام در تنظيم حيات اقتصادي دارد تجسّم و عينيّت پيدا ميكند.
به عقيده دانشمندان بزرگ اسلامي همچون: علامه مطهري و شهيد آية الله صدر و بسياري از عالمان روشنبين اهل سنّت، اسلام داراي يك نظام مالي و اقتصادي محكم بر پايه توحيد است. استاد مطهري مينويسد: وقتي ميگوييم اقتصاد اسلامي، منظورمان علم اقتصادي به شكل اقتصاد برنامهاي و دستوري است، نه اقتصاد علمي كه مانند ساير علوم ميباشد، چون در اين صورت اقتصاد اسلامي يا مسيحي و يا ماركسيستي معنا ندارد؛ چنانكه فيزيك يا شيمي اسلامي يا مسيحي نداريم.
روز ششم تیرماه با انفجار بمب کار گذاشته شده در ضبط صوت بزرگی که روی تریبون سخنرانی آیة الله خامنه ای در مسجد اباذر تهران قرار داده شده بود، پروژه حذف رهبران اصلی جریان پیرو خط امام توسط سازمان منافقین کلید خورد.
در روز 6 تیر ماه 1360، حضرت آیتا... خامنهای كه نمایندگی امام در شورای عالی دفاع و نیز امامت جمعه تهران را بر عهده داشتند در مسجد ابوذر تهران جهت پاسخ به پرسشهای مردم پشت تریبون قرار گرفتند، اما انفجار ضبط صوت بمبگذاری شده باعث شد از سمت راست بدن مورد اصابت تركشها قرار گرفتند. .
پس از انفجار، ایشان به بیمارستان منتقل شدند و مورد عمل جراحی قرار گرفتند. اراده خدا بر این تعلق گرفته بود كه ایشان برای آینده نظام حفظ شوند و به عنوان افتخار جانبازان در خیل جانبازان انقلاب اسلامی قرار گرفتند.

انفجار ششم تیر آغاز علنی مرحله نظامی سازمان منافقین ٬ پیامدهای فوری مختلفی به همراه داشت:
«تنفر عمیق مردم از این حرکت و توقع آنها از دولت در سرکوب قاطع منافقین، برخوردمحکم وتردیدناپذیر مقامات قضایی ٬ کمیته و سپاه که متناسب با افکار عمومی عمل کردند ٬ چنان ضربه ای به سازمان زد که به هیچ عنوان تصورش را نمی کرد. »1
درگیری های پراکنده مسلحانه و اقدام به بمب گذاری و آمادگی برای ترورهای گسترده توسط سازمان از فردای سی ام خرداد آغاز شد.« روز دوم تیرماه یک بمب در سالن راه آهن قم در لحظه پیاده و سوار شدن مسافرین منفجر گردید و 7 شهید و بیش از 50 زخمی به جای گذاشت. روز سوم تیر با هوشیاری مردم یک بمب قوی در جنب یک هنرستان دخترانه در تهران کشف و خنثی می شود.» 2
روز جمعه پنجم تیر انتخابات میاندوره ای مجلس شورای اسلامی در 19 شهر کشور برگزار شد و حضور گسترده مردم در نمازهای جمعه در آن روز با تظاهرات و شعارهای گروه های مختلف مردم در مخالفت با بنی صدر و سازمان همراه بود. آیت الله خامنه ای امام جمعه تهران در سخنان خود ضمن ارائه تحلیلی از عملکرد سازمان خطاب به سران سازمان گفت:
«من سوابق و ضعف های آنها را می دانم و خود آنها می دانند که ما به خوبی آنها رامی شناسیم. من می گویم که خودتان را در تاریخ رسوا کردید و حرف های [قبلی] خود را تخطئه نمودید...
شما ای مجاهدین خلق مقابله خود را با دولت وحکومت اسلامی به حساب مقابله با ارتجاع می گذارید. ارتجاع با منطق اسلام یا منطق کمونیسم؟ ارتجاع در منطق اسلام یعنی ارتداد و شماها هستید که مرتجعید. »3
وی همچنین در سخنان خود جوانان و نوجوانان هوادار سازمان را به تفکر و توجه به واقعیات و پذیرش نصایح خیرخواهان فراخواند و آنان را از دنباله روی بدفرجام سران سازمان تحذیر نمود.
بعدها، سودابه سدیف، مشاور بنی صد،ر پس از دستگیری اعتراف کرد که پس از عزل قانونی رییس جمهور و پنهان شدن او ٬ بنی صدر به رجوی پیام داد که « باید شروع به زدن رأس های آنها [ حاکمیت نظام جمهوری اسلامی] نمود، چاره دیگری نیست.»4
حسین نواب صفوی یکی از رابط های اصلی بنی صدر و سازمان نیز بعد از بازداشت، به رغم اینکه تأکید داشت که بنی صدر برای مقابله با نظام بر بسیج مردم ٬ با تردید تصریح کرد که این، نکته هم مطرح شد که « اگر نتوانیم مردم را بسیج کنیم ٬ باید اینها را فلج کرد، یک چیزی در همین حدود، شاید گفت باید سران را از بین برد»5
رجوی بعد از اختلاف با بنی صدر دیدگاه های او را در مورد ترورهای سال 60 چنین تبیین می نماید:« آقای بنی صدر به خوبی به یاد دارند که در آن اوایل... رفسنجانی را در شمار «خمسه خبیثه» واجب القتل دانسته و به تأکیدخواستار آن بودند که در ردیف بهشتی ملعون که هر دو نفر به اضافه سه دیگردستشان تا مرفق به خون و جنایت آلوده بود مهدورالدم و شایسته مجازات شناخته شود»6
رجوی در بیانی دیگر با تحقیر دیدگاه بنی صدر می نویسد:
«... آنچه بنی صدر از مبارزه مسلحانه مجاهدین انتظار داشت ، اساساً چیزی جز دفع شرّ تعدادی از مهره های بالای رژیم نبود..»7
رییس جمهور معزول که خود به دستاویزی برای شورش مسلحانه سازمان تبدیل شده بود، با تأکید یا در واقع اعلام موافقت خود با آغاز ترور مسئولان بلندپایه نظام جمهوری اسلامی، تسریع در اقدام برنامه ریزی شده قبلی سازمان را خواستار شده بود. روز ششم تیرماه با انفجار بمب کار گذاشته شده در ضبط صوت بزرگی که روی تریبون سخنرانی آیة الله خامنه ای در مسجد اباذر تهران قرار داده شده بود، پروژه حذف رهبران اصلی جریان پیرو خط امام توسط سازمان کلید خورد.
خوشبختانه امام جمعه محبوب تهران و نماینده امام در شورایعالی دفاع از این سوءقصد که می توانست به فاجعه ای بزرگ منجر شود، بر اثر کامل عمل نکردن بمب، جان سالم به در برد ولی جراحات شدیدی بر ایشان وارد گشت. براساس خبر منتشره در همان زمان ٬ آیه الله خامنه ای از نقطه بالای کتف راست و بالای ران سمت راست» مجروح شد و «استخوان ترقوه» او شکست و چند رگ و عصب دست راست وی نیز قطع شده بود.
مسجد اباذر تهران در یکی از جنوبی ترین مناطق واقع شده بود و آیة الله خامنه ای مدتی بود که در آنجا پس از نماز ظهر و عصر برنامه هفتگی سخنرانی و پرسش و پاسخ برگزار می کرد. هم زمان با انفجار بمب مزبور، بمبی نیز در میدان انقلاب تهران منفجر شد و یک بمب هم در تقاطع خیابان ولی عصر(عج) و طالقانی پیش از انفجار کشف و خنثی گردید.
روزنامه کیهان به مدیریت حجة الاسلام سیدمحمد خاتمی در سرمقاله خود با عنوان« توده های مردم از ماجرای ترور خامنه ای می گویند» چنین نوشت: « دیروز بخش وسیعی از مردم درمقابل بیمارستان جمع شده بودند... دست به دعا برداشته بودند و باچشم های اشک آلود از خدای خودمی خواستند که امام جمعه تهران زنده بماند و توطئه آمریکا نقش برآب گردد... از هر کس و هر دسته ای که سؤال می کردیم ٬ مردم بلافاصله پاسخ می دادند که این کار، کارجنبشی ها[= سازمان] است... عموحسین گفت مگر درنمازجمعه این هفته شرکت نکردید؟ در آنجا آقای خامنه ای به سران مجاهدین گفت شماها را خوب می شناسیم ٬شماها کار آمریکا را آسان کردید... اما معلوم بود که جنبشی ها نمی توانستند کیفر آقای خامنه ای را فی المجلس اداکنند! لذا به زودی و به طورمضاعف یعنی درهمین دیروز به مسجد اباذر رفتند و در ضبط صوت مواد منفجره گذاشتند.
حضرت امام خمینی(ره) طی پیامی خطاب به آیة الله خامنه ای، ترور شخصیت های انقلاب را موجب افزایش قدرت مقاومت در صفوف فشرده ملت توصیف کرده ضمن اشاره تلویحی ولی روشن به مسئولیت منافقین در این اقدام، در مورد ابعاد و آثار آن چنین نگاشت:
« اکنون دشمنان انقلاب به سوءقصد به شما که از سلاله رسول اکرم (ص) وخاندان حسین بن علی(ع)هستید و جرمی جزخدمت به اسلام و کشور اسلامی ندارید و سربازی فداکار در جبهه جنگ و معلمی آموزنده در محراب وخطیبی توانا در جمعه و جماعات و راهنمایی دلسوز در صحنه انقلاب می باشید ، آن قدر از بینش سیاسی بی نصیبند که بی درنگ پس ازسخنان شما درمجلس و[نماز]جمعه وپیشگاه ملت به این جنایت دست زدند و به کسی سوءقصد کردند که آوای دعوت او به صلاح و سداد در گوش مسلمین جهان طنین انداز است... آیا با این اعمال وحشیانه و جرایم ناشیانه وقت آن نرسیده است که جوانان عزیز فریب خورده از دام خیانت اینان رهاشوند، و پدران و مادران ٬جوانان عزیزخود را فدای امیال جنایتکاران نکنند و آنان را از شرکت درجنایات آنان برحذر دارند؟»
آیت الله بهشتی ، رییس دیوان عالی کشور ٬ محمدعلی رجایی ، نخست وزیر ٬ مجلس شورای اسلامی و سایر نهادهای انقلابی و آقای منتظری در پیام های جداگانه ای ضمن محکوم کردن سوءقصد به آیت الله خامنه ای منافقین را به تلویح یا تصریح مسئول این اقدام بر شمردند.
اما سازمان رسماً مسئولیت سوءقصد به آیة الله خامنه ای را برعهده نگرفت و حتی بر قسمتی از بدنه داخلی ضبط صوت انفجاری با ماژیک نوشته شده بود« هدیه گروه فرقان»، و جزوه ای نیز با امضای این گروه درباره این سوءقصد انتشار یافت. در حالی که مؤسس و اعضای اصلی این گروه در سال 58 و 59 شناسایی و دستگیر شده بودند و هیچ تشکیلاتی از این گروه در سال 1360 در داخل کشور وجود نداشت که قادر به انجام یک اقدام مسلحانه باشد. در برخی از اعلامیه ها و جزوات قبلی این گروه از بنیانگذاران و ایدئولوژی سازمان تجلیل و اعلام حمایت شده بود ، و قرائن معدودی هم در مورد ارتباط تشکیلاتی سازمان با فرقان وجود داشت ٬ امّا آشکار بود که سازمان در همان آغاز عملیات تروریستی خود در تیرماه 60 با طرح نام گروه فرقان و انتشار اطلاعیه جعلی به نام آن گروه ٬ کوشید تا ٬ هم چهره تروریستی خود را پنهان کند و هم علاوه بر انحراف افکار عمومی، مسئولان امنیتی و انتظامی را نیز گمراه نماید.
معاون وقت دادستان انقلاب در خاطرات خود تصریح کرده است که« جواد قدیری یکی از طراحان مهم انفجار مسجد اباذر بود». وی که نام کاملش محمدجواد قدیری مدرس است و از اعضای قدیمی و سازمان و نفوذی در کمیته انقلاب مستقر در اداره دوم ستاد ارتش بود، بعداز سوءقصد نافرجام به آیت الله خامنه ای متواری شد و از کشور گریخت و در سال ٬ 1364 نام قدیری در لیست شورای مرکزی به عنوان «عضو مرکزیت» سازمان درج گردید.
در همان زمان در اغلب خبرهای مطبوعات و واکنش های اقشار مختلف مردم و گروه های سیاسی ٬ بدون کمترین تردیدی ٬ سازمان مسئول انفجار مسجد اباذر معرفی و شناخته می شد.
بعدها نیز در بیانیه وزارت خارجه آمریکا درباره سازمان ٬ مجروح شدن آیت الله خامنه ای یکی از مجموعه اقدامات تروریستی سازمان خوانده شد.سازمان نیز در نفی این واقعیت مجدداً اعلام نمود که سوءقصد به آیت الله خامنه ای « قبل از شروع مبارزه مسلحانه مجاهدین» توسط گروه فرقان انجام شده « که هیچ ربطی به مجاهدین» نداشت. کاملاً آشکار است که سازمان بنا به دلایل سیاسی ٬ حقوقی و تبلیغاتی ٬ به رغم پذیرش رسمی مسئولیت بسیاری از اقدامات تروریستی بعدی خود ٬ همچنان مایل و قادر نیست که به نقش خود در انفجار ششم تیر اعتراف نماید.
منبع:
سازمان مجاهدین خلق؛ پیدایی تا فرجام، گفتار پانزدهم: «فاز نظامی»؛ اعلام رسمی ترور و خشونت،ص 587تا 600
مرکز اسناد انقلاب اسلامی
مقدمه :
با عنايت و لطف بيكران الهي برآن شديم كه اين سنگر علمي را مجهز به نقد تصوف نمائيم تا در كنار نقد بهائيت و نقد وهابيت مورد رضاي الهي و امام زمان (عج) قرار بگيرد.و به حول وقوه پروردگارمان راهگشاي سبيل اثبات حقانيت شيعه و هدايت گمراهان از فرفه هاي مختلف باشيم.
ان شاء الله در آينده اي نزديك مطالب بهتر وپربارتري رو براي شما مي گذارم.

عده اي از مردم بيدخت خدمت مرحوم آخوند خراساني مرجع تقلید وقت شیعیان وصاحب کتاب کفایه الاصول رسيده و عقايد ملاسلطان را به ايشان باز گو نمودند كه مرحوم آخوند فتواي ارتداد نامبرده را صادر نمودند.در سال 1327 قمری به سفارش ملا حاج ابو تراب که از متدنیان بیدخت بود سه نفر به نامهای عبد ا... ، عبد الکریم ملا سلطان را خفه کردند( کتاب در خانقاه بيدخت چه مي گذرد) .

بعد از ملا سلطان نور علی شاه ثانی پسر ملا سلطان قطب شد وی اوایل با اعتقادات پدرش مخالف بود.واز بیدخت فرار نمود.بعدها ملاسلطان توسطرحمتعلیشاه حائری از مریدانش توانست اورا از عراق پیدا نماید وبازگرداند.
وعجیب است همین مخالف بعدها قطب میشود ...
بعد از 10 سال او را نیز در ری کشتند .


گنابادیه در دوره قاجار توسط حمایت های بی دریغ تیمور تاش و در زمان شاه پهلوی توسط نصیری رئیس ساواک رشد کرد.کتابهای ملا سلطان را سرتیپ پرورش تجدید چاپ می کرد و سلطان حسین هم بشدت وابسته شاه بود و در راهپیمایی ها در حمایت از شاه شرکت می نمود.

نورعلی تابنده قطب فعلی فرقه ضاله