تبليغاتX
.

 نكته سوم

        بیان معناي صلح و  پيشينه ي آن در اسلام، صلح يعني آتش بس و دست  برداشتن از نزاع و جنگ بين دو طرف همانطور كه جهاد ابزاري براي پيشبرد اهداف اسلامي است صلح نيز يكي از آن ابزار است كه در مقامي كه جهاد موثر  و مفيد در، رسيدن به اهداف نباشد از آن استفاده مي كنند. اما  پيشينه ي صلح باز مي گردد  به دوران حيات با بركت پيامبر (ص) كه ايشان پيمان صلحي را  با بني ضمره  و بني اشجع و نيز پيماني را  با اهل مكه به نام صلح حديبيه امضاء نمودند پيامبر براي دستيابي به مصالحي عاليتر و برتر دست به صلح زدند كه آن زمان هم عده اي فلسفه ي آن را نمي فهميدند. در  زمان امام مجتبي (ع)  هم  همينطور، حضرت دورانديشي كردند و به جهت مصالحي و بنا به  دلايل عديده اي، که از درك و فهم     عده اي خارج بود صلح نمودند اما نكته ي قابل تامل آنكه، با مطالع حوادث و رویدادهای تاریخی زمان امام حسن (ع) متوجه می شویم که ایشان صلح ننمودند بلکه صلح بر ايشان تحميل شد وحضرت مجبور به پذيرش آن شدند كه اين مطلب از بررسي اوضاع داخلي و خارجي كشور اسلامي آن زمان و اوضاع لشگرگاه حضرت به وضوح  فهميده مي شود. 

        حال که با اشاره به این چند نکته اتهامات ناجوانمردانه را از پایه و اساس ملغا نمودیم، برای پاسخ به پرسش های پوچ و بی اساس نیز باید به بررسی علل و دلایل پذیرش صلح از سوی امام و اوضاع سیاسی و اجتماعی و اقتصادی آن زمان بعلاوه  حوادث جاری را بررسی نموده تا به این مهم دست یابیم.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 12:52  توسط حق  | 

نكته دوم

       مناظرات كوبنده و شجاعانه ي ايشان با فرقه ي باطل بني اميه دلیلی دیگر بر اثبات مدعای خویش است. حضرت در بيان حق و دفاع از حريم  آن  هرگز  نرمش نشان نمي دادند  و با بيان علني سوابق ننگين و زشت معاويه و طائفه اش و اعمال ضداسلامي او و عمالش، حق را  فاش مي ساخت. دركتب تاريخي مناظرات ايشان با اشخاصي چون عمروعاص، عتبه بن ابي سفيان، وليد بن عقبه، مغيره بن شعبه و مروان بن حكم ثبت و ضبط شده است و  همگي دال بر كذ ب گفتار پوچ اين اشخاص و سرافكندگي آنان بوده است               

       امام حسن (ع) بعد از وقوع صلح و  پس از  ورود معاويه به كوفه برفراز منبر نشسته وامتيازات خاندان خود و نقاط ضعف معاويه وانگيزه هاي صلح را بيان نمودند و همين جا نيز معاويه و افكار ننگین او  و  اطرافيانش را باطل خوانده وخرد نمودند. درتاريخ آمده است كه بعد از شهادت اميرالمومنين علي (ع)  و صلح امام حسن (ع) خوارج  به رهبري حوثره ي اسدي در كوفه برضد معاويه قيام نمودند معاويه به امام حسن (ع) نامه نوشت كه: شورش اين فرقه را سركوب و  بعد  به سفر خود ادامه بده!  پشت پرده ي اين امركه باعث تثبيت موقعيت معاويه مي شد اين بود كه اعلام كند امام حسن (ع) مطيع امر و فرمان اوست اما حضرت با جملاتي دندان شكن كه روح شجاعت و شهامت و سلحشوري از آن تراوش مي نمود در جواب نامه او فرمودند كه: (... فاني تركتك لصلاح الامه) ... من دست از سر تو برداشتم به خاطر مصلحت امت جدم وحفظ جان مسلمانان اگر قرار به جنگ با ناحق و باطل است ابتدا بايد با تو بجنگم. اين سخنان شجاعانه و زيباي امام (ع) همگي باعث خرد شدن وتحقير شخصيت پوچ و باطل معاويه شد اما کو ديده ي باز و حق بين؟! معاویه همچنان با  افكار  و كردار  ناشايست خود مصر بود که چنین گمان پوچی را ثابت کند ولیکن این  حاصلي جز سرافكندگي براي او نداشت.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 21:19  توسط حق  | 

علل ودلايل صلح امام حسن (ع)

        مهمترين وحساس ترين برهه ي زندگي ايشان صلح با معاويه بود كه در اين  بين،  قشري از دوستان كوته فكر و عده اي از دشمنان مغرض و بي اطلاع،  به حضرت خرده گرفته و ايشان را مورد ملامت قرار   مي دادند تا حدي كه امام از اين قضايا ناراحت و دلخون شده بودند اما با صبر مثال زدني خود با اين قائله شوم به مقابله پرداخت.

       دراين مقام سوالاتي مطرح است كه از قديم بوده و منشاء  آن همان بي اطلاعي يا دشمني است مثل آنكه گفته مي شود:

چرا كاري را كه امام حسين (ع) بعدها انجام داد امام حسن (ع) انجام نداد؟چرا امام حسن (ع) قيام نكرد؟و چرا ايشان صلح نمودند؟ وچرا.....؟

      قبل از بيان دلايل صلح و پاسخ  به اين پرسشها ضرورتا لازم است كه سه نكته عنوان شود تا بعضي ازجوابهاي توهين آميز به ساحت مقدس امام حسن (ع)  را  نفي كنيم، من جمله اينكه گفته اند كه ترس باعث عدم خروج و قيام امام حسن (ع)  بر علیه معاویه و دليل بر صلح ايشان بوده است!!!

 نكته اول

       به گواه تاريخ ايشان فردي شجاع، جنگجو و با شهامت بودند كه مدارك اثبات آن جنگهايي نظير جنگ جمل و صفين و نهروان است در جنگ جمل در ركاب پدر خويش از دلاوران لشگر پيشي گرفته و بر قلب سپاه دشمن مي تاخت و پيش از شروع جنگ همراه با عمارياسر وعده اي از ياران اميرالمومنين علي (ع)  به دستور پدر خویش وارد كوفه شده وتوانست با سخنان  شيوا  و هدايتگرانه ي خود  با وجود شخصيتي چون ابوموسي اشعري، مهره اي كارشكن از حكومت عثماني متجاوز از نه هزار نفر را  روانه جنگ با سپاه باطل كند. همين كار را  نيز در جنگ صفين پيش از شروع جنگ با معاويه لعنت الله عليه انجام داد در اين جنگ به حدي رشادت نموده و آماده جان بازي بود و با قدرت مي جنگيد كه اميرالمومنين (ع) به ياران خود هشدار دادكه ايشان و برادرش حسين (ع)  را  از  جنگ باز دارند كه مبادا  نسل پيامبر با  كشته شدن اين دوتن از بين برود.ایشان در فتوحات اسلامی در زمان خلافت عمر و عثمان نیز شرکت نموده و به نقلی در سالهای 26 و 28 هجری فرماندهی جنگ های ایران را بعهده داشته است و درسال30 هجری در جنگ طبرستان شرکت نموده است. ونیز مرویست که در جنگ افریقا که عبدالله بن زبیر در آن بوده است در سالهای 26 و 27 هجری نیز حضور داشته است.

+ نوشته شده در  شنبه چهارم مهر 1388ساعت 18:53  توسط حق  | 

 تولد و شهادت    

 امام حسن عليه السلام نخستين فرزندوميوه ي پيوند مبارك دو نورالهي، اميرالمومنين عليه السلام وحضرت زهرا سلام الله علیها ست. دروصف پدرومادرش همين بس كه امام علي (ع) وصي وجانشين بر حق رسول الله (ص) است وحضرت زهرا (س) دختررسول خدا وسيده ي زنان عالم است  که اينان شرافتمندترين مخلوقات عالمند.

ادرکنی یا غریب

       ايشان در شهر مدينه در15 ماه مبارك رمضا ن سال سوم هجرت چشم به جهان گشودند پس از تولد رسول خدا (ص) درگوش راست ايشان اذان ودر گوش چپ او اقامه قرائت فرمودند وبعد از آن گوسفندي را قرباني نموده و نيز موي سر حضرت را تراشيده و هموزن آن نقره به مستمندان عطا نمودند به دستور پيامبر سر ايشان را عطراگين نمودند واز آن زمان بود كه آئين عقيقه پديد آمد.

       نام حسن ازطرف خداوند براو گماشته شد كه اين نام در جاهليت بي سابقه بود وتنها كنيه او را ابومحمد گماردند اما القاب حضرت عبارتند از السبط، السيد، الزكي، المجتبي، التقي.

        همسران ايشان نيز ام اسحاق دختر طلحه بن عبيد الله و حنصر دختر عبد الرحمن بن ابي بكر وهند دختر سهيل بن عمرو وديگري كه قاتل جاني حضرت بود جعده دختر اشعث  بن قيس بود فرزندان امام حسن ع 15 نفر بودند كه نام آنان  زيد، حسن، عمرو، قاسم، عبد الله وعبد الرحمن و... بودند كه فقط از نسل حسن و زيد باقي مانده اند امام حسن (ع) از لحاظ شكل و منظر، اخلاق و رويه، مجد و بزرگواري، شبيه به رسول الله (ص) بود. در كتب تاريخي مختلف، زيبايي وكرامات انساني ايشان مشروحا ستايش و بيان شده است نمونه ي آن: پيشاني ايشان در زير طره اي از گيسوانش گويي ماه تمامي بود كه تاجي از شام تاريك  بر سر نهاده است...

یا امام حسن ادرکنی

        امام حسن (ع) 7 سال  از اواخر عمر پر بركت پيامبر اسلام را درك نمودند و مدت سي سال در كنار پدر بزرگوارشان  امير المومنين عليه السلام .يعني تا سال 40 هجري. زندگي كردند شروع امامت ايشان بعد از شهادت پدرشان بود كه به مدت 10 سال طول كشيد .يعني سال 40 تا 50 هجري. كه سرانجام در سن 48 سالگي با توطئه ي معاويه لعنت الله عليه  در اثر مسموميت به دست همسرشان جعده دختر اشعث بن قيس شهيد و دربقيع به خاك سپرده شدند. اما نکته ای که لازم به ذكر است آنكه، ابتدا قرار بود ايشان را كنار مرقد پاك جد بزرگوارشان پيامبر دفن نمايند اما عده اي منافق کوردل كه سردمداران آنها عايشه و مروان بودند اجازه ي چنين كاري را ندادند وچون امام دستور داده بود در تشييع جنازه ي من جنگ ودرگيري پيش نيايد ايشان را به بقيع برده ودرآنجا دفن كردند كه همين نيز حاكي از مظلوميت ايشان است...

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 12:44  توسط حق  |