پخش زنده دروس حوزه های علمیه
قم - مشهد -نجف -تهران - اصفهان - اهواز
دروس خارج فقه و اصول و رجال و ادبیات و تفسیر و عقاید
آرشیو صوتی و متنی دروس مراجع عظام تقلید و مراجع علمی حوزه
با دو نسخه رایانه ای و موبایلی درسایت ایرانی

برای راهنمایی و اطلاع بیشتر از این سیستم و نحوه کار با آن ابتدا پس از ورود به سایت به سراغ راهنما برویید...
کلمه عید نوید بخش شور و نشاط و شادی می باشد که در زبان هر انسانی اعم از پیرو جوان و زن و مرد و کوچک و بزرگ خوش یمن بوده و باعث برانگیختن احساسات شاد ایشان می شود که حاصل آن خشنودی و شعف روحی در آنها می باشد.
این کلمه در هر قوم و ملیتی بر روزی خاص صدق می کند بطور مثال در ایران و به سال شمسی به آغاز سال نو صدق می کند اما در آئین و دین مبین اسلام و تشیع در حقیقت به چهار مناسبت و مصداق خاص صدق می کند که عبارتست از :
* عید فطر
* عید قربان
* عید غدیر
* و روز جمعه
پس از جعل روزه توسط پیامبر اسلام که با هدف مبارزه با ارزش های جاهلی و نیز اخلاق آموزی و تربیت گستری به مدت یک ماه ایجاد شد باید شروع و پایانی نیز برای آن در نظر گرفته می شد لذا آن را در ماه مبارک رمضان قرار داده و پایان آن را روز اول ماه بعد از آن یعنی شوال قرار داده که آن روز را عید نامیدند .
اعیاد خود ساخته بشری هماهنگی ضعیف و کمی با فطرت انسانی دارند برخلاف اعیاد مذهبی و دینی که برخاسته از فطرت پاک انسان می باشند. برهمین مبنا عید از منظر دین و فطرت یعنی روزی نو که اگر به اتفاقات خاص ماه مبارک رمضان نیک و دقیق بنگریم راز چنین تسمیه ای روشن می شود.
عید در ذهن بشر آغاز سال جدید می باشد و در ماه مبارک رمضان نیز که آغاز سال جدید معنوی انسان است بسیار شیواست که روزی را به عنوان عید مصداق این معنی خاص قرار دهیم اما اینکه بعد از گذشت یک ماه از شروع این ماه روز اول ماه دیگر را عید بنامیم جای سوال دارد شاید بتوان گفت اگر ما معتقدیم که رمضان آغاز سال نوی معنوی می باشد چرا روز اول این ماه را عید ندانسته یا بعبارتی یک روز از حد فاصل شروع تا پایان این ماه را بر نگزیدیم.؟!پاسخ این پرسش با توضیح این مطلب که چرا ما ماه رمضان را شروع سال جدید معنوی میدانیم روشن می شود. اگر با دقت بنگریم ما در این ماه سه نوع آغاز و شروع داریم که هر کدام یک تحول خاصی در زندگی روزمره بشری ایجاد می کنند:
* ابتدا آغاز سلوک معنوی و جسمی روزه داران
* دوم آغاز حقیقی زندگی انسان بر اساس برنامه قضا و قدر الهی در شب قدر
* آغاز زندگی روزمره و طبیعی انسان پس از سپری نمودن ماه مبارک رمضان
با گشایش بحث در هر یک از این آغاز ها مقصود و مطلوب ما حاصل می شود:
در آغاز ابتدائی که سلاوک معنوی و جسمی روزه داران می باشد مسلمانان پس از گذران مدت طولانی از زندگی خویش بصورت یکنواخت و با یک برنامه مذهبی و دینی خاص با آغاز ماه مبارک رمضان وارد مرحله جدیدی از برنامه ریزی دینی و وظایف شرعی خویش می شوند که بطور کلی راز و نیاز و عبادت در این ماه در زندگی ایشان جایگاه خاصی و ویژه ای پیدا نموده و پر رنگ تر از گذشته از اهمیت بالایی برخودار می باشد.برنامه های مادی و روزمره انسان تحت الشعاع قرار گرفته و تا حدی محدود نیز می شود و این فرصت را نیز به روزدار میدهد که بیش از پیش به عبادت و راز و نیاز با خالق یکتا پرداخته و وظایف دینی خویش را که شاید کم رنگ یا بی رنگ شده بود به طرز شایسته ای به انجام برساند.که این آغازی نیکو و شروعی خوش یمن می باشد.این آغاز در جسم انسان نیز رخ می دهد و تاثیر بسزائی نیز در جسم او می گذارد زیرا همانطور که اعضا و جوارح انسان یازده ماه بصورت یک نواخت با یک برنامه خاص تغذیه و استراحت درگیر بودند حال با شروع این ماه تغییرنموده که این تغییر از منظر پزشکی نیز مفید فایده می باشد.
آغاز دوم که شب قدر می باشد به مراتب از اهمیت بالاتری نسبت به دو آغاز دیگر برخوردار است زیرا شروع زندگی معنوی بشر از منظر تقدیرات زندگی روزمره و برنامه های دینی و معنوی ایشان است تقدیرات الهی به لحاظ کمی و کیفی، مادی و معنوی، زمانی و مکانی و نیز شیوه اجرای آن در این شب نوشته شده و توسط ملائک طبق فرموده خداوند در قرآن به نماینده خود در زمین حضرت صاحب الامر امام زمان (عج) نازل شده تا به اجرا در آید.
در این شب انسان می تواند با دعا و تضرع و راز و نیاز به درگاه ایزد منان سرنوشت خویش را در این یک سال مطلوب ساخته و در راستای جلب رضایت حق تعالی زندگی بهتری را از لحاظ مادی و معنوی داشته باشد.
اما اینکه شب قدر مخفی مانده و در سه شب نوزده و بیست و یک و بیست و سه ماه مبارک رمضان احتمال وقوع آن را داده اند از این منظر باشد که انسان به جهت درک این شب خاص تلاش کند و در هر سه شب به درگاه الهی پناه ببرد تا بلکه سرنوشت روشن تری برای او رقم بخورد و از آنجایی که خداوند بسیار دوست می دارد بنده اش به سوی او رو آورد و دست گدائی با حالت تضرع و نیز شرمندگی از اعمال خویش دراز کند، روشن است که انجام این عمل نیکو در سه شب بهتر از انجام آن در یک شب می باشد.
و اما آغاز نهایی که روز اول، پس از پایان ماه مبارک رمضان می باشد شروع زندگی روزمره انسان و بازگشت آن به حالت طبیعی می باشد که انسان پس از گذشت یک ماه از سلوک معنوی و برنامه ریزی دینی و مذهبی و نیز برنامه تغذیه واستراحت و آسایش خاص، حال به حالت عادی بر می گردد. که به عبارتی شروعی نو و جدید می باشد.
حال در می یابیم که اسلام چه نیکو این روز را عید دانسته و آغاز نهایی این ماه را که پس از دو آغاز بزرگ دیگر است عید دانسته است.به بیانی دیگر چون این ماه دارای سه آغاز و شروع موثر در زندگی و برنامه روزمره انسان می باشد آغاز نهایی و سوم را به عنوان عید برگزیده است که البته این به این معنا نیست که انسان آنچه را در این ماه مبارک درک نموده فراموش نماید و راه پیش را در پی بگیرد بلکه اگر نیک در اعمال وارده در عید فطر بنگریم پر واضح است که هدف از این اعمال در این شب و روز عید بیانگر آنست که: ای انسان گر چه ماه روزه و برنامه معنوی خاص تو به پایان رسیده و لیکن در این روز نیز که تو نباید روزه بگیری در راستای همان ماه مبارک باید به راز ونیاز پرداخته و از درب خانه حق دور نشوی و آنچه که در این ماه آموختی در ادامه زندگی خویش بکار گیری تا رضایت حق همواره شامل حال تو شود.
عید فطر به نوعی شادی در جهت موفقیت انسان در راه مبارزه با نفس و نیز کسب رضایت الهی و سلوک معنوی می باشد، همانطور که عید قربان روز موفقیت ابراهیم خلیل در جهت کسب رضایت خدا در راه فرامین او و ذبح اسماعیل بود که بدین جهت عید نامیده شد.
منشا عید غدیر نیز اعلام ولایت باشکوه و حقه امیر المومنین علی (ع) بود و عید دانستن روز جمعه نیز شبیه به ماه رمضان است از این منظر که مسلمانان پس از یک هفته تلاش و کار در این روز با فراق بال بیشتری به مسائل و وظایف دینی و شرعی خویش می پردازند و از آن جهت که این عمل در این روز رضایت پروردگار را در پی دارد عید نامیده می شود که دلیل این گفتار نیز شاید فرموده امیر مومنان علی (ع) باشد که فرموده است روزی که در آن معصیت الهی صورت نگیرد آن روز عید می باشد.در این روز جمعه انسان چون به برنامه های مذهبی و ویژه این روز می پردازد و از معصیت دوری می کند برای او عید می باشد.
در حقیقت ریشه عید در اسلام و تشیع نسبت ویژه بین خلق و خالق است که در این ایامی که عید نامیده شده است خلق در پی جلب رضایت خالق و قبولی در امتحان الهی می باشد.
از منظر دیگر اگر به این مقوله عید بنگریم به این نتیجه میرسیم که انسان همیشه پس از سعی و تلاش و کوشش و جهد در راه کسب شیئی وقتی به آن دست پیدا میکند خود را موفق میداند و با درونی لبریز از شور و نشاط که در رفتار او نیز مشاهده می شود خود را لایق تقدیر و نیز جایزه می داند. اکنون می توان چنین گفت که انسان پس از تلاش و کوشش در این ماه در جهت کسب رضایت الهی، حال که به مطلوب خود دست پیدا کرده، خداوند این روز را برای او عید نهاده تا به عنوان بخشی از پاداش و جایزه معنوی، برای او تلقی شود و به نوعی از او تقدیر شود.لذا در این روز روزه را بر ایشان حرام دانسته و اعمال و مناسکی خاص برای او در نظر گرفته است و درک چنین روزی را از سوی روزه دار بر وی مبارک دانسته است.
آری هر مومنی که در این ماه با مشقت فراوان سختی های روزه را خصوصا در این فصل گرما تحمل نموده است و از گناه دوری نموده است تا نظر رحمت خدا را برای خویش کسب نماید در این روز، که اجر معنوی اعمال او قرار داده شده است احساس سرور و شادی وجود او را در بر می گیرد.
آنچه واضح و میرهن است اینکه هرچند انسان در این روز جواز شادی و نشاط برای خود و خانواده خویش دارد و لیکن اجازه معصیت الهی را ندارد به عبارت دیگر شادی و نشاطی که موجب معصیت خدا می باشد علاوه بر اینکه جایز نمی باشد موجب آن می شود که انسان زحمات خویش را در ماه مبارک رمضان به تباهی بکشد.لذا اهل بیت علیهم السلام با سیره عملی خویش در عید فطر سعی در فرهنگ سازی برای این عید و ایجاد آداب و رسوم مطلوب دینی و برخاسته از فطرت پاک انسان را نموده اند تا مبادا با رسوخ اعمال و برنامه های شخصی و سلیقه ای افراد در این روز گذشته از آنگه سعی و تلاش آنها تباه شود به نام دین نیز نوشته شود.آنچه از روایات ما می رسد آنکه امیر المومنین علی (ع) شب هایی را در طول سال به احیا می پرداختند که شب عید فطر نیز یکی از آن شب ها می باشد و این خود دلیل بر مطلب فوق و روشنگر عظمت عید فطر می باشد.
رمضان و روزه آن باعث ایجاد صفات معنوی و دینی و یا تقویت این ضفات در انسان می شود که یکی از آنها حس انسان دوستی و فقر زدایی است که در جامعه دینی بر محور عدالت اجتماعی و اقتصادی صورت می گیرد.لذا در پایان این ماه زکات فطره را که در همین راستا می باشد در روز عید فطر برای مسلمانان واجب شده است.
رمضان فرصت ایجاد و تقویت فرهنگ های نیکو و خداپسندی همچون سحرخیزی و تلاوت قرآن و نظم در اموری همچون خواب و بیداری و استراحت و آسایش و حتی تغذیه است که با پایان یافتن آن نباید به دست فراموشی سپرده شود که دلیل آن نیز اعمال خاص و وارده در روزه عید فطر است که در راستای ماه مبارک رمضان قرار داده شده است و این اعمال بیانگر آنست که: با اینکه فرصت روزه ی وجوبی این ماه تمام شده است و لیکن برنامه سلوک دینی و معنوی انسان در آغاز راه و به عبارتی، تازه شروع شده است.
یکی از مناسک بزرگ این روز نماز معروف آن است که باید در فضای خارج شهر (در صورت وجوب در زمان حضور امام علیه السلام) و یا مکان گسترده و در زیر سقف آسمان است که حاصل آن علاوه بر نمایش اتحاد سیاسی مسلمانان باعث پیوند و استحکام بیشتر بین آن ها می شود که در مسیر الهی و بر محور عبادت و بندگی و ولایت صورت می گیرد. و تکبیر فراوانی که در این نماز طنین انداز می شود به فرموده امام رضا (ع) نشانگر شکر و رضایت به نعمت هدایت الهی و توفیق به بندگی در ماه مبارک رمضان است.
از دیگر اعمال وارده در این روز زیارت عاشورا و دعای ندبه است که علاوه بر آن که انسان را به یاد اباعبدالله الحسین (ع) و امام زمان(عج) می اندازد بیانگر فرهنگ سازی برای انسان در روزهای آتی زندگی او می باشد به عبارتی در این روز که آغازی نو و جدید می باشد فرهنگ عاشورا و انتظار را یادآور شده تا هر مومن مسلمانی با این دو فرهنگ گذران عمر نموده و پایه و اساس زندگی مادی و معنوی خویش را بر این اساس قرار دهد.
پی از رحلت نبی اکرم که برخی به گمراهی رفته و از راه اطاعت اهل بیت علیهم السلام دور شدند و نیز پس از غیبت امام زمان (عج)، آثاری بر این عید وارد آمد که باعث کم رنگ شدن حقایق مذکور شد من جمله نماز عید فطر که در زمان غیبت از حالت وجوب در آمده و به استحباب رسید و نیز در برخی از سال ها عید بر عده ای پوشیده ماند از آن جهت که در روز آن اختلاف نمودند و لذا عده ای از نعمت درک آن بی بهره بوده اند.
در پایان آنچه که روشن است آنکه هر کس در این شروع تازه در رمضان الکریم رو به سوی معنویت آورده است با پایان یافتن این ماه از این جهت که از این برنامه خاص دور شده و به عبارتی از سر سفره پر برکت رمضان بلند شده است مغموم است و لذا با خواندن دعا های وارده در بخش وداع با این ماه از سوی معصوم علیه السلام همچون امام سجاد به خود دلداری می دهد. و از سوی دیگر از اینکه از این امتحان الهی سربلند بیرون آمده و توانسته موجبات جلب رضایت خالق یکتا را فراهم آورد با شادی به استقبال عید فطر می رود و سعی در انجام مناسک و اعمال وارده در این روز می نماید تا وظیفه خویش را تمام و کمال به انجام رساند.
به امید روزی که عید فطر را در عصر ظهور حضرت ولی عصر امام زمان (عج) درک نمائیم.
خدا را شكر كه درهاي رحمت بقيع به بركت وجود حضرت آيت الله هاشمي رفسنجاني به روي زائران دلسوخته ودلريش ائمه مظلوم وبي چراغ بقيع باز شد.
خيلي خوشحال شدم.
دلم براي بقيع پركشيد...
با خودم گفتم خوش به حال اونايي كه توفيق داشتند و بقيع رو از نزديك درك كردند.
نكته اي كه قابل توجه واهميته ورود خانم هايي است كه در حرم نبوي در حال زيارت بودند كه به درخواست حضرت آيت الله هاشمي رفسنجاني وبه دستور ملك عبدالله توانستند وارد بقيع بشوند وقبور خاكي رو از نزديك زيارت بكنند.
اين هديه ويژه ملك عبدالله بود به رئيس مجلس خبرگان رهبري بعد از تكريم واحترامات كثيربه ايشان كه جاي شكر داره.
درحقيقت هديه الهي به شيعيان است به بركت وجود حضرت آيت الله هاشمي رفسنجاني.
نكته اي ديگر كه قابل تأمل ونگرش است، شخصيت عظيم وبين المللي حضرت آيت الله هاشمي رفسنجاني است كه مورد توجه واحترام بزرگان كشورهاي خارجه است وحال آنكه در داخل وطنش كوردلاني كوته فكر كه بواسطه وجود ايشان منافعشان در خطر است به عناوين مختلف قصد تخريب چهره ايشان را دارند.! زهي خيال باطل كه اوهم خدايي دارد وعزتش در بين خلايق الهي از جانب اوست.
سفير عربستان در ايران هنگام تقديم دعوتنامه ملك عبدالله پادشاه عربستان به حضرت آيت الله هاشمي رفسنجاني از قول ملك عبدالله چنين ميگويد:
«ملک عبدالله به دلیل جایگاه والایی که در دنیای اسلام برای حضرت عالی قائلند و معتقدند باید از اندیشه و دانش شما بهره کافی برد، شخصاً به من ماموریت دادند تا از جنابعالی برای حضور در این اجلاس دعوت به عمل آورم».(به نقل از شهاب نیوز)
هرچند به ظاهر او را تخريب ميكنند وليكن خداي بالاسر شاهد وگواه همه امور است ، واگر او اراده كند به كسي عزت دهد يا كسي را خوار كند كار از دست كسي بر نمي آيد...
ايشان ذخيره انقلاب و نعمتي الهي ومتعلق به ملت است ، هر آنكه نتوان ديد كور شود.
بحمدالله از ابتدا در كنار رهبری با امام (ره) بوده و هست و هم اكنون نيز پشتيبان ولايت فقيه و رهبري معظم است .
سخن در اين مقوله بسيار است وليكن همين يك اشاره بس است.
به قولي ، اگر در خانه كَس است يك حرف بس است.
در انتها سلامتي رهبري معظم و حضرت آيت الله هاشمي رفسنجاني را از درگاه خداي متعال با ذكر يك صلوات بر محمد وآل محمد خواستارم.

شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها را
به همه
شیعیان جهان تسلیت عرض مینمایم.

آجرک الله یا صاحب الزمان(عج)
طرفداران رژیم اشغالگر قدس ××صهیونیسم غاصب (۴)
کارخانه نوشابه سازی کوکاکولا طرح های تبلیغاتی گسترده ای را در راستای توهین به مسلمانان و حمایت از رژیم صهیونیستی منتشر کرده است.
کارخانه نوشابه سازی در یکی از تصاویر تبلیغاتی خود با منقوش کردن نام کوکاکولا بر روی گنبد مسجد الاقصی و جملاتی که در این طرح تبلیغاتی نوشته شده، صریحا اعلام کرده است که "با خوردن این نوشابه آمریکایی شما جزو حامیان اسرائیل به شمار می روید.
سایت رسمی کوکاکولا نیز در صفحه نخست خود تصویری از نقشه جهان را قرار داده است که مخاطبان با کلیک بر روی هر نقطه از خاورمیانه با تنها کارخانه تولیدکننده این محصول در خاورمیانه یعنی رژیم صهیونیستی مواجه می شود که سایتی نیز به زبان عبری دارد
شرکت:کوکاکولا
شرکتهای وابسته: فانتا، اسپرايت، کانادا درای، ...
از سال ١٩٦٦ کوکالا تبديل به يکی از ثابت قدمترين پشتيبانان اسرائيل شد.
در سال ١٩٩٧ هيئت دولتی اقتصادی اسرائيل در مهمانی شامی به افتخار کوکاکولا بخاطر ٣٠ سال پشتيبانی بی وقفه خود از اسرائيل و عدم توجه به تحريم کشورهای عرب، قدردانی کرد.
(در مقابل پپسی به تحريم اسرائيل که تا سال ١٩٩١ از سوی کشورهای عربی اعمال شده بود مقيد ماند و از سال ١٩٩۲ تجارت خود را با اسرائيل از سر گرفت.)
در سال ۲٠٠١ اداره مرکزی کوکاکولا ميزبان و حامی اصلی اتاق بازرگانی آمريکايی – اسرائيلی شد.
آشکار شده که کوکاکولا برنامه ای آموزشی برای کارگرانش بر پايه برخورد صهيونيسم- عرب ترتيب داده. محتويات اين دوره توسط دولت اسرائيل و يک آژانس يهودی تهيه و تنظيم شده است.
در فوريه ۲٠٠۲، کوکاکولا در کاری گروهی با سازمان «دوستان اسرائيل» و National Hillel پشتيبانی از مقاله Linda Gradstein خبرنگار بدنام صهيونيسم را در دانشگاه Minnesota به عهده گرفت.
در جولای ۲٠٠۲، اخباری منتشر شد مبنی بر اينکه کوکاکولا جهت صرفه جويی ميليون دلاری بخاطر معافيت مالياتی، اقدام به ساخت کارخانه ای جديد در زمين های اشغال شده فلسطين (قيريات قط) کرد.
در اکتبر ۲۰۰۵، کوکاکولا ميزان سرمايه گذاری خود را در اسرائيل افزايش داد و ۵١ درصد از سهام کارخانه شراب سازی Tavor را خريد.
آیا هنوز هم کوکا می نوشید؟
http://www.bham.net/shofar/1997/0697/nbriefs.html
http://www.snopes2.com/cokelore/israel.htm
http://electronicintifada.net/actionitems/020219gradstein.html
http://www.israel-mfa.gov.il/mfa/go.asp?MFAH00ul0
http://www.rdu-yok-meg.org.il/HereAndNow/Newsletter/newsletter.htm
http://www.meitar.org.il/news/news.htm
كوكاكولاي ايران سالانه 5/1 ميليارد تومان به شركت آمريكايي ميدهد ... شركت توليدكننده نوشابه كوكاكولا در ايران به واسطه يك شركت ايرلندي سالانه يك و نيم ميليارد تومان به حساب كوكاكولا در آمريكا واريز ميكند.
مهدي مينايي دبير اجرايي مجمع مطالبه مردمي مشهد مقدس در گفتگو با فارس با اعلام اين خبر افزود : قرار بود كارخانههايي كه در ايران كوكاكولا و پپسي توليد مي كنند به صورت علني به افكار عمومي پاسخ دهند كه آيا سودي از توليد خود را به شركت اصلي كه تحت ليسانس آن هستند، واريز مي كنند يا نه اما اين كار انجام نشد.
وي افزود:طي جلساتي كه مجمع مطالبه مردمي با شركت خوشگوار (كوكاكولا) برگزار كرد،براي ما مسجل شده كه اين شركت، بعد از انقلاب نيز ليسانس خود از شركت آمريكايي را حفظ كرده و سالانه به واسطه يك شركت ايرلندي،5/1 ميليارد تومان به حساب كوكاكولا در آمريكا واريز ميكند.
مينايي تصريح كرد:با توجه به اين كه كوكاكولا به عنوان يكي از شركت هاي حامي رژيم صهيونيستي محسوب مي شود، در حقيقت اين مبلغ سود توليد اين نوشابه در ايران را عايد صهيونيستها مي كند.
دبير اجرايي مجمع مطالبه مردمي مشهد تاكيد كرد:در حال سازماندهي اقدامات بيشتري براي روشن شدن تكليف شركتهاي حامي رژيم صهيونيستي در ايران هستيم
اسرائیل باید از بین برود(حضرت امام خمینی)
تحریم کالای اسرائیل ، مشتی محکم در راستای سرنگونی رژیم اشغالگر قدس pepsi حتما نوشابه هایی با آرم پپسی را در داخل کشور و جه در تبلیغات تلویزیونی مشاهده کرده اید آیا تاکنون از خود پرسیده اید این کلمه جه معنایی دارد؟
pepsi در واقع علامت اختصاری انگلیسی
pay each penny save israeal
این جمله بدین معناست که (هر پنی را بپردازید تا اسرائیل باقی بماند ) براین اساس هر ریال از پول ما بدون آنکه متوجه شده باشیم برای حفظ و بقای رژیم غاصب اسرائیل ذخیره می شود.
etz.com/hasen/spages/635442.html
مثل ما درمورد غريزه جنسي، مثل كسي است كه جايي مهمان است، چراغ خاموش است و به جاي اينكه برود از صاحبخانه بپرسد كه كبريت كجاست، تمام آشپزخانه را به هم ميريزد، آخرش هم پيدا نميكند؛ درحالي كه اگر ميرفت از صاحبخانه ميپرسيد، راحت كبريت را پيدا ميكرد. درمورد غريزه جنسي هم همينطور است. به جاي اينكه از خالق حكيممان بپرسيم كه ما در اين مورد بايد چه بكنيم و چه نكنيم، گير كردهايم و نميدانيم چه بكنيم.
تقوا و لذت:
من كشورهاي غربي و اروپايي و آمريكايي زياد رفتهام. همين ماه رمضان امسال هم آمريكا بودم. به نظرم اين غربيها در كيفكردن از شهوت هم كلاه سرشان رفته؛ فكر ميكنند خيلي آزادند و خيلي خوش هستند اما كلاه سرشان رفته. از نظر شما، افطاري بيشتر مزه ميدهد يا شام؟ معلوم است كه افطاري. اگر شما چند ساعت گرسنگي كشيده باشي، بعد بيايي بنشيني سر سفره غذا، اين خيلي بيشتر بهات مزه ميدهد. درباره شهوت هم همينطور است؛ كسي كه دائم نگاهش اين طرف و آن طرف بوده، زنهاي مختلف را ديده، زن با مرد و مرد با زن اختلاط داشته، يك نگاه به اين، يك خنده به آن و... اين ديگر همسر خودش برايش هيچ لطفي ندارد، تكراري است؛ درصورتي كه مؤمن از همسرش لذت ميبرد؛ يك لذت عميق.
تمركز يك اصل است؛ نه تنها در اين مورد، در عبادت هم شرط است. ميگويند جلوي بازار، نماز نخوانيد؛ چرا؟ چون هي آدم ميرود و ميآيد و حواستان پرت ميشود. در احاديث ما آمده است قاضي اگر كفشاش تنگ است، نبايد قضاوت كند چون تمركز ندارد و قضاوتاش درست نيست. در درسخواندن هم بايد تمركز داشت وگرنه چيزي ياد نميگيريم.
نگه داشتن چشم، باعث ميشود مرد زنش را با ديگران مقايسه نكند. آنوقت وقتي ميآيد خانه و زنش را ميبيند، او را زيباترين زن دنيا ميبيند چون زن ديگري را نديده. حتي اگر نمره زنش 13 هم باشد، براي او بهترين نمره است؛ براي همين است كه در قرآن سفارش شده مردها و زنها نگاهشان را نگه دارند. به زنها هم توصيه شده زينتهايشان را آشكار نكنند. اين باعث ميشود زن خودش را به رقابت با زنهاي ديگر نيندازد. معلوم است كه اگر زني بخواهد با 200 تا زن ديگر رقابت كند (در زيبايي، در آرايش و در لباس) حتما شكست ميخورد.
پس بهتر است ببينيم خالق ما در مورد سلامت خانواده و سلامت جنسي چه ميگويد، آنوقت نه خيلي نيازي به كنگره داريم و نه تشكل و كميسيون و شوراي عالي و...
چرا زشت است؟
خالق ميگويد خانواده قداست دارد. 2 ركعت نماز فرد متاهل از 70 سال عبادت انسان مجرد بالاتر است. خانواده باعث كمشدن جرم و جنايت ميشود، باعث كاهش تنشها ميشود. وضع اقتصادي آدمها را خوب ميكند. در قرآن آمده است كساني كه با همسران خود رابطه زناشويي دارند را نبايد ملامت كرد؛ «الا علي ازواجهم او ما ملكت ايمانهم فانهم غيرملومين»؛ درصورتي كه در جامعه ما، يك چيزهايي رسم شده كه خودمان تويش گير كردهايم و هيچ ارتباطي هم به دين و قرآن ندارد. چرا زني كه بيوه شده نبايد ازدواج كند؟
«نه، زشت است...» چرا زشت است؟ يا ميگويند زن و شوهر در دوران عقد نبايد نزديكي داشته باشند. چرا؟ اين را از كجا درآوردهايد؟ «نه، اينجا خانه پدرش است، خانه خاله است، خانه عمه است، نميشود، زشت است...» كي گفته زشت است؟ اين جوانها نياز دارند به اين موضوع، بايد خانه هركس كه هست، برايشان اتاق خلوت بگذاريد تا با هم باشند. زشتي ندارد، شرعا زن و شوهر هستند. ما يك لحاف كرسي را برداشتهايم و كردهايم «لنگ»، آنوقت ميخواهيم آن را ببنديم به كمرمان! خب، معلوم است كه نميشود. «حج تمتع» را براي چي اسمش را گذاشتهاند حج تمتع؟ براي اينكه بعد از احرام شما برويد و از همسر شرعيتان «تمتع» بگيريد و لذت ببريد.
قرآن عبادت را باعث تقوا دانسته و تقوا را باعث فلاح. سوره مومنون را ببينيد؛ «قدافلح المومنون، الذين هم في صلاتهم خاشعون والذين هم عن اللغو معرضون...» تا آنجا كه ميفرمايد در وصف مومنيني كه به فلاح رسيدند؛ «والذين هم لفروجهم حافظون، الا علي ازواجهم او ما ملكت ايمانهم فانهم غيرملومين» (آيات 16 - 1 سوره مؤمنون). ببينيد كه در اينجا، خشوع و گريه در نماز را كنار استفاده از همسر گذاشته؛ دين و لذت جنسي. چقدر عالي و ظريف اينها را در كنار هم آورده.
از روي ميخ بلند شويد!
بعضيها يك گيرهايي براي ازدواج گذاشتهاند كه خيلي عجيب است؛ «اول ليسانسام را بگيرم، بعد...». در اسلام اينطوري نيست؛ بهرهبردن از همسر كه ليسانس و ديپلم نميشناسد. چرا وقتي شما تشنهاي، نميگويي اول ليسانسام را بگيرم، بعد آب بخورم؟! «اول دختر اول بايد ازدواج كند، بعد دومي.» چه ربطي دارد؟ آمديم و دختر اول هيچوقت نخواهد ازدواج كند. يك خانمي چند وقت پيش براي من نامه نوشت كه از دست پدر و مادرم خيلي شاكيام؛ آن موقع كه من پيشدانشگاهي بودم، خواستگارهاي خوبي داشتم، نگذاشتند ازدواج كنم. حالا دانشگاهام را هم رفتهام اما ديگر خواستگار ندارم. ما روي ميخ نشستهايم، هي ميگوييم آخ! خب از روي ميخ بلند شو، اينكه ديگر كميسيون نميخواهد! همانطور كه حضرت لوط جلوي قوم منحرفش درآمد و گفت «اليس منكم رجل رشيد؟» (سوره هود، آيه 78)، ما هم درمورد اين مسائل يك آدم رشيد ميخواهيم؛ كسي كه صفشكني كند.
در قرآن 30بار كلمه «معروف» آمده، نصفش درمورد رفتار با همسر است. در اسلام، مرد در هر بار كاميابي از همسرش بايد مايه بگذارد. در قرآن كيفر زن ناشزه (نافرمان) اين است كه اول موعظهاش كنيد، اگر به راه نيامد، رختخوابتان را جدا كنيد. اين-يعني پشتكردن به همسر و محرومكردن او از اين مسئله- يك كيفر حساب ميشود. اسلام ميگويد هيچكس اجازه ندارد همسرش را معلق نگه دارد؛ يعني بايد تكليفش را با او روشن كند؛ يا بايد با او رابطه داشته باشد يا طلاقش بدهد.
پول نداشته باش، زن داشته باش:
مشكلات اقتصادي هم نبايد مانع ارضاي صحيح غريزه جنسي شود. «الان پول ندارم زن بگيرم» يعني چي؟ پول نداشتن يك مشكل است و همسرنداشتن يك مشكل ديگر. به خانمت بگو الان پول ندارم، حالا عقد كن تا بعدا برويم خانه خودمان.
اين قيدهايي كه ما براي ازدواج درست كردهايم، به آن ضربه ميزند. هيچ هم احتياج به روانشناسي و جامعهشناسي ندارد. مگر تشنگي، روانشناسي و جامعهشناسي لازم دارد؟ نياز به همسر هم مثل آب است. فرق آب با همسر چيست؟ پيامبر روي منبر داشتند سخنراني ميكردند، زني بلند شد و گفت يا رسولالله، من شوهر ميخواهم.
وسط سخنراني، پيامبر حرفش را قطع كرد – آنقدر كه موضوع مهم است – و گفت كي اين زن را ميگيرد؟ حالا الان اگر يك خانمي از اين در بيايد تو و بگويد من شوهر ميخواهم، دستگيرش ميكنيم و تا نبريمش كلانتري، ولش نميكنيم. مگر گناه كرده؟! اين قيدها بايد برداشته شود.
شما هر چيزي را از دين حذف كنيد، فردا بايد كنگرهاش را بگذاريد. غريزه جنسي نياز به آموزش ندارد، شما قيدها را برداريد، گيرها را برطرف كنيد، اصلاح كنيد، خودش راه خودش را پيدا ميكند. خواب و خنده و خوراك و... مگر آموزش ميخواهد؟!
سوال: چرا بعضى اوقات دچار اشتباه و گناه مى شوم؟
علماى اخلاق مى گويند: منشا و انگيزه ى گناهان ، سه قوه است : قوه شهويّه، قوه غضبيّه، قوه وهميّه .
قوه شهويّه ، انسان را به افراط در لذت خواهى نفسانى ، مى كشاند، كه سرانجامش ، غرق شدن در فحشا و زشتى ها است .
قوهّ غضبيّه ، انسان را به ظلم، طغيان، آزار رسانى و تجاوز، وادار مى كند.
قوهّ وهميّه ، برترى طلبى، انحصار جويى، تكبر و روح خودخواهى را در انسان زنده مى كند و او را به گناهان بزرگى وارد مى نمايد.
به اين مثال توجه كنيد: آب ، در عين حال كه مايه ى حيات تمامي جانداران از انسان، حيوان و گياه مى باشد، اگر مهار نشود به صورت سيلابي جريان مي يابد و باعث نابودي حيات بشر مي شود ؛ بنابراين حتي اين پديده حيات بخش نيز نياز به سد سازي و مهار دارد و در صورتي براي بشد مفيد خواهد بود كه به هنگام نياز در كانال كنترل شده خاصي قرار گيرد و از دريچه مخصوصي، به مقدار نياز، جريان يابد، در غير اين صورت طغيان مي كند و ديوانه وار به باغ ها و كشتزارها و خانه ها سرازير شده و همه را ويران خواهد ساخت.
در مورد انسان نيز، نيروى غضب براى دفاع و شهوت براى بقاى نسل لازم است ، ولى اگر اين دو غريزه بر اثر افسار گسيختگى طغيان كنند، موجب بروز جنايات ويرانگر و انحرافات جنسى و بى عفتى خواهند شد.
در نتيجه اگر بخواهيم جامعه را از لوث گناه پاك سازيم ، و يا وجود خويش را از آلودگى گناه ، حفظ كنيم ، راهي جز كنترل و تعديل غرايز و تمايلات نفسانى نداريم .
حل مشكل:
1- گناه شناسي: مبارزه مستقيم با گناه از طريق شناخت گناهان و تفكر در آثار و عواقب دنيوي و اخروي آنها.
2- گناه زدايي: مبارزه اساسي وغير مستقيم با گناه از طريق مبارزه با زمينه هاي گناه و تقويت زمينه هاي صلاح.
در يك نگرش كلي و كلان مي توان به اين نتيجه رسيد كه زمينه گناه در انسان چيزي جز ضعف شناخت و اراده نيست.
اينك با طرح سوال هاي كوتاه و پاسخ آنها به گشودن راه كمك مي نماييم.
1. چرا بايد خودمان را بشناسيم؟ چون اگر استعداد بي نهايت و ارزش هاي وجودي خود را نشناسيم، هرگز حركتي نخواهيم كرد، تمام حركت تكاملي انسان بسته به نوع و عمق شناخت انسان نسبت به ارزشهاي وجودي خود است.
2. چرا بايد هستي را شناسايي نماييم؟ چون انسان خلاصه هستي است و با هماهنگ و همراه شدن با هستي و قرب به خداي هستي و رنگ خدايي گرفتن به كمال مي رسد ، اگر هستي را نشناسد نمي داند چه بايد كند به عبارت ديگر انسان قانون كمال را از هستي فرا مي گيرد.
3. نقش دين در زندگي انسان چيست؟ آدمي با زبان هستي آشنا نيست و نياز به مترجم دارد. دين ترجمان هستي است و به نحو بسيار ظريفي انسان را به رنگ هستي در مي آورد. تمام دين در جهت به خدا رسيدن و قرب الهي برنامه ريزي شده است.
4. در نهايت دانستن سرنوشت انسان در حيات اخروي و معاد چه كمكي به انسان مي كند؟ معاد و قيامت فرداي زندگي انسان است ، فردايي كه بايد آن را بسازد و تا ابديت در آن بماند، بايد بداند ره سپار كدام وادي و مسافر كدام اقليم وجود است ، بايد براي فرداي خود چه توشه اي فراهم كند و چه مقدار به كار و كوشش بپردازد. ببيند با چه كسي مي خواهد همراه و همنشين شود از همين نشئه با او آشنا و همراه شود تا در قيامت با مشكل روبرو نگردد.
يكي از مهمترين مراحل خود سازي، رفع زمينه هاي گرايش به گناه است.
نقش ذكر و ياد خدا:
ذکر خدا آثار مثبت فراواني دارد. «ذکر» از آن جهت که با ذاکر اتحاد وجودي مي يابد و باعث حضور خداوند در دل و جان مومن است، موجب مي شود كه ذاکر خود را در محضر خدا حاضر ببيند، و از کمال قرب او بهره مند شود. در نتيجه بر محور حيا از بسياري از افکار پليد و اخلاق زشت و اعمال نکوهيده احتراز مي کند.
دستور العمل:
1- ترك زمينه گناه:
1-1. كنترل چشم: امام صادق(ع) فرمود: نظر دوختن تيرى مسموم از تيرهاى ابليس است و چه بسا نگاهى كه حسرت درازمدتى را (در دل) به ارث بگذارد» (سفينة البحار، شيخ عباسى قمى، ماده نظر) تا حد امكان انسان از حضور در مجالس مختلط يا برخورد با نامحرم پرهيز نمايد.
2-1. كنترل گوش: بايد از شنيدنى هايى كه ممكن است به حرام منجر شوند و زمينه ساز حرام هستند پرهيز شود. مانند موسيقى حرام، صداى شهوت انگيز نامحرم و... .
3-1. ترك هم نشيني با دوستان ناباب: دوستانى كه باعث مى شوند انسان گناه را مزمزه كند، در واقع دشمن هستند و بايد از آنها پرهيز كرد.
از امام سجاد(ع) نقل شده: حضرت از همراهى و سخن گفتن و رفيق بودن با پنج كس را نهى فرموده: كذاب، گناهكار، بخيل، احمق و كسى كه قطع رحم كرده است. (سفينة البحار، شيخ عباسى قمى، ماده صحب)
2- ترك فكر گناه: ترك زمينه گناه سهم به سزايى در ترك فكر گناه دارد. سعي نماييد فكر گناه را به ياد خداي تبديل نماييد.
3- اشتغال به برنامه شبانه روزى: حتما بايد شبانه روز خود را با برنامه ريزى صحيح و متناسب وضع روحى و جسمى خود پر كنيد و هيچ ساعت بيكارى نداشته باشيد تا نفس شما را مشغول كند. در اوقات بيكارى وسوسه هاى نفس و شيطان به سراغ انسان مى آيد و او را به فكر گناه و سپس به خود گناه مى كشاند اميرالمؤمنين على(ع) فرمود: براستى و حقيقت كه اين نفس (انسانى) پيوسته و مرتب به بدى امر مى كند در نتيجه هر كس آن را به خود واگذارد (و به كارى نگمارد) نفس او را به سمت گناهان مى كشاند». (الغرر والدرر، باب النفس به نقل از سرالاسراء، استاد على سعادت پرور، ج 1، ص 544، ح 4).
4- روزه گرفتن: روزه گرفتن قواى حيوانى و شهوانى انسان را تضعيف مى كند اگر قواى شهوانى ضعيف گشت قهرا فكر گناه هم كم رنگ مى شود. امام جعفر صادق (ع) فرمودند: هرگاه شكم پر شود طغيان مى كند. (المحجة البيضاء، ملا محسن فيض كاشانى، ج 5، ص 150). مفهومش اين است اگر شكم بر نشود طغيان نمى كند و بهترين قسم جوع و گرسنگى همان روزه گرفتن است.
تذكر اين نكته بسيار ضرورى است كه اولاً: روزه نبايد براى بدن ضررى داشته باشد وگرنه شرعا حرام است. ثانيا: براى كارهاى روزمره مخل نباشد. ثالثا: اگر نه مضر بود ونه مخل فقط روزهاى دوشنبه و پنج شنبه باشد نه بيشتر، ولى در هر صورت اگر براى روزه گرفتن عذرى است مورد بعدى يعنى ورزش دو برابر شود.
5- ورزش: هر روز ورزش لازم است البته آن ورزش هايى باشد كه براى بدن ضررى ندارد مثل نرم دويدن و نرم طناب زدن و انجام حركت هاى كششى و اگر براى روزه گرفتن عذرى هست زمان ورزشى دوبرابر شود مثلاً از بيست دقيقه به چهل دقيقه افزايش يابد.
چند توصيه:
يك) هيچ گناهي را كوچك نشماريد.
دو) در ابتداي روز با خداي متعال شرط كنيد كه گناه نكنيد و در طول روز مراقب اعمال و رفتار خود باشيد و در پايان روز از خويش حساب بكشيد. اگر از عملكرد خويش راضي بوديد، خداي را شكر گوييد و در صورتي كه راضي نبوديد، بر خويش سخت بگيريد.
سه). بدانيد كه همواره در محضر خداي بزرگ هستيد ، او بر شراشر وجود شما اشراف دارد و از ظاهر و باطن شما آگاه است.
چهار) از خداوند با دعا و نيايش استعانت و استمداد بجوييد، زيرا كه خود فرمود: اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود هيچ كدام به فضيلت و تزكيه روي نمي آورديد. (نور، آيه 21)
پنج) اعمال و عادات نيكو را جايگزين رفتار ناپسند نماييد; مانند شركت دائمي در نماز جماعت، نماز شب و دعا.
قرآن كريم مي فرمايد: خوبي ها سرانجام ميدان را بر بدي ها تنگ خواهد كرد و آنها را از بين خواهد برد. (هود، آيه 114)
شش) مطالعه پيرامون زندگي پارسايان و زاهدان و مطالعه كتب اخلاقي ر فراموش نكنيد.
در اين زمينه ر.ک:
1-گناه شناسي/ محسن قرائتي.
2-گناهان كبيره/ شهيد دستغيب.
3- شهيد دستغيب، قيامت و قرآن (تفسير سوره طور).
نويسنده: سيد مصطفي علم خواه Elmkhah@porseman.org
شرکت:صنايع دلتا گيل Delta Galil Industries
شرکتهای وابسته: Boss ، Calvin Klein ، GAP
«دلتا گليل» بزرگترين توليد کننده و فروشنده در صنعت نساجی اسرائيل است و يکی از بزرگترين آرمهای تجاری توليد لباس در دنيا را دارا می باشد.
Dov Lautman موسس، رئيس و بزرگترين سهام دار اين شرکت از وابستگان نزديک رئيس جمهور اسرائيل، ايهود باراک می باشد.
سازمان ديدبان حقوق بشر، دلتا گليل را به استثمار کارگران عرب متهم ساخت.
از آنجايی که هزينه توليد محصول به حداقل ممکن برسد، بسياری از محصولات اين شرکت در کشورهای ترکيه، اردن و مصر توليد می شود. بدين صورت که مواد اوليه به اردن می رود، در آنجا دوخته می شود و دوباره به اسرائيل بر می گردد، و از آنجا با برچسب «Made in Israel» به سراسر جهان فرستاده می شود.
http://www.deltagalil.com/Shreholders.htm
http://shamash.org/listarchives/amcha/log9907
http://www.odaction.org/challenge/60/textil.html
http://www.s11.org/iss_sweatshops.html
http://www.sweatshopwatch.org/
http://www.jpost.com/com/Archive/01.Mar.1999/Business/Article-0.html
http://www.moit.gov.il/root/Hidden/ipc/{F6922}
شرکت:والت.ديزنی
محصولات و شرکت های وابسته: ديزنی لند (شهرک بازی) Disneyland ، يورو ديزنی EuroDisney ، توليدات ديزنی
شرکت « والت ديزنی» در نمایشگاه هزاره واقع در Epcot Center در ايالت فلوريدا، بيت المقدس را به عنوان پايتخت اسرائيل معرفی کرد.
از آنجايی که بيت المقدس به طور نا مشروع غصب شده، بنابر مصوبه سازمان ملل (٢٤٢،٢٣٧ و ۴۰۵)، هرگز اين شهر نمی تواند به عنوان پايتخت اسرائيل به رسميت شناخته شود.
از ٨ ميليون دلار هزينه اين نمايشگاه، اسرائيل مبلغ ٨/١ميليون دلار سرمايه گذاری کرد و با ديزنی در گسترش اين نمايشگاه شريک شد. اين بخشی از مبارزه فيزيکی اسرائيل برای يهوديزه کردن بيت المقدس و مبارزه روانی برای پذيرفته شدن اين ادعا در ديدگاه جهانی می باشد.
يکی از شيوخ عرب در عملی مبتکرانه طرحی را برای تحريم ديزنی ارائه کرد که متاسفانه در آخرين لحظات توسط يکی از شاهزادگان سعودی منتفی شد. ولييد بن طلال که يکی از بزرگترين سهامداران «يوروديزنی» می باشد عنوان کرد: «درصورتی که ديزنی را تحريم کنيم برد با اسرائيل خواهد بود. زيرا در منفی شدن وجهه ی ما در آمريکا تاثير خواهد داشت
اين درحالی است که به طور ميانگين سالانه ٢٠٠ هزار عرب از «ديزنی» بازديد می کنند و ميزان مبادلات اين شرکت با خاور ميانه بيشتر از ١٠٠ميليون دلار در سال است.
http://www.jewishsf.com/bk990924/idisney.shtml
http://www.metimes.com/issue99-38/reg/disney__will.htm
http://www.washington-report.org/backissues/1299/9912013.html
http://www.israeltoday.co.il/article/Default.asp?CatID=2&ArticleID=15
محصولات:پردازندههای سلرون،پنتيوم،ايتانيوم و...
Processors - Celeron, Pentium Itanium etc
Motherboards, Chipsets, Adapters, Controllers,
محصولات شبکه، بی سيم و ابزار ساخت نرم افزار.
بی ترديد اينتل يکی از بزرگترين حاميان اسرائيل می باشد. يکی از اولين مراکز توسعه اين شرکت خارج از آمريکا در منطقه حيفا در سال ۱٩٧٤ بازگشايي شد. از آن موقع سرمايه گذاری در اين رژيم ادامه داشته است.
در سال ۲۰۰۰، آنها بيش از ٤۰۰۰ اسرائيلی را استخدام کردند و تنها از صادرات کارخانه واقع در Lachish-Qiryat Gat اسرائيل (بازگشايی فوريه ٩٩) تا سقف ۳ميليون دلار در روز و به طور تقريبی يک ميليار دلار در سال درآمد دارد.
الاودا (ائتلاف راست فلسطين) عنوان می کند Qiryat Gat زمينی که کارخانه اينتل بر آن نهاده شده است در واقع منطقه روستايی بوده به نام «عراق المنشيا» که توسط اسرائيل غصب شده است. «عراق المنشيا» روستايی بوده با ۲۰۰۰ سکنه که در ۳۰۰ خانه زندگی می کردند با ۲ مسجد و يک مدرسه. ساکنان اصلی اين روستا با تهديد و ارعاب رانده شده و تمام زمين روستا ويران می شود تا Qiryat Gat برای سکونت شهروندان جديد اسرائيلی آماده شود.
امروز جمعيت باقيمانده از «عراق المنشيا» هنوز اجازه برگشتن به سرزمين خود را ندارند. اقدامات قانونی بر ضد اينتل مبنی بر ساختن کارخانه در سرزمين غارت شده صورت گرفته است.
http://www.intel.com/intel/community/israel/aboutsite.htm
http://www.israelemb.org/economic/uscompanies.htm
http://www.intel.com/intel/community/israel/education.htm
http://al-awda.org/intel_divest.htm
http://al-awda.org/intel_update.htm
http://al-awda.org/intel_example.htm
خطر و زيان انحرافات جنسى مخصوصاً «استمنا» MASTURDATIONكه گاهى به تناسب يك افسانه تاريخى «اونانيسم» نيز ناميده مى شود. اگر چه غير قابل انكار است، زيرا به زودى شكل «اعتياد» به خود مى گيرد، اعتيادى ريشه دار و كشنده دارد تا آن جا كه گاه در يك روز چندين بار دامان مرتكبين خود را آلوده مى سازد،و حتّى طبق اعتراف صريح بعضى از مبتلايان گاهى كارشان به جايى مى رسد كه تنها با «تصوّر و فكر»! بدون هيچ گونه عمل ديگر مايع مخصوص از آنها دفع مى گردد.
ولى از آن خطرناك تر يأس و نوميدى از مبارزه با اين اعتياد است، زيرا اين نوميدى بزرگ ترين سدّ راه نجات مبتلايان خواهد شد و واكنش هاى فوق العاده نامطلوب روحى در آنها ايجاد خواهد كرد.
مبتلايان بايد اطمينان كامل داشته باشند كه اگر بخواهند مى توانند در مبارزه با اين عادت شوم پيروز گردند، و حتّى عمده آثار آن را از وجود خود برچينند، خواه دوران اين مبارزه كوتاه يا طولانى باشد.
آنها هرگز نبايد به خود تلقين كنند كه اين اعتياد تا آخر عمر از آنها دست بردار نيست و يا آثار آن همچنان باقى خواهد ماند.
منتها بايد با هوشيارى كامل و تصميم قاطع و به كار بستن «دستورهاى آينده» به مبارزه پى گيرى برخيزند.
كسانى كه از چنگال اين عادات شوم نجات يافته اند بايد قدر پاكى خود را بدانند، و در حفظ آن نهايت مراقبت را بنمايند، از هر گونه وسوسه شيطانى در اين راه بپرهيزند، و با هيچ قيمتى سرنوشت خود را به دست افراد گمراه و معاشران منحرف نسپارند.
همان طور كه سابقاً هم اشاره كرديم شرط پيروزى قطعى در مبارزه با هر نوع اعتياد غلط - اعم از اعتيادهاى خطرناك جنسى يا اعتيادهاى ديگر - پس از «اميدوارى و اطمينان به پيروزى» داشتن تصميم قاطع است.
تصميمى آهنين و محكم و متّكى به ايمان و شخصيت و شرافت و وجدان.
تصميمى راسخ و غير قابل عدول.
حتّى اگر به عللى اين تصميم ده بار هم شكسته شد مجدداً، بلكه قاطع تر و راسخ تر بايد تصميم بگيرند و با همان اميدوارى و ايمان تصميم خود را تجديد كنند.
زيرا سرانجام آثار اين تصميم ها در ناخودآگاه آنها اثر گذارده و هنگامى كه روى هم متراكم شد تأثير خود را خواهد بخشيد.
امّا مسلّماً و بدون ترديد اگر اين تصميم شكسته نشود خيلى زودتر آثار اين عادات شوم از روح و جسم آنها برچيده خواهد شد.
بديهى است اين گونه افراد اگر رابطه و پيوند نزديكى با خداى خود برقرار سازند و با تمام ذرات وجود خود از ساحت مقدّس او استمداد جويند، و به لطف او اميدوار و دلگرم باشند در پرتو اين ايمان مذهبى خيلى زودتر نتيجه خواهند گرفت.
اكنون كه اين مراحل پيموده شد بايد امور زير را دقيقاً به كار بندند.
ممكن است اين امور در نظر بعضى ساده جلوه كند، ولى هنگام عمل روشن مى شود كه اثر معجزه آسايى دارد.
1- اجتناب از هر گونه تحريك مصنوعى
اگر جوانان انتظار داشته باشند كه هر شب در سينما يا در برابر تلويزيون ناظر صحنه هاى هوس آلود «فيلم هاى سكسى» باشند، و همه روز قسمت مهمى از وقت گران بهاى خود را به مطالعه «رمان هاى عشقى» و تماشاى «عكس هاى شهوت انگيز» مجلات فاسد و مبتذل بگذرانند، و در كوچه و خيابان با ولع تمام اندام برهنه زنان و دختران را ورانداز كنند،
و با اين همه باز هيچ گونه آلودگى پيدا نكنند سخت در اشتباهند.
اين گونه «تحريكات مصنوعى» كه هيچ گونه ضرورتى هم ندارد، مسير فكر هر جوانى را از مسائل اصولى زندگى تغيير مى دهد و به سوى مسائل جنسى، آن هم به صورت حاد و طغيانگر، مى كشاند.
شب و روز، آنها را در يك حال اضطراب دائمى عصبى كه آثار نامطلوب آن بر تمام وجود آنان سايه خواهد افكند نگه مى دارد.
همه جوانان عزيز - مخصوصاً آنهايى كه داراى پاره اى از عادت هاى غلط جنسى هستند - بايد به شدت از اين گونه امور بپرهيزند، از ديدن اين فيلم ها، و مطالعه آن رمان ها و هر گونه چشم چرانى عمدى اجتناب ورزند، آرامش فكرى خود را بى جهت بر هم نزنند، و اعصاب نيرومند خود را با هيجان هاى دائمى تضعيف نكنند.
براى موفقيت در اين قسمت لازم است سرگرمى هاى سالم و مناسبى براى اوقات فراغت خود انتخاب نمايند و به كمك دوستان خود برنامه هاى صحيحى براى اين اوقات تنظيم كنند.
اين سرگرمى ها ممكن است:
ورزش هاى فردى و دسته جمعى
پياده روى در هواى آزاد
مطالعه كتب سودمند و مفيد
پرورش گل در منزل و به طور كلى كارهاى كشاورزى،
كارهاى دستى
جمع آورى اشعار
تهيه كلكسيون هاى عكس و تمبر و مانند اينها.
شركت در انجمن هاى گوناگون و كنفرانس هاى علمى يا اخلاقى، باشد.(1)
2- تهيه برنامه فشرده و تمام وقت:
جوانان بايد بطور حتم براى تمام شبانه روز خود برنامه تنظيم كنند به طورى كه يك ساعت وقت بيكار و بدون برنامه نداشته باشند.
نمى گوييم مرتباً درس بخوانند يا كار كنند، بلكه مى گوييم اگر تفريح يا ورزش هم دارند برنامه داشته باشند، و يك ساعت خالى از برنامه نباشد.
جوانان بايد بدانند بزرگ ترين بدبختى براى يك جوان اين است كه وقت هاى خالى از هر گونه برنامه داشته باشد.
1. در نشريه اى كه تحت عنوان «سرگرمى هاى خطرناك» به وسيله مطبوعات هدف نشر داده شده قسمت قابل توجّهى از سرگرمى هاى سالم تشريح گرديده است.
ممكن است جوانى بيكار باشد و جوياى كار، امّا در عين حال براى شب و روز خود برنامه اى تهيه كند، اعم از مطالعه و تفريح و استراحت و مانند آن.
حتى اگر جوانان بتوانند برنامه روزانه خود را كمى بيش از مقدار وقتشان تنظيم كنند به طورى كه فكر آنها حتى يك لحظه بيكار به معناى واقعى نباشد بهتر است، زيرا اشتغالات فراوان فكرى، اثر عميقى در انصراف فكر از آن عادات شوم دارد.
بسيار ديده شده كه افراد معتاد به سيگار در روزهاى تعطيلى چند برابر روزهايى كه مشغول كار هستند سيگار دود مى كنند، اين تفاوت فاحش، اثر همان اشتغال فكر و اعصاب و بدن به كارهاى مثبت و انصراف از كارهاى بيهوده يا زيان آور در ايّام غير تعطيلى است.
خلاصه افرادى كه گرفتار اعتيادهاى غلط جنسى هستند اگر برنامه مشغول كننده اى براى تمام وقت خود نداشته باشند به آسانى نمى توانند اين عادت را از سر خود دور كنند،
و تهيه چنين برنامه اى از مؤثرترين عوامل ترك اعتياد است، و مطمئناً با تهيه چنين برنامه اى قسمت مهمى از مشكلات ترك اين اعتياد را پشت سر خود خواهند گذاشت.
3- توجّه مخصوص به ورزش
معروف است ورزشكاران نسبت به مسائل جنسى كم علاقه هستند، چون ورزش مقدار فراوانى از انرژى هاى بدنى و فكرى آنها را به خود اختصاص مى دهد و طبعاً از مسائل ديگر كم مى كند.
به همين دليل براى جلوگيرى از تحريكات زياد جنسى لازم است جوانان برنامه هاى وسيع و متنوع ورزشى انتخاب كنند.
مبتلايان به اين عادت شوم غالباً افرادى گوشه گير، منزوى كم تحرك و خمود هستند و همين گوشه گيرى و انزوا و عدم تحرك وضع آنها را تشديد مى كند، و اگر از اين وضع به كلى در آيند و زندگى خود را با تحرك زياد بياميزند اثر عميقى در بهبود حال آنها و ترك عادتشان خواهد بخشيد.
اين گونه افراد معمولا اعصاب ضعيف و ناتوانى دارند، و ورزش هاى متنوع و مناسب در تقويت اعصاب آنها فوق العاده مؤثّر است.
اين افراد هر چه وقت اضافى و خالى از برنامه دارند بايد به بازى هاى گوناگون ورزشى و يا پياده روى در هواى آزاد تخصيص دهند تا هم سلامت از دست رفته خود را باز يابند و هم قسمتى از انرژى هاى جسمى و فكرى آنها متوجه اين قسمت گردد.
به همان اندازه كه تحرّك و ورزش هاى فردى و دسته جمعى براى آنها مفيد است، انزوا و به گوشه اى خزيدن و در فكر فرو رفتن براى اين قبيل افراد سم مهلك است كه بايد به هر قيمتى شده از آن دورى گزينند.
اين توصيه را فراموش نكنيد و آثار معجزه آساى آن را ببينيد، در روز آن قدر ورزش كنيد كه خسته شويد و شب هنگام به محض اين كه در بستر آرميديد در خواب عميقى فرو خواهيد رفت و از شر بسيارى از خيالات و افكار مضر و كشنده كه در اين موقع به سراغ جوانان مى آيد در امان خواهيد بود!
4- بايد عادتى جانشين عادتى گردد
روانشناسان مى گويند: براى ترك يك عادت بد حتماً بايد به سراغ عادت خوب رفت و آن را جانشين عادت بد نمود.
مثلا كسانى كه عادت به قمار دارند، و با اين كه تمام زيان هاى آن را مى بينند و حس مى كنند، باز حاضر نيستند آن را ترك گويند، و به گفته خودشان وقت قمار كه مى رسد نمى فهمند چه نيرويى آنها را مانند يك اسير و برده به سوى اين عمل كه عقل و وجدانشان آن را محكوم ساخته مى كشاند؟!، چنين كسانى براى اين كه بر اين عادات غلط پيروز شوند حتماً بايد در همان ساعات، بازى صحيحى را (مانند يك مسابقه ورزشى سالم) جانشين بازى قمار كنند تا اين عادت بد به اصطلاح از سر آنها بپرد.
و به عبارت ديگر انرژى خاصى كه تحت تأثير انگيزه عادت در آن حال تحريك مى گردد به اين سمت كشيده شود و مصرف گردد بدون اين كه هيچ گونه واكنش نامطلوبى داشته باشد (دقت كنيد).
در مورد عادات بد جنسى بايد درست در همان ساعاتى كه انگيزه آن در مبتلايان توليد مى شود به سراغ برنامه خاصى براى چنين ساعتى از قبل پيش بينى كرده اند بروند، به سراغ مسابقه علمى، ورزشى، مسابقه هوش، مطالعه يك اثر جالب، يك ورزش مورد علاقه مانند كوهنوردى، اسب سوارى و... اين كار را آن قدر ادامه دهند كه جانشين عادت بد سابق گردد.
5- پرهيز مطلق از تنهايى:
اين گونه افراد بايد حتماً و بدون هيچ گونه قيد و شرط از تنها ماندن به شدت اجتناب كنند.
هرگز تنها نباشند; در خانه تنها نمانند، شب در اطاق تنها نخوابند، تنها براى مطالعه به نقاط خلوت نروند.
و به محض اين كه در محيطى احساس كردند تنها هستند
از آن محيط بيرون بروند.
اين گونه افراد مخصوصاً بايد اين نكته را فراموش نكنند كه به مجرد اين كه نخستين تحريك را در خود حس مى كنند بلافاصله برخيزند و سرگرم كار ديگرى شوند. فراموش كردن اين تذكر غالباً گران تمام مى شود.
تنهايى، محيط كاملا مساعدى است براى پرورش ميكرب اين اعتياد در فكر هر جوان، و تمام جوانانى كه مى خواهند خوشبخت و سالم و از خطرات عظيم استمنا در امان باشند بايد از تنهايى بپرهيزند.
6- ازدواج در نخستين فرصت
اين افراد اگر امكاناتشان اجازه مى دهد بايد در نخستين فرصت ازدواج كنند حتى اگر امكانات آنها «تنها» براى انتخاب نامزد (البتّه نامزد مشروع كه عقد شرعى آن اجرا شده باشد) فراهم است بايد اين فرصت را نيز از دست ندهند.
خلاصه ازدواج تأثير قابل توجّهى در مبارزه با اين انحراف جنسى دارد و در صورتى كه دامنهة توقّعات را كوتاه و تشريفات زايد و بيجا را از آن حذف كنند كارى است بسيار سهل و ساده و آسان، ولى متأسفانه يك سلسله اوهام و قيود غلط، دست و پاى غالب طبقات را - اعم از تحصيل كرده و بى سواد - در اين قسمت بسته است.
بعضى از جوانان معتاد از ازدواج وحشت دارند، ولى اين وحشت كاملا بى اساس است زيرا با به كار بستن دستورها هم ترك اين اعتياد آسان است و هم پيروزى در تمام مراحل ازدواج و زناشويى.
7- تلقين و تقويت اراده:
«تلقين» نيز در مبارزه با اين عادت رُل مهمى را بازى مى كند.
افراد معتاد بايد مرتباً به خود تلقين كنند كه به خوبى قادر هستند اين عادت زشت را ترك گويند.
براى اين كه تلقين در آنها اثر قوى و سريع ببخشد آن طور
كه يكى از اطباى روانشناس دكتر «ويكتور پوشه فرانسوى» مى گويد: - بايد تلقين را به صورت زير چندين روز پشت سر هم ادامه دهند - همه روز در محل آرامى كه چيزى فكر آنها را به خود مشغول نسازد، فكر خود را متمركز ساخته و با كلمات شمرده و محكم اين جمله را تكرار كنند: «من به خوبى قادر هستم اين عادت بد را از خود دور كنم، من قادرم»! تكرار اين تلقين ساده اثر عجيبى در تقويت روحيه و ترك اين عادت و هر عادت بدى دارد. (مى توانيد آزمايش كنيد).
علاوه بر اين بايد براى تقويّت اراده از مطالعه كتاب هاى روانى كه براى تحكيم و رشد شخصيت و تقويت اراده نوشته شده است غفلت نورزند، زيرا همان طور كه دانستيم - و همه معتادانى كه موفق به ترك اين عادت بد و ساير اعتيادهاى ناپسند شده اند اعتراف دارند - نخستين گام در اين راه «اراده و تصميم» است.
8- پرهيز كامل:
از معاشرت و همنشينى با افراد منحرف و مبتلا به اين عادت بد، در همه اوقات مخصوصاً دوران مبارزه، بايد به طور مطلق دورى جست همان طور كه از مبتلايان به «وبا» فرار مى كنند. علاوه بر اين بايد زيان ها و عواقب دردناك و مرگبار اين عمل را هرگز از خاطر خود دور ندارند و هرگز گوش به سخنان وسوسه انگيز اين و آن ندهند.
نقش معاشران بد و فاسد در ابتلاى به اين انحراف، و ادامه آن، بسيار عجيب است آنها براى اين كه كمتر احساس گناه و بدبختى كنند سعى دارند افراد ديگرى را نيز مبتلا سازند و به سرنوشت غم انگيز خود گرفتار نمايند، لذا همواره مى كوشند با سخنان وسوسه انگيز اين عمل شوم و زشت را لذت بخش و كم ضرر جلوه دهند، ولى جوانان بيدار هرگز در دام وسوسه هاى شيطانى آنها نمى افتند.
9- تقويت عمومى و رژيم غذايى:
داشتن يك رژيم غذايى كامل و سالم كه موجب تقويت عمومى بدن گردد نيز در مبارزه با اين عادت كه در بسيارى از مواقع از ضعف اعصاب سرچشمه مى گيرد و يا خود عامل ضعف اعصاب است تأثير قابل توجّهى دارد.
استحمام با آب سرد (البتّه در مواقعى كه وضع هوا اجازه مى دهد) و سپس ماساژ دادن بدن با حوله نيز كمك مؤثرى به اين گونه افراد مى تواند بنمايد.
همچنين اين گونه افراد بايد به شدت از پوشيدن لباس هاى تنگ و چسبان كه عامل مؤثّرى براى تحريك مصنوعى است بپرهيزند، اين گونه لباس ها اصولا براى همه جوانان زيان بخش و حتى گاهى خطرناك است هم به نمو و رشد طبيعى جسم آنها صدمه مى زند و هم وسوسه انگيز و تحريك آميز است.
10- استمداد از نيروى ايمان و عقايد مذهبى:
نيروى ايمان و عقيده مذهبى مى تواند بزرگ ترين كمك را به اين مبتلايان كند و آنها را به زودى از چنگال اين عادت بد نجات بخشد.
اين گونه افراد هرگز نبايد خود را يك فرد نفرين شده و مطرود درگاه خداوند بدانند. بلكه بايد به لطف خداوند بزرگ كاملا اميدوار باشند و هنگام نماز و پس از نماز كه سر به سجده گذاشته و با آفريننده مهربان و بخشنده خود راز و نياز مى كنند با تمام دل و جان و با تمام ذرات وجود خويش از او بخواهند كه آنها را در ترك اين عادت زشت يارى كند و از چنگال آن برهاند و مطمئناً هرگاه با جان و دل به او توجّه نمايند، لطف خداوند مهربان به يارى آنها خواهد شتافت و در اين مبارزه حياتى پيروز خواهند شد.
و نيز بايد در همه جا و در همه حال او را حاضر و ناظر بدانند و هرگز به خود اجازه ندهند در پيشگاه مقدّس او دست به چنين كار خلافى بزنند.
ما اطمينان كامل داريم اگر مبتلايان دستورهاى بالا را دقيقاً فقط براى يك ماه به كار بندند از شر اين انحراف رهايى خواهند يافت.
پايان
(کتاب مشکلات جنسی جوانان-حضرت آيت الله مکارم شيرازی)
اسلام به عنوان آيينى جاودانه و آسمانى كه حاوى دستوراتى سعادتبخش براى بشر است، نهاد خانواده را به عنوان كانونى مقدس، پايدار، عاطفى و پاك، ترسيم كرده است تا ميهمانى كه به عنوان همسر، وارد عرصه زندگى مىشود، با آرامش، عزت، محبت و شادمانى، يك مجموعه رو به گسترش را اداره كند. قرآن مجيد به پدران و مادران مسلمان دستور مىدهد تا فرزندانشان را كه هنوز از نعمت تأهل برخوردار نشدهاند، به اين امر مقدس تشويق كرده، زمينههاى زندگى سالم و حيات طيبه را براى آنان فراهم سازند و اگر شرايط ازدواج براى كسى وجود نداشته باشد، اسلام راهكار بسيار ارزشمندى را معرفى مىكند؛ راهكارى كه هم اجرايى است و براى تحقق آن مانعى وجود ندارد و هم پشتوانه بزرگى براى ورود به عرصه حيات اجتماعى در آينده است و آرامش را براى اعضاى خانواده، مهيا مىسازد. اين راهكار مهم، عفتورزى است.
عفت ورزيدن براى يك انسان، ضرورت يك زندگى سالم، بانشاط و آرام است؛ ضرورتى كه تنها در سايه دين به دست مىآيد و در سايه خردمندى، رشد و كمال مىيابد. انسان امروز، نيازمند اين آموزههاست و پشت كردن به آنها، موجب سستى پيوند خانوادگى، نفوذ و حضور ديگران در عرصه زندگى، اختلاف، عدم اعتماد به يكديگر، بيمارىهاى روحى - روانى، وسواس، سوءظن و ... خواهد شد.
لازم به يادآورى است كه عفت و حجاب، دو مقوله جداگانهاند. در عفت ورزيدن، هم رعايت پوشش ظاهرى خواهد شد و هم مراقبت از امور معنوى و روحى و اين، موضوعى است كه هم كسانى كه رعايت پوشش دينى را مىكنند، بدان نيازمندند و هم آنان كه كمى در پوشش خويش، سهلانگارى مىكنند.
1. عفت دل:
يكى از موارد بسيار مهمى كه پيوند خانوادگى را پايدار مىسازد، رعايت عفت دل است. خانهاى كه تار و پود آن از عشق و محبت ساخته نشود، خانهاى پايدار در برابر طوفانهاى سهمگين و لرزشهاى فراوان نيست. خانهاى كه در آن، افراد فراوانى حضور يابند و معشوق يا عاشق احساس نكند كه آن خانه براى سكونت وى آماده است، ثبات نخواهد داشت.
همسر، بايد حريم دل را تنها براى همسرش بگشايد و غير از او، به هيچ شخص نامحرمى اجازه ورود ندهد؛ چه رسد به سكونت در آن. كسانى كه قبل از ازدواج، اين حريم را مىشكنند و با ديگران رابطهاى دوستانه و محبتآميز برقرار مىكنند، پايههاى زندگى آينده را لرزان مىسازند.
شايد زندگى بشر صنعتى را اينگونه ترسيم كردهاند و طراحان ناصالح جامعه انسانى كه حضور بىپرواى زن و مرد را در كنار هم و با برخى بىبندوبارىها و عدم رعايت حريمها، رشد و ترقى بشر تلقى كردهاند و انسان را در برآورده كردن غرايز جنسى آزاد گذاشتهاند، امروز، نتيجه آن راهكار را در عدم ازدواج جوانان و فراوانى گسست و طلاق خانوادهها - ديده باشند.
مرد شايسته، عرصه دل را در اختيار زن شايسته قرار مىدهد و جز او را به اين حرم راه نمىدهد و فضاى انديشه و دل را معطر به صفاى او مىكند؛ زن شايسته نيز چنين مىكند و اگر چنين شد، خداوند، از فضل خويش، آنان را بىنياز خواهد كرد و اين وعده خدا، حتمى است كه فرمود: زنان پاك، براى مردان پاك هستند«.1
2. عفت نگاه:
قرآن مجيد به دين باوران دستور مىدهد كه چشمان خويش را بىپروا بر هر كس نگشايند. »به چشمانت بياموز كه هر كس، ارزش ديدن ندارد«؛ زيرا چشم انسان، عرصه واردات دل و فكر او را فراهم مىسازد.
نگاه به نامحرم كه زمينه فساد را فراهم مىكند، حرام شمرده شده است؛ چه تصوير باشد و چه فردى در كنار انسان و عجيب است كه انسانها را مىتوان از روى چشمهاى عفيف و غيرعفيف، شناخت. چشمان عفيف، ارزشمندند و چشم دريده، ادب نگاه نمىدارد.
انسان موفق، بر هر آنچه مىرسد، بىپروا، چشم نمىگشايد و نگاه خويش را محدود مىسازد. اگر كسى عفتِ نگاه نداشته باشد، چه بسا كه به بىعفتى در عرصههاى ديگر دچار شود. اين عفت، خاص مردان نيست؛ بلكه زن هم بايد عفت را رعايت كند. گر چه بيمارى چشمچرانى، در مردان بيشتر شيوع دارد و مردان، با چشمانشان به دام مىافتند و زنان، با گوشهايشان.
3. عفت كلام:
عفت نگاه، پرهيز از نگاههاى آلوده است كه نتيجه اين پرهيز، پاكى دل و انديشه، از واردات ناشايست است؛ ولى عفت كلام، پاك ساختن عرصه صادرات دل است. آنان كه بىمحابا از هر چه بخواهند، سخن مىگويند، هر واژهاى را بر زبان مىآورند و در پردازش كلمات خويش، محاسبه دقيقى ندارند، نه ارزش خويش را حرمت مىنهند و نه ارزش مخاطب را.
بسيارى از افراد، نمىتوانند برخى از واژههاى ناشايست شنيده شده را بيان كنند و با نگفتن آن، شادمانترند كه اين، از سلامت روح و بهداشت روانشان حكايت دارد و در مقابل، كسانى يافت مىشوند كه بسيار مشتاقند تا هر واژگانى را به كار گيرند و از هر موضوعى - حتى ناشايست - سخن گويند كه اين، نشان از عدم تربيت درست دارد.
انسان مؤمن، حق ندارد ديگران را مسخره كند؛ لقب زشت دهد؛ تهمت ناروا زند؛ افترا بندد؛ صداى خويش را بىاندازه بلند كند و يا از واژگان ناشايست، استفاده كند. چنين انسانى، از عرصه دين، فرو مىافتد و به خشم الهى، دچار مىشود.
4. عفت دامن:
يكى از مؤلفههاى مهم عفت، عفت دامن است. پاكدامنى، از نوجوانى و جوانى سرچشمه مىگيرد و در دوران ميانسالى و كهنسالى، ثمرهاش به بار مىنشيند. بدترين خيانتها، خيانت در اين عرصه است و غريزه جنسى، اگر درست در اختيار قرار نگيرد، انسان را به ورطههاى خطر مىكشاند. در قرآن آمده است: »به زنا، نزديك نشويد«؛2 نه اين كه زنا نكنيد؛ يعنى حتى بايد از لغزشگاههاى اين خطر مهلك، پرهيز كرد.
قرآن مجيد براى جلوگيرى از خطر فساد جنسى، راهكارهاى زير را ارائه كرده است:
الف) تربيت جنسى از دوران كودكى و رعايت دستورات اخلاقى خانوادگى و زناشويى، از آغاز تولد كودك تا بلوغ.
ب) رعايت حريم ميان نامحرمان و پوشش مناسب.
ج) عدم اختلاط نامحرمان در هر محيطى.
د) مراقبت از لغزشگاههايى كه انسان را به عرصه بىعفتى مىكشاند.
ه’) محدود كردن بعد عاطفه در خانواده و عدم دلبستگى به نامحرم در جامعه.
5. عفت شكم:
يكى از عوامل بدبختى انسانها، بىپروايى در خوراك است؛ يعنى اين كه انسان هر چه بيابد، بخورد و از هر راهى، كسب ثروت كند. غذاى حرام موجب شد كه مسلماننمايان، در كربلا، در مقابل فرزند رسول خدا صلىاللَّهعليهوآله صفآرايى و به كشتن او افتخار كنند. امام حسين عليهالسلام فرمود: »اگر نبود طعامهاى حرامى كه شكمهايتان پر از آن گشته است، چنين بىپروا، در قتل من تلاش نمىكرديد«.
اگر نفس انسانى را در دو بعد مادى و ملكوتى ترسيم كنيم، تلاش افرادى كه فقط براى پروار جسم مىكوشند، فربهسازى نفس مادى را در پى دارد. آنان، همه همتشان اين است كه چه بكنند، تا بيشتر ثروت اندوزند و شعله شكم افروزند و جسم خويش را در ناز نگهدارند. به قول استاد علامه حسنزاده آملى: »آنجا كه شكم داير است، دل باير است.
امام على عليهالسلام فرمود: »من كه امير بر شمايم، به قرصى نان جو بسنده مىكنم و بدا به حال كسى كه به خاطر شكم به دوزخ در افتد.
عفت شكم نيز در عفت دل، تأثير فراوانى دارد. طعام آلوده، جسم را مىآزارد و طعام ناپاك، روح را. غذاى حرام، روح را از پرواز باز مىدارد و حريم زندگى را بر خطرها مىگشايد؛ پس بايد در غذايى كه مىخوريم، دقت كنيم.
جامعه امروز، هم در سن ازدواج، هم در نوع زندگى اجتماعى و تحصيلى، هم در بافت خانوادگى و هم در زمينه فراوانى زمينههاى گناه، با جامعه ديروز، متفاوت است. نوجوان ديروز، مىتوانست بدون شغل و تحصيلات عالى، ازدواج كند و در كنار خانواده خويش، روزگار بگذراند. ديروز، زمينههاى آلودگى صوتى و تصويرى و... آن قدر فراوان نبود؛ شرايط دورى از خانواده و اختلاط ميان دو جنس، اين قدر شايع و دسترسى به نامحرم، بدين صورت آسان نبود.
دوست عزيز! انسان شايسته، در هر عصر و زمينه، بايد در مقابل آسيبها و خطرها، قد برافرازد و ناملايمات را هموار سازد. راهكار عفت براى جامعه امروز، ديروز و فردا، كارگشاست.
پرهيز از گشادهدستى در چشم دوختن، اجتناب از سخن ناروا گفتن يا شنيدن، دورى از اختلاط بىجا و بىمورد، خوددارى از خودنمايى و بدننمايى، مواظبت از جسم، روزهدارى براى تقويت اراده و كنترل نفس و تربيت جنسى صحيح، راهكارىهايى هستند كه غفلت از آنها، در همه زمانها، انسان را به سقوط مىكشاند.
راهكار اصلى، پرهيز از شيطان و تلاش دائمى در بندگى خداست كه اين، صراط مستقيم سعادت و نجات است؛ »الا تعبدوا الشيطان و ان اعبدونى هذا صراط المستقيم«.3
1. نور، آيه 26.
2. اسراء، آيه 32.
3. يس، آيه 60
(بهروز يدالله پور – سايت پرسمان)
شرکت:نستلNestle
محصولات و شرکتهای وابسته: انواع شوکولات، قهوه و نسکافه، محصولات لبنیاتی و ...، KitKat شوکولات، Maggi مواد غذایی، L’Oreal لوازم بهداشتی - آرایشی
(به آدرس های زیر توجه کنید)
http://www.aqsa.org.uk/flyers/boycott.html
http://www.nestle.com/all_about/at_a_glance/aag-main_brands.html
محصولات: انواع کفش: ورزشی، راحتی، پوتین، صندل و ...
لباس: کاپشن چرم، بادگیرهای ضد آب، کاپشن های سبک
کمربند، کلاه، کوله پشتی، چمدان، جوراب، عینک آفتابی، کیف پول و ساعت
http://www.jpost.com/Editions/2002/04/26/News/News.47808.html
http://www.timberland.com/cgi-bin/timberland/timberland/corporate/tim_investors_main.jsp
http://www.timberland.com/cgi-bin/timberland/timberland/corporate/tim_store_locator.jsp
مصاحبه ي روزنامه ي اورشليم پست با مديرعامل نوكيا آقاي لارز ولف
(متن انگلیسی به همراه ترجمه) (٤ مارس ٢٠٠١)
"We are really focusing on Israel from all perspectives, because we have an internal project called "ProjectIsrael"
ما از همه جهات بر اسرائيل تمركز كرديم چون ما يك طرح داخلي به نام پروژه ي اسرائيل داريم.
which means we are looking at
,بدين معني كه ما به اسرائيل از يك نگاه شبكه اي مينگريم.
از نگاه سازمان معاملاتي نوكيا و همچنين از نگاه مركز تحقيقات نوكيا
گروه صنعتي نوکيا يک سرمايه گذاري 500 ميليون دلاري در دسامبر 2000 در اسرائيل کرده و اجازه داده سهم بسيار زيادي از اين سرمايه گذاري ها به شرکتهاي اسرائيلي وارد شود.
نوكيا به خودش به عنوان يك مبتكر جهاني در زمينه ي پويايي و تحرك نگاه ميكنه . يك محرك در سرويسهايي كه بافتهاي شبكه اي جديدي ميسازند.
ولف از اين كه در اسرائيل كارخانه ها با همديگر آهسته و پيوسته رشد ميكنند ابراز خشنودي كرد.
اين باعث بسته شدن قراردادهاي همكاري به طور سريع و هوشيارانه بين كارخانه هاي مخابراتي در اسرائيل ميشه
But he is optimistic and predicts that by next year Nokia Israelwillhavea3Gcontract,
او پيش بيني كرد سال آينده نوكياي اسرائيل قراردها و معاملات تكنولوژي بي سيم رو در اختيار بگيره.
منى:
منى، به مايع غليظى گفته مىشود كه از غدد تناسلى مرد، به وسيله نزديكى يا احتلام و يا استمنا بيرون مىآيد. خروج منى در زن و مرد تفاوت دارد و در مرد، داراى سه نشانه زير است:
1. همراه با شهوت است.
2. با جستن بيرون مىآيد.
3. بدن پس از آن سست مىشود. اگر هيچ يك از اين نشانههاى سه گانه و يا يكى از آنها در آن نبود، حكم به منى نمىشود؛ مگر آن كه از راه ديگرى يقين به منى بودن آن پيدا شود.
در زن، اگر خروج ترشحات، همراه با شهوت (اوج لذت جنسى) باشد، حكم به جنابت مىشود و لازم نيست با جستن بيرون آيد و بدن سست شود و اگر بدون شهوت باشد، حكم به منى نمىشود؛ مگر آن كه از راه ديگرى يقين به منى بودن آن پيدا شود. هر رطوبت و ترشحى كه از بانوان بيرون آيد، لازم نيست براى آن غسل كنند؛ بلكه بسيارى از اين ترشحات كه با اندك تحريك جنسى از آنان بيرون مىآيد، منى نيست و پاك است.
جنابت:
جنابت در اصل، اسم مصدر از اجناب و به معناى دورى است و در اصطلاح، به حالت نجاست باطنى گفته مىشود كه پس از نزديكى يا خروج منى حاصل مىشود. انسان جنب، از آن جهت كه بدون طهارت و غسل، از نزديك شدن به نماز منع و نهى گرديده، جنب ناميده شده است. به طور كلى، انسان به دو چيز جنب مىشود؛ يكى آميزش جنسى به شرط دخول، نسبت به مرد و زن [اگرچه منى بيرون نيايد] و ديگرى بيرون آمدن منى؛ در خواب باشد يا بيدارى؛ كم باشد يا زياد؛ با شهوت باشد يا بىشهوت و با اختيار باشد يا بىاختيار. هر يك از دو مشخصه ياد شده، به تنهايى باعث وجوب غسل جنابت مىگردد. بنابراين، ممكن است مرد با همسر خود نزديكى كند و منى از او بيرون نيايد كه در اين صورت نيز بر هر دوى آنان غسل واجب مىشود.
احتلام:
احتلام، از واژه حلم و به معناى خواب ديدن با لذت جنسى است؛ خواه اين خواب، باعث انزال منى شود يا نشود؛ ولى در اصطلاح شرعى، احتلام، اخص از احتلام لغوى است؛ به اين معنا كه هرگاه در خواب، از شخص، منى خارج شود، شخص محتلم شده است و در اين صورت، بايد براى نماز، غسل جنابت انجام دهد.
استبرا:
استبرا در لغت به معناى پاكى خواستن است و در اصطلاح، به عملى گفته مىشود كه مرد بعد از بيرون آمدن بول انجام مىدهد و كيفيت آن به اين ترتيب است كه سه بار با انگشت ميانه دست چپ از مخرج غائط تا بيخ آلت بكشد و بعد با شَست و انگشت ابهام، زير آلت گذاشته، سه بار تا ختنهگاه بكشد و سپس سه بار سر آلت را فشار دهد. اين عمل، براى مرد مستحب است و فايدهاش آن است كه اگر آب مشكوكى بعد از آن از شخص خارج شود، پاك است و وضو را هم باطل نمىكند؛ اما اگر استبرا نكند و چنين آبى از او خارج شود، بايد وضو را اعاده كند و محل را بشويد.
يك نوع استبراى ديگر نيز به نام استبراى از منى وجود دارد كه با بول كردن حاصل مىشود و فايدهاش آن است كه اگر آب مشكوكى بعد از آن خارج شود و انسان نداند منى است يا يكى از آبهاى پاك، غسل ندارد و اگر استبرا نكند و احتمال دهد ذرات منى در مجرا باقى بوده، همراه بول يا رطوبت ديگرى خارج شده، بايد دوباره غسل كند. براى بانوان، استبرا وجود ندارد و اگر رطوبتى از آنان بيرون آيد و در پاكى و نجاست آن شك كنند، پاك مىباشد و وضو و غسل آنان را نيز باطل نمىكند.
استمنا :
استمنا آن است كه انسان با خود يا ديگرى كارى كند كه از او منى بيرون آيد؛ لازم نيست اين عمل با وسيلهاى انجام گيرد؛ بلكه ممكن است با نگاه به عكس مبتذل يا فكر ملاعبه، معاشقه و نزديكى با جنس مخالف نيز استمنا و خودارضايى صورت گيرد. اين عمل، گناهى بزرگ و حرام است و در صورت خروج منى، روزه شخص باطل و غسل جنابت بر او واجب مىشود و اگر با اين عمل، منى بيرون نيايد، هر چند شخص مرتكب گناه شده است، ولى روزهاش باطل نيست و غسل هم ندارد.
استمنا، كفاره ندارد؛ ولى بايد توبه كند و از اين كار دست بردارد. اگر شخصى كه استمنا كرده، نزد قاضى اقرار كند يا دو نفر عادل، نزد قاضى شهادت بدهند، قاضى او را تعزير مىكند؛ يعنى به مقدارى كه مصلحت مىداند، به او تازيانه مىزند؛ البته در اين گونه موارد لازم نيست شخص به گناه خود اقرار كند و بر ديگران نيز لازم نيست كه نزد قاضى آبروى او را ببرند.
مَذْىْ :
مذى، در اصل، به معناى آبى است كه از روزنه حوض بيرون مىرود و در اصطلاح، به آبى مىگويند كه بعد از ملاعبه و بازى كردن با همسر يا شخص ديگر، از شخص بيرون مىآيد. اين رطوبت، در صورتى كه مجرا آلوده به بول و منى نباشد، پاك است.
وَذْىْ :
وذى، در اصل، از وذيه به معناى آب كم گرفته شده است و در اصطلاح، به آبى مىگويند كه بعد از منى بيرون مىآيد. اين رطوبت، در صورتى كه مجرا آلوده به بول و منى نباشد، پاك است.
وَدْىْ :
ودى، در اصل، به معناى جارى شدن آب و غير آن است و در اصطلاح، به آبى مىگويند كه بعد از بول بيرون مىآيد و كمى سفيد و چسبنده است. اين رطوبت، در صورتى كه مجرا آلوده به بول و منى نباشد، پاك است.

فرا رسیدن ایام عید
ونوروز باستانی را به
همه هموطنان
عزیزتبریک عرض می
نمایم.

|
|
| |
|
۲ سال قبل، محمود کریمی با نوحه نوستالیک اش- که از خاطرات کودکی می گفت و زبان حال همه آنهایی بود که روزی با چادر مادرشان، تکیه علم کرده بودند و بالای سر تکیه کودکانه شان زده بودند «عباس، علمدار حسین» توانست از باقی مداحان پیشی بگیرد؛ سال گذشته هم مجید بنی فاطمه نوحه «عمو عباس» را خواند که «آ»یش را می کشید و تحریر می داد و زبان کودکان امام حسین(ع) با عموی نام آورشان بود؛ این نوحه هم به چنان محبوبیتی رسید که بلافاصله خوانندگان زیرزمینی هم آن را اجرا کردند و حتی زنگ موبایلش هم به بازاز آمد؛ در چنین فضایی بود که خود مداحان و هم عزاداران به انتظار نوحه برتر و به یاد ماندنی تر امسال نشسته بودند و حدس اینکه چه کسی پدیده خواهد شد، از چند هفته قبل به سرگرمی جوان های اهل این مجالس تبدیل شده بود اما اتفاقی که در عمل افتاد، خارج از حدس بود،«نوحه سال» امسال را هیچ کدام از مداحان ایرانی و وطنی نخواندند.
|
|
(گزار ش همشهری جوان)
سالروز ورود امام خمینی را به همه وطن دوستان ایرانی تبریک عرض می نمایم
دعاى پدر
خداوند به پدرم فرزندى عطا نكرده بود و سنّ او از چهل سال مى گذشت كه همسر دوّمى انتخاب كرد، بازهم بچه دار نشد. او به فرزندار شدن خود اميدوار بود و ماءيوس نبود تا اينكه خداوند سفر حجى را قسمت او كرد. ايشان در طواف و نماز به سايرين كمك مى كرد و از آنان مى خواست در كنار كعبه براى فرزنددار شدنش دعا كنند و آنان در كنار كعبه دعا مى كردند. مرحوم پدرم مى گفت : من همانجا از خداوند خواستم نسل من مبلّغ دين باشد. به هر حال از سفر حج كه برگشت ، خداوند دوازده فرزند به او داد؛ يك فرزند از همسر اوّل و يازده فرزند از مادرم كه همسر دوّم او بود.
با لطف الهى در سن چهارده سالگى به حوزه علميه رفتم ، يك سال در كاشان ، هفده سال در قم ، يك سال در نجف و يك سال نيز در حوزه مشهد بودم و پس از پيروزى انقلاب در سال 57 مقيم تهران شدم .
توفيقاتم را از خداوند مى دانم كه پس از اشك پدرم در كنار كعبه و دعاى مردم نصيب من فرموده است ، همان گونه كه نشر سخنانم از صدا وسيما را مرهون رهبرى امام خمينى قدّس سرّه و خون شهدا و تلاش و پيگيرى علامه بزرگوار شهيد مطهرى مى دانم و تمام نواقص و ضعف ها را از خود دانسته و از خداوند طلب مغفرت نموده و از مردم عزيز معذرت مى خواهم .
اثر متلك
پدرم شالى دور سرش مى پيچيد. مى گفت : روزى در بازار كاشان زنى مسئله اى شرعى از من پرسيد من گفتم : بلد نيستم . زن گفت : اگر بلد نيستى پس اين شال را بردار و كنار بينداز. خيلى به من برخورد و تصميم گرفتم يك دوره رساله عمليه را خوب بخوانم و چنين كردم بطورى كه پس از چند سال مسئله گو شدم .
خاطره تلخ
هفت ساله بودم كه به يكى از مساجد كاشان رفتم ، در صف اوّل نمازجماعت ايستاده بودم كه پيرمردى مرا گرفت و مثل گربه به عقب پرتاب كرد و گفت : بچه صف اوّل نمى ايستد! و اين در حالى بود كه با بى احترامى هم جايى را غصب كرد و هم ذهن كودكى را نسبت به نماز و مسجد منكدر كرد.
پس از گذشت سالها هنوز آن خاطره تلخ در ذهنم مانده است .
معلّم بد اخلاق
يادم نمى رود در كودكى وقتى معلّم سركلاس مى آمد، مشق ها را چنان خط مى زد كه گاهى كاغذ پاره مى شد و ما همين طور مات و مبهوت نگاه مى كرديم كه آقا! ما تا نصف شب مشق نوشتيه ام و شما اصلاً نگاه نكردى كه من چه نوشته ام ؟ آن قدر معلّم ما بداخلاق بود كه اگر يك روز لبخند مى زد تعجّب مى كرديم .
كتك مبارك
مرحوم پدرم اصرار زيادى داشت كه من محصل حوزه عليمه و روحانى شوم و من مخالف بودم و به دبيرستان رفتم .
روزى گزارش چند نفر از همكلاسى هايم را به مدير دادم كه اينها در مسير راه اذيت مى كنند، مدير هم آنها را تنبيه كرد. آنها هم در تلافى با هم همفكر شدند و كتك مفصّلى را در مسير برگشت به من زدند كه سر و صورتم سياه شد و بى حال روى زمين افتادم و به سختى خود را به منزل رساندم . پدرم گفت : محسن چى شده ؟ گفتم : هيچى ، مى خواهم بروم حوزه عليمه وطلبه شوم .
راستى چه خوب شد آن كتك را خوردم !
جريمه خود
بعضى از روزها به حضور در نماز جماعت در اوّل وقت موفّق نمى شدم ، تصميم گرفتم هرروز كه از نماز اوّل وقت غافل شدم مبلغى را به عنوان جريمه بپردازم . پس از مدّتى حضورم مرتّب شده بود به خود گفتم : تو براى جريمه ناراحتى يا براى از دست رفتن پاداش نماز جماعت ؟!
ضمانت
بچه بودم با دوستانم مى رفتيم به روستاهاى اطراف كاشان ميوه هاى درختان را مى خورديم و وقتى صاحبش مى آمد فرار مى كرديم ، فكر مى كردم چون به سن تكليف نرسيده ام مسئوليّتى ندارم . سالها گذشت تا اينكه در حوزه آموختم كه تعرّض به مال مردم ضمانت دارد، گرچه در زمان كودكى باشد.
با لباس روحانيّت به همان روستا رفتم و صاحب باغ را پيدا كردم و داستان را برايش تعريف كرده و حلاليت طلبيدم . صاحب باغ از اين حركت خيلى خوشحال شد و علاوه بر حلال كردن ، ما را به خانه اش مهمان كرد.
رياست بر آفتابه ها
نوجوان بودم و عازم سفر مشهد، به قهوه خانه اى رسيديم . مردم وارد دستشويى شدند. يك نفر چندتا آفتابه را كنار هم چيده و چوب بلندى در دست گرفته بود و هركس مى آمد آفتابه اى را بردارد به دست او مى زد و مى گفت : اين را برندار، آن را بردار. من گفتم : اين آقا چرا اينطورى مى كند؟ گفتند: اين بنده خدا دنبال پست و مقام مى گردد و جايى گيرش نيامده ، بر آفتابه ها رياست مى كند!
پاداش نيّت خوب
روزى به پدرم گفتم : مى خواهى من چه كاره بشوم ؟ گفت : خوب درس بخوان ، دوست دارم مرجع تقليد و عالم ربّانى مثل آيت الله بروجردى بشوى .(1) گفتم : شما ثواب پدر آقاى بروجردى را بردى . چون به اين نيّت مرا به قم فرستادى