در عصر ابن تيميه ، علماى بسيارى پرده از افكار انحرافى او برداشتند و در اين ميان نقد علماى معاصر او از اهميت بسيارى برخودار است كه در ذيل به آن اشاره مي شود:
.jpg)
1 - صفىالدين الهندى الأرموى (متوفاى سال 715ق)؛ او از بزرگان مذهب اشعرى بوده است و در يك مجلس بحثى با ابن تيميه به مناظره پرداخت. روحيّه صفىالدين هندى طورى بود كه وقتى وارد يك مسئله علمى مىگرديد با حوصله تمام، همه جوانب آن مسئله را مورد كنكاش قرار مىداد. اماابن تيميه برخلاف او و بر طبق عادتش با شتاب از مسئلهاى به مسئله ديگر و بدون اين كه آن را خوب تقرير كند، عبور مىكرد. لذا صفىالدين هندى به او گفت : اى ابن تيميه تو را چگونه مىبينم!! تو مانند گنجشكى هستى كه وقتى مىخواهم آن را به دام بياندازم از اين شاخه به آن شاخه پرواز مىكند.
لذا بعد از مدتى ابن تيميه محبوس گرديد و بر ضد او تبليغات وسيعى صورت گرفت.(4)
2 - شهابالدين حلبى (متوفاى 733 ق)؛ او كتابى در زمينه نفى جهت داشتن خداوند عزوجلّ به رشته تحرير درآورد. اين كتاب در حقيقت ردّ عقيده ابن تيميه است. در مقدّمه آن كتاب مىنويسد : امّا بعد آن چه كه مرا بر آن داشت تا اين كتاب را بنويسم، مسئلهايى است كه در اين مدت به وقوع پيوست و آن اين كه بعضى در صدد برآمده و مطالبى در اثبات جهت داشتن خداوند عزوجل نوشتند و هر كسى كه در اين زمينه مطالعهاى نداشته باشد و به وسائل معرفت، مسلّح نباشد و نيز مستبصر به نور حكمت نباشد فريفته آن سخنان مىگردد. لذا بر آن شدم تا عقيده اهل سنّت و اهل جماعت را بيان كرده و فساد مطالب او (ابن تيميه) را روشن نمايم، در حالى كه او هر آن چه را كه خود ادّعا كرد، اولين كسى بود كه به نقض آن پرداخت و هر قاعدهاى را كه مطرح نمود، خود دست به تخريب آن زد.(5)
3 - قاضىالقضاة كمالالدين الزملكانى (متوفاى 733 ه.ق)؛ به كفته سبكى، وى پيشوا، علاّمه و اهل مناظره بود.(6) او در دو مسئله طلاق و زيارت به ردّ بر عقايد ابن تيميّه پرداخته است.