تبليغاتX
.

محرم آمد و ماه عزا شد             حسینم وارد کرب بلا شد

آری دوبار بوی خون می آید دوباره بوی دود می آید

گر با چشم دل به نظاره بنشینیم آتشی عظیم می بینیم و کودکانی که از ترس هر کدام به یکسو فرار می کنند.

وای خدای من چه صحنه دلخراشی حجوم نیزه و تیر و شمشیر بر ابدان کوچک نازک تن

چه غروب غمگینی این کاروان به کجا می رود پس سپه سالارش کو سردار و میر لشگرش کو بکجا می برندشان چه کرده اند جرمشان چیست که با آنان چنین می کنند

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین علیه السلام

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388ساعت 10:38  توسط حق  | 

... تو نيز مظلومي ! وشايد مظلوم تر از حسين ! زيرا همه حسين را به واسطه قيامش مي شناسند ولي تو را به واسطه صلحت كه مقدمه و پايه گذار عاشوراي حسيني بود نمي شناسند ! كج فهمان بي عقل تو را (پناه مي برم به خدا) مذل المؤمنين مي خواندند و توصبر كردي و خون دل خوردي تا آيين جدت نبي از آسيب هاي زمان مصون بماند تو بعد نبي چه ها كه نديدي ... حادثه كوچه و درب سوخته! حادثه دوري از مادر دل سوخته! تو ديدي كه با پدر چه كردند ...! تو فرق شكافته شير خدا را در ماه خدا ديدي وليكن صبر نمودي تا با تو نيز چنين كردند . دشمن در خانه تو بود و تو نيز مي دانستي ! اينهم از مظلوميت تو بود كه براي صلاح دين دم نياوردي !همسر برادرت حسين مادر علي اصغر ششماهه بعد از حسين كه پيكرش در آفتاب سوزان رها شده بود با خود عهد مي كند كه دگر در سايه ننشيند و از همين رو در پايان سفر از فرط سوختگي چهره و سياهي آن شناخته نمي شود اما همسر تو زهري را در آب  تو مي ريزد كه زمين را چاك مي دهد حال با جگر تو چه مي كند خدا مي داند ...

مادرت فرمود چشمي كه براي حسنم گريان شود روز قيامت گريان نمي شود.

اين جمله از اين روست كه همه براي حسين مي گريند اما از مظلوميت  تو بي خبرند اگر چشمان حقيقت بين خود را باز كنند و نظري در تاريخ بيافكنند مي بينند تو همان كاري را كردي كه رسول خدا انجام داده بود و اگر پدرت علي و برادرت حسين نيز در چنين شرايطي بودند همين مي كردند كه تو انجام دادي ...

بعد از شهادتت هم با تو مدارا نكردند و بر جنازه تو تير زدند تا نگذارند كنار جدت رسول خدا آرام بگيري ...! 

قامت صبر از صبوريم خميد...!

آري حق داري كه بگوئي ممنونم اي زهر جفا  كردي مرا حاجت روا ...!

هم اكنون نيز چنان مظلومي كه بارگاهي نداري و درخاك بي چراغ بقيع نهفته اي

اما بدان كه آخر يه روز برات حرم مي سازيم  و گنبد وبارگاهي همچون گنبد امام علي بن موسي الرضا عليه السلام ...

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 10:13  توسط حق  | 

يا رحمتا للعالمين

همه مي دانند كه جانشين تو عليست! وليكن حب دنيا و بغض تو و خاندانت به كمك شيطان آمده تا آنها از صراط مستقيم منحرف شوند . همه مي دانند كه تو براي هدايت امت خويش از هيچ دريغ نكردي و آن دندان شكسته ات را براي شفاعتشان نگه داشتی ؛همه می دانند که تو امت را بی سرپرست نگذاشتی‌ و نیز می دانند که فاطمه پاره تن تو بود  اما چه شد که همه این را فراموش کردند یا وانمود کردند که چیزی نمی دانند؟! چه شد که از خانه او دود بلند شد. چه شد که درب خانه او سوخت. چه شد که شوهر او را دست بسته از خانه برون آوردند. چه شد که صورت او را ... چه شد که محسن او را ... چه شد که قلب تو را شکستند؟ چه شد که...؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 12:25  توسط حق  | 

اگر بودی کسی سیلی نمی خورد.....يا ابالفضل العباس...

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 17:16  توسط حق  | 

 

آنقدر در مي زنم تا در به رويم وا كني...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 9:40  توسط حق  | 

گويند كه در روز قيامت

علمدارشفاعت زهراست

علم فاطمه دست قلم

عباس است

ياابالفضل مدد

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 9:51  توسط حق  |