تبليغاتX
.

 در عصر ابن تيميه ، علماى بسيارى پرده از افكار انحرافى او برداشتند و در اين ميان نقد علماى معاصر او از اهميت بسيارى برخودار است كه در ذيل به آن اشاره  مي شود:

1 - صفى‏الدين الهندى الأرموى (متوفاى سال 715ق)؛ او از بزرگان مذهب اشعرى بوده است و در يك مجلس بحثى با ابن تيميه به مناظره پرداخت. روحيّه صفى‏الدين هندى طورى بود كه وقتى وارد يك مسئله علمى مى‏گرديد با حوصله تمام، همه جوانب آن مسئله را مورد كنكاش قرار مى‏داد. اماابن تيميه برخلاف او و بر طبق عادتش با شتاب از مسئله‏اى به مسئله ديگر و بدون اين كه آن را خوب تقرير كند، عبور مى‏كرد. لذا صفى‏الدين هندى به او گفت : اى ابن تيميه تو را چگونه مى‏بينم!! تو مانند گنجشكى هستى كه وقتى مى‏خواهم آن را به دام بياندازم از اين شاخه به آن شاخه پرواز مى‏كند.

 لذا بعد از مدتى ابن تيميه محبوس گرديد و بر ضد او تبليغات وسيعى صورت گرفت.(4)

2 - شهاب‏الدين حلبى  (متوفاى 733 ق)؛ او كتابى در زمينه نفى جهت داشتن خداوند عزوجلّ به رشته تحرير درآورد. اين كتاب در حقيقت ردّ عقيده ابن تيميه است. در مقدّمه آن كتاب مى‏نويسد : امّا بعد آن چه كه مرا بر آن داشت تا اين كتاب را بنويسم، مسئله‏ايى است كه در اين مدت به وقوع پيوست و آن اين كه بعضى در صدد برآمده و مطالبى در اثبات جهت داشتن خداوند عزوجل نوشتند و هر كسى كه در اين زمينه مطالعه‏اى نداشته باشد و به وسائل معرفت، مسلّح نباشد و نيز مستبصر به نور حكمت نباشد فريفته آن سخنان مى‏گردد. لذا بر آن شدم تا عقيده اهل سنّت و اهل جماعت را بيان كرده و فساد مطالب  او (ابن تيميه) را روشن نمايم، در حالى كه او هر آن چه را كه خود ادّعا كرد، اولين كسى بود كه به نقض آن پرداخت و هر قاعده‏اى را كه مطرح نمود، خود دست به تخريب آن زد.(5)

3 - قاضى‏القضاة كمال‏الدين الزملكانى (متوفاى 733 ه.ق)؛ به كفته سبكى، وى پيشوا، علاّمه و اهل مناظره بود.(6) او در دو مسئله طلاق و زيارت به ردّ بر عقايد ابن تيميّه پرداخته است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 9:26  توسط حق  | 

اپوكريفاي عهد جديد :

مسيحيان در  شوراي نيقيه World council  كه در سال 325 میلادی شروع شد در شهر قسطنطنيه جمع شدند تا اختلافات را كنار بگذارند. این شورا که به شوراي نيقيه معروف است، قانون‌هاي ايمان، تثليث، تعداد كتب مقدس (به نحو رسمي) مورد تأييد و تصويب قرار گرفت.و بقيه اناجيل در اين شورا كنار گذاشته شد كه اكثر اين كتابها از بين رفته است.

إنجیل  برنابا[1] : يكي از اناجيل موجود، إنجیل برنابا است. برنابا از حواريوني است كه نامش در عهد جديد آمده است. نام ايشان و اين كه إنجیل  داشته در كتاب مقدس آمده است. مدتي إنجیل  ايشان مفقود شد. الان إنجیلي به نام ايشان موجود است. إنجیل  برنابا حجيت مباحثه‌اي ندارد و نباید آن را در مستندات خود بياوريم ، هر چند آن را هم نمي‌توان به ضرس قاطع رد كرد.

 


[1] Bernaba .

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 12:9  توسط حق  | 

  افكار و پندارهاى ابن تيميّه با مرگ او و شاگردش ابن قيم، به بوته فراموشى سپرده شده بود، تا اين كه اين آراء توسط فردى موسوم به محمدبن عبدالوهاب از زاويه انزوا و گمنامى به درآمد.

محمدبن عبدالوهاب در سال 1111 يا 1115 ه.ق در شهر عُيينه از توابع نجد ديده به جهان گشود و در سال 1207 ه.ق درگذشت وى بيش از 90 سال عمر كرد. ابتداى رشد و نموّش، در زادگاهش، عيينه بود. در همان جا بود كه فقه حنبلى را از علماى حنابله فراگرفت.، سپس براى تكميل معلومات رهسپار مدينه منوّره شد و در آن شهر به تحصيل فقه و حديث پرداخت. احمد امين مى‏گويد : وى مسافرتى به مدينه نمود، سپس به مدت چهار سال در بصره و پنج سال در بغداد و يك سال در كردستان و دو سال در همدان اقامت گزيد. اندك زمانى نيز رحل اقامت در اصفهان و قم افكند. بعد از آن بود كه پرده از روى عقايد انحرافى خود برداشت و مردم را به آن دعوت نمود. امام على‏عليه السلام مى‏فرمايند : هيچ كسى نيست كه چيزى را از ديگران مخفى كند مگر اين كه آن امر پنهان در اثر اشتباهى، بر زبان آن شخص ظاهر مى‏شود و چهره‏اش آن را نمايان مى‏كند. لذا علما دريافته بودند كه ابن عبدالوهاب هم خود به گمراهى رفته و اگر به تبليغ بپردازد، گروهى را به گمراهى مى‏كشاند. نخستين كسى كه گمراهى او را دريافته بود و مردم را از وى بر حذر داشت و خود به شدت با عقايدش به مخالفت برخواست، پدرش عبدالوهاب و سپس برادرش، شيخ سليمان‏بن عبدالوهاب بودند. و حتى برادرش شيخ سليمان كتابى در ردّ بدعت‏هاى محمدبن عبدالوهاب به نگارش درآورد.

    در سال 1139 ه.ق پدرش عبد الوهّاب از عيينه بر حريمله انتقال يافت و باقى مانده از عمر خود را در همان شهر سپرى نمود تا اين كه در سال 1143 ه.ق، از دنيا رفت. عبدالوهاب از فرزندش محمّد رضايت خاطر نداشت و هميشه او را از عقايدش نهى مى‏نمود.

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 11:8  توسط حق  | 

  افكار انحرافى ابن عبدالوهاب:

 1 - زينى دحلان مى‏گويد : محمدبن عبدالوهاب در روز جمعه در مسجد در عيّه، خطبه‏اى خواند و در آن خطبه متذكّر گرديد كه هر كس به پيامبرصلى الله عليه وآله توسل جويد، كافر گرديده است. امّا برادرش شيخ سليمان، مخالف افكار و اقوال محمّد بود لذا در يكى از روزها كه ملاقاتى بين اين دو برادر صورت گرفت، شيخ سليمان به برادرش گفت : اى محمد تو اركان دين اسلام را چندتا مى‏دانى؟ محمد در جواب گفت، پنج‏تا. شيخ سليمان گفت : تو اركان اسلام را شش‏تا مى‏دانى كه، ششمين آن اين است : هر كس از تو پيروى نكند مسلمان نيست. اين مسئله نزد تو ركن ششم اسلام شمرده مى‏شود.

2 - شخص ديگرى به محمدبن عبدالوهاب گفت : خداوند در هر شب ماه رمضان چه اندازه از مسلمين را آزاد كرده و از عذاب مى‏رهاند؟ شيخ محمد گفت : در هر شب ماه رمضان 100 هزار نفر آزاد مى‏كند و در آخرين شب ماه رمضان به اندازه تمام اين شبها كه آزاد كرد، از آتش مى‏رهاند و آزاد مى‏كند. آن شخص گفت : كسانى كه از تو پيروى مى‏كنند به اندازه‏110 آنچه كه تو گفتى نمى‏رسند.

اينهائى را كه خداوند عزّوجّل آزاد مى‏كند، همه مسلمانند، در حالى كه تو فقط كسانى را كه از تو پيروى مى‏كنند مسلمان مى‏دانى و معتقد به كفر ساير مسلمين هستى. محمد بن عبدالوهاب از جواب اين شخص شگفت‏زده شد و سكوت اختيار كرد.

3 - جميل صدقى مى‏گويد : محمد بن عبدالوهاب، كسانى را كه از شهروندان بودند و به او مى‏گرويدند، انصار مى‏ناميد و كسانى كه از جاهاى ديگر آمده و به تبعيّت او درآمدند، مهاجر مى‏ناميد و افرادى قبل از اينكه به مذهب او داخل گردند، حجّةالاسلام انجام داده بودند و قصد پيروى از آئين او را داشتند، دستور مى‏داد بعد از گرويدن، دوباره حج انجام دهند و قبل از آن به آنها مى‏گفت : شهادت بده كه تو مشرك بودى و شهادت بده كه پدر و مادر تو مشرك بودند و نيز شهادت بده فلانى و فلانى - كه منظورش بزرگان از اهل علم بوده و از دنيا رفتند - از كافرين هستند لذا اگر شخصى به اين موارد شهادت مى‏داد، قبول مى‏كرد تا داخل در مذهبش شود او صراحتاً به تكفير امت از سال 600 به بعد مى‏پرداخت و هر كس كه از او پيروى نمى‏كرد، تكفير مى‏نمود، اگر چه آن شخص تكفير شده، از پرهيزگارترين مسلمين بود و خلاصه سخن اينكه : همگى را مشرك مى‏ناميد و خون و اموال‏شان را مباح مى‏دانست و ايمان را در پيروان خود، احتكار مى‏كرد.

 4 - محمدبن عبدالوهاب، درود بر پيامبر را بعد از اذان، زشت مى‏شمرد و از ذكر درود بر پيامبر در شب جمعه و اينكه با صداى بلند بر روى منابر بر پيامبر درود بفرستند، نهى مى‏نمود و هر كس از دستورش سرپيچى مى‏كرد، به شدت، تحت تعقيب قرار مى‏داد. حتى وى فرد نابينائى كه مؤذّن بود و بعد از اذان بر پيامبر اكرم درود فرستاد به قتل رسانيد. و فريبانه به يارانش القا مى‏كرد كه اين عمل من محافظت از حريم توحيد است. او، بسيارى از كتابهائى كه در موضوع درود بر پيامبر بود مثل دلائل الخيرات و ... به آتش كشاند، او فقط به همين امر اكتفاء نكرد بلكه بسيارى از كتب فقهى و تفسيرى و حديثى كه مخالف با خز عبلات او بود به شعله‏هاى آتش سپرد.(30)

5 - زينى دحلان مى‏گويد : وهابيون در زمان دولت شريف مسعودبن سعيد - ت 1165 ه، 30 نفر از علماء خود را نزد وى فرستاد، شريف به علماء حرمين دستور داد تا با اين سى تن مناظره كنند، لذا علماء حرمين به مناظره برخواستند، بعد از مناظره، متوجه فساد عقيده اين سى تن شدند، لذا حاكم شرعى نامه‏اى مبنى بر كفرشان نوشت و دستور به حبس آنها داد نتيجه اين شد كه بعضى از ابن سى تن محبوس گرديده و بقيّه گريختند.

6 - در زمان دولت شريف احمد - ت 1195 - امير درعيّه بعضى از علماء خود را نزد، شريف احمد فرستاد. علماء مكه به مناظره با آنها پرداختند و كفر آنها را ثابت كردند، لذا به آنها اجازه حج داده نشد.(31)

7 - وقتى كه مردم از زيارت قبر رسول خداصلى الله عليه وآله منع گرديدند، گروهى از مردمان احساء تحمّل نكردند. و براى زيارت قبر پيامبر اكرم به مدينه حركت كردند، خبر حركت به وهابيون رسيد و از طرفى اين گروه مى‏بايست در هنگام مراجعت، از درعيّه عبور كنند، وقتى كه وارد درعيه شدند، اينها را گرفتند و ريشهايشان را تراشيدند و وارونه آنها را سوار بر مركب كرد. و تا احساء به همين منوال بردند.

8 - يك بار خبر به وهابيون رسيد كه گروهى قصد زيارت و حج دارند و مى‏خواهند از درعيه عبور كنند بعضى از اين علماء وهابيون به پيروان خود مى‏گفتند : اين مشركين را رها كنيد و بگذار بروند به مدينه اما آنهائى كه مسلمان هستند با ما همين جا مى‏مانند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 12:46  توسط حق  | 

عهد جديد

 عهد جديد بخش دوم كتاب مقدس را تشكيل مى دهد و بخش نخست اين اثر، كه كتاب دينى يهوديان است، از سوى مسيحيان عهد عتيق نام گرفته كه شرح آن گذشت.

كتاب هاى عهد جديد: عهد جديد مشتمل بر چهار إنجیل ، اعمال رسولان، سيزده نامه منسوب به پولس، سه نامه منسوب به يوحنا، دو نامه منسوب به پطرس، يك نامه منسوب به يعقوب، يك نامه منسوب به يهودا، رساله به عبرانيان و مكاشفه است. حضرت عيسى هيچ يك از اين كتابها را ننوشت  و عهد جديد تماما بعد از وفات حضرت مسيح (عليه السلام ) نوشته شده است

سه إنجیل  متى[1]، مرقس[2] و لوقا شباهت هاى زيادى با يكديگر دارند و فصل به فصل و گاه آيه به آيه آنها با هم شبيه است؛ هرچند بعضاً در شرح جزئيات، اختلافاتى ميان روايت هاى آنها مشاهده مى شود. از اين روى، بر اين سه اثر نام إنجیل هاى همنوا[3] نهاده اند. اساس انجيل‌هاي همنوا ، با تعاليم اسلام در زمينه حضرت عيسي تفاوت چنداني ندارد. در مقابل اناجیل همنوا ، انجیل یوحنا قرار دارد . إنجیل  يوحنا از لحاظ ساختار متن با سه إنجیل  ديگر تفاوت هايى دارد و در آن تعاليم و كلام هاى مسيح با سبك ديگرى ارائه شده است. به انجيل يوحنا[4] انجيل الهياتي يا لاهوتي نيز گفته می شود.


[1] معلوم نيست که انجيل متّي توسط متّي نوشته شده باشد. اين انجيل بر خلاف سایر 26 كتاب ، ابتدا به زبان آرامي نوشته شد و بعد به يوناني ترجمه شد.

[2] احتمالاً اولين انجيل نوشته شده همین انجیل مرقُس است. زیرا مطالب آن در اناجیل دیگر هم منتشر شده است.

[3] Synoptic .

[4] يوحنا نام دو شخصیت بزرگ در مسیحیت است: یکی يوحناي زبدي است كه حواري حضرت عيسي می باشد و دیگری يوحناي شيخ يا كبير كه از علماي معروف مسيحيت در قرن دوم است. لذا انجیل یوحنا و مکاشفه یوحنا را دو یوحنای مختلف نوشته اند .

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 9:22  توسط حق  | 

آيا همه مسيحان به يك كتاب واحد ايمان دارند

در زمان بطلمیوس مجمعی تشکیل شد تا کتاب مقدس (عهد عتیق) را از زبان عبری به زبان یونانی که زبان رسمی آن زمان شده بود ، ترجمه کنند . هفتاد نفر از بزرگان گرد هم آمدند و کتاب مقدس را به زبان یونانی ترجمه کردند . پس از آن مسائلی پیش آمد . از جمله این که در نسخه یونانی عهد عتیق کتاب هایی درج شده است که در نسخه اصل عبری آن نیست . این اضافات از قرن 1 تا 3 قبل از میلاد نگاشته شده است و مولف بیشتر آنها نیز معلوم نیست . پروتستان ها و یهودیان این اضافات را نپذیرفته و به آن لقب اپوکریفا [1]دادند. اما در مقابل کاتولیک ها و ارتدوکس ها در سال 1546 در شورای ترنت این اضافات را به رسمیت شناختند و به آنها لقب قانونی ثانی دادند که از اعتبار درجه دو برخوردار است. بنابراین كتاب مقدس كاتوليك‌ها با ملحقات(اپوکریفا) است[2]، اما كتاب مقدس پروتستان‌ها بدون ملحقات و اضافات. از نظر ترتيب و تعداد،  كتب آپوكريفا در چاپ هاي مختلف با یکدیگر متفاوتند. منبع بيشتر كتاب هاي آپو كريفا ترجمه سبعينه (هفتاد) مي باشد. به ملحقات هفتگانه عهد عتیق قانوني ثاني (Canonical) هم گفته مي‌شود. غیر از این ملحقات  اپوكرفيای درجه ثاني یا شبه اپوکریفا (SueApocripha) نیز وجود دارد که این بخش را حتي مسيحي‌ها هم نمي‌پذيرند. شبه اپوکریفا كتب و ملحقات حكمت‌آميز و عرفانی و نیز  شرح معراج‌هاي اخنوخ نبي (احتمالاً حضرت ادريس) است.[3] لازم به ذکر است مسیحیان کتاب تلمود[4] را قبول ندارند و آن را ساخته دست دانشمندان یهود میدانند



[1] Apocripha . این مجموعه توسط مؤسسه امام خميني به زبان فارسي هم ترجمه شده است .

[2] بنا بر این از نظر مسيحيان کاتولیک عهد عتيق با Apocripha  46 يا 53 کتاب است (به اضافه ملحقات (7 يا 14 تا).

 خاخام هاي يهودي طي سال ها، تفسيرهاي خود سرانه و گوناگوني برتورات نوشته اند. خاخام  يوخاس در سال1500 م آنها را به ضمیمه چند كتاب ديگر (نوشته سال هاي 230 و 500 م)، به نام تلمود (یعنی تعليم ديانت وآداب يهود)، جمع آوري و منتشر كرد. با وجود تورات ، تعاليم تلمود نزد يهود بيش از تورات تقديس مي‏گردد ، اما مسیحیان نه تنها تلمود را نمی پذیرند بلکه به شدت با آن مخالفت می ورزند نمونه های زیر از متن تلمود است: ... خداوند ، از اين كه يهود را به چنين حالي گذاشته سخت پشيمان است و هر روز لطمه به صورت خود مي زند و زار زار گريه مي كند ، گاهي از چشمانش دو قطره اشك به دريا مي چكد ... ارواح يهود ، از ارواح ديگران افضل است ، زيرا ارواح يهود جزء خداوند است! ... نطفه غير يهودي، مثل نطفه بقيه حيوانات است... بهشت مخصوص يهود است و هيچ كس به جز آنها داخل آن نمي شوند ، ولي جهنم جايگاه مسيحيان و مسلمانان است... بر يهود لازم است كه املاك ديگران را خريداري كند تا آنها صاحب ملك نباشند و هميشه سلطه اقتصادي براي يهود باشد... كشتن مسيحي از واجبات مذهبي ما است  و پيمان بستن با او يهودي را ملزم به ادا نمي كند..يسوع ناصري (حضرت مسيح عليه السلام) كه ادعاي پيامبري كرده ونصاري (مسيحيان) گولش را خوردند، با مادرش مريم كه او را از مردي به نام باندار به زنا آورده بود، در آتش جهنم مي سوزند... سلام كردن بر كفار (غيريهوديان) اشكال ندارد، به شرط آنكه سراً او را مسخره كرده باشد…تعدي كردن به ناموس غيريهودي مانعي ندارد، زيرا كفار مثل حيوانات هستند و حيوانات را زناشوئي نيست... ملت برگزيده خداوند مائيم و لذا براي ما, حيوانات انسان ‌نمايي خلق كرده است, زيرا خدا مي‌دانست كه ما احتياج به دو قسم حيوان داريم، يكي حيوانات بي‌شعور و غيرناطقه مانند بهائم و ديگري حيوانات ناطقه و باشعور مانند مسيحيان و مسلمانان و بودائيان ....

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 9:23  توسط حق  | 

تاريخ بني‌اسراييل بر مبناي تورات

ابراهيم  علیه السلام (ابرام ، ابراهام و...) ، در جزيره اور مي زيست. او از آنجا به كنعان رفت و با ساره ازدواج كرد.

 بعد هم با كنيز ساره به نام هاجر ازدواج كرد و اسماعيل متولد شد. سپس از طريق ساره فرزند ديگري يافت به نام اسحق (به معني خنده). ساره حسادت ورزید و ابراهیم ناچار شد ، هاجر و اسماعيل (بيش از 14 ساله) را به فاران (مكه) انتقال دهد. از اسماعيل 12 فرزند به هم رسيد. دين مسيحيت و یهود از ادامه نسل اسحق است. فرزندان اسحق عبارتند از: عيسو و يعقوب.

بر اساس تورات ، يعقوب و مادرش در يك داستان غم‌انگيز با دروغ و فريب بركت را از عيسو مي‌دزدند. 12 فرزند يعقوب ، بني‌اسراييل نام دارند و يوسف آنها را به مصر مي‌برد. مصري‌ها بنی اسرائیل را اذيت مي‌كنند. حضرت موسي مأمور مي‌شود آنها را نجات دهد . بعد داستان فرعون و غرق شدن او در دریای سرخ (برخی به اشتباه رود نيل مي‌گويند) پيش مي آيد . سپس هم سرگرداني 40 ساله در صحراي سينا. موسی به کوه سینا می رود و این سفر ده روزه چهل روز به درازا می کشد ، اما نهایتا تورات را به ارمغان می آورد. در تورات است كه هارون گوساله را ساخت نه سامري. وقتی حضرت موسي از دنيا مي‌رود ، يوشع‌بن نون راه موسي  علیه السلام را ادامه مي‌دهد و بني‌اسراييل را به اورشليم (شهر خدا) مي‌برد. دو قرن بعد از يوشع، قضات يا داوران اين قوم را اداره مي‌كنند. پس از مدتی مي‌فهمند که به حكومت مركزي نياز دارند. اولين پادشاهشان شائول (طالوت) است. آنان نام پادشاهشان را مسيح مي‌گذارند. بعد داود مي‌آيد. پس از داود سليمان می آید كه اوج قدرت بني‌اسراييل است. از كارهايش وي ساخت معبد (هيكل) سليمان است. يهوديان مي‌گويند هيكل سليمان الان زير مسجد الأقصي واقع شده است. سليمان رحلت می کند  و بعد بين بني‌اسراييل تفرقه می افتد كه باعث مي شود در دو كشور مختلف جاي گيرند :  ده سبط بنی اسرائیل با فرماندهی شورشی به نام بربعام در شمال ، کشوری به نام اسرائیل را تشکیل می دهند . دو سبط یهودا و بنیامین هم در جنوب به فرماندهی پسر سلیمان رحبعام ، کشور یهودا یا يهوديه را بنیان می گذارند . كشور شمال توسط آشوريان از بين مي‌رود. یک قرن بعد کشور یهودا توسط بُخت‌نَصر از بین می رود. او معبد را آتش می زند (احراق معبد) و يهوديان را به عنوان برده به بابل كوچ مي‌دهد (جلاي وطن). 70 سال بعد كورش بابل را تصرف مي‌كند و يهوديان را آزاد مي‌گذارد تا برگردند. یهود پیوسته تحت تسلط ایرانیان و سلوكيان بود جز در مدتی که خود حکومت مکابیان را تشکیل دادند. نهايتاً تحت تسلط روم قرار گرفتند تا تولد حضرت مسيح. روم قانوني داشت كه هر كس هر ديني دارد داشته باشد ولي امپراطور را هم بايد سجده كند. يهوديان طبق قانون واحد رومي بدین امر موظف بودند . اين بر يهوديان سنگين آمد و قيام كردند. دولت روم در 70 ميلادي دستور داد یهودیان را تار و مار کنند. معبدي را هم که توسط بخت نصر سوزانده شده بود و آنان آبادش كرده بودند ، دوباره به دست رومیان نابود شد.ايشان معتقدند  فقط ديواري از آن باقی ماند به نام ديوار ندبه كه یهودیان فعلی در آنجا حج خود را به جا می آورند. در إنجیل آمده حضرت عيسي تحت فشار كَهَنه يهود به صليب كشيده شد. حضرت عيسي بر ضد كَهنه يهود به عنوان فريسيان فريب‌كار سخن گفته است.

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 11:56  توسط حق  | 

آشنایی با کتاب مقدس

کتاب مقدس یا عهدین همان کتاب آسمانی مورد ادعای یهودیان و مسیحیان است که شامل عهد عتيق و عهد جديد می شود عهد به معناي عقد و قرارداد بين انسان و خدا يا با شخصي ديگر است .منظور از  عهد پيمانى است كه بر طبق آن، خدا عهد كرد كسانى را كه از زمره قوم او شوند، از مواهب مادى و معنوى آكنده سازد و اين همان پيمانى است كه بر طبق عهد عتيق، با قوم اسرائيل بست یک سوی این عهد پيمان خدا با بني‌اسراييل مبنی بر پاداش دنيايي دادن به بني‌اسراييل است و سوی دیگر این عهد ، پيمان بني‌اسراييل با خدا است .  اين كتاب از دو مجموعه عهد عتيق و عهد جديد تشكيل شده است .

عهد عتیق

عهد عتيق مجموعا 39 كتاب است،  شامل: 17 كتاب تاريخ و احكام ..، 5 كتاب مواعظ، حكم و نيايش، 17 كتاب نبوات،( يا پيشگويي‌ها). عهد عتيق  به عبري نگاشته شد و بعضاً كلداني.

عهد عتيق امروزی، شامل 39 كتاب (سفر ) مي باشد.

(جدول اسفار عهد عتيق نيز موجود است كه هر كدام از دوستان بدان نياز داشتنددر قسمت نظرات بيان نموده تا به ايميل ايشان ارسال نمايم)

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 9:42  توسط حق  |