تبليغاتX
. - نقد وهابیت 8(نمونه‏اى از انحراف وهابیت)

 نمونه‏اى از انحراف

 ادعاهاى ابن تيميه و شاگردش ابن قيم در آثار آنان فراوان است ؛ به نمونه ذيل توجه كنيد:

 مراد آيات قرآن در نهى از خواندن غير خداوند، چه مى‏باشد؟

وهابيّت، با پيروى از ابن تيميّه، براى تأييد گفتار خود به آياتى تمسّك مى‏كنند، بدون اين كه در مفاد و مصداق آن آيات تفكر اندكى كرده باشند. لذا، خواندن انسان‏هاى صالح و طلب يارى از انان را شرك تلّقى مى‏نمايند و دليلشان اين است كه خداوند - عزوجل - در قرآن مجيد، خواندن بت‏ها توسط مشركين را، شرك ناميده است.

نمونه‏هاى از آيات مورد تمسّك وهابيّت  به قرار ذيل است:

 1 - «وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلاَ تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً»(14) «همانا مساجد از آن خداوند مى‏باشد پس با خدا ديگرى را مخوانيد.»

 2 - «لَهُ دَعْوَةُ الْحَقِّ وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِهِ لاَ يَسْتَجِيبُونَ لَهُم بِشَي‏ءٍ»(15) «دعوت حق از آن اوست و كسانى را كه غير از خدا مى‏خوانند به دعوت آنها پاسخ نمى‏گويند.»

 3 - «إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ عِبَادٌ أَمْثَالُكُمْ»(16) «آنهايى را كه غير از خدا مى‏خوانيد، بندگانى همچون خود شما هستند.»

 4 - «وَالَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِهِ مَا يَمْلِكُونَ مِن قِطْمِيرٍ»(17) «كسانى را كه جز او مى‏خوانيد، حتى به اندازه پوست نازك هسته خرما مالك نيستند.»

 5 - «قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُم مِن دُونِهِ فَلاَ يَمْلِكُون كَشْفَ الضُّرِّ عَنكُمْ وَلاَ تَحْوِيلاً»(18) «بگو كسانى را كه غير از خدا (معبود خود) مى‏پنداريد بخوانيد، آنها نه مى‏توانند مشكلى را از شما برطرف سازند و نه تغييرى در آن ايجاد كنند.»

 6 - «أُولئِكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلَى‏ رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ»(19) «كسانى را كه آنان مى‏خوانند - خودشان وسيله‏اى - براى تقرب - به پروردگارشان مى‏جويند.»

 7 - «وَلاَ تَدْعُ مِن دُونِ اللَّهِ مَا لاَ يَنفَعُكَ وَلاَ يَضُرُّكَ»(20) «و جز خدا، چيزى را كه نه سودى به تو مى‏رساند و نه زيانى مخواه.»

 8 - «وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّن يَدْعُوا مِن دُونِ اللَّهِ مَن لاَ يَسْتَجِيبُ لَهُ إِلَى‏ يَوْمِ الْقِيَامَةِ»(21) «چه كسى گمراه‏تر است از آن كسى كه معبودى غير خدا را مى‏خواند كه تا قيامت هم به او پاسخ نمى‏گويد.»

 در اين گونه از آيات، وهابيّت با كمال وقاحت آن را بر مسلمينى كه اعتقادشان در مورد انبياء و صالحين، چيزى جز اين كه آنان بندگان مقرب خداوند هستند - كه دعاهايشان مستجاب مى‏شود و به حاجت انسان نيازمند به اذن خداوند پاسخ مى‏دهند - نيست، تطبيق مى‏دهند.

 لذا در جواب آنها بايد گفت :

 

 اوّلاً : مصاديق اين آيات مشركان هستند كه به خاطر اعتقاد به ربوبيت بتها و اين كه آنها بدون اذن از خداوند سبحان مى‏توانند مستقلاً مشكلى را برطرف كنند و يا تغييرى در آن ايجاد كنند و يا به يارى كسى بشتابند. حال اين عقيده كجا و عقيده مسلمين كجا؟ عقيده مسلمان موحدى كه در حق انبياء و انسان‏هاى صالح كه آنها را بندگان بزرگوار خداوند عزوجل مى‏داند و نيز معتقد است كه آنها از دستور خداوند تعالى سرپيچى نمى‏كنند و هر آن چه كه خداى سبحان دستور فرمود انجام مى‏دهند.

 

ثانياً : مراد از دعا در اين آيات صرف دعاى به معناى ندا نيست بلكه يك نوع خاصى از دعا كه به معناى عبادت هست مى‏باشد. شاهد اين مطلب آن است كه خداوند بين دعاى به معناى ندا و دعاى به معناى عبادت، در يك آيه جمع نموده است. آن‏جا كه فرمود : «و قال ربكم ادعونى استجب لكم ان الذين يستكبرون عن عبادتى سيد خلون جهنم داخرين» و نيز امام زين‏العابدين مى‏فرمايد : «سميّت دعاءك عبادة و تركه استكباراً و توعدت على تركه دخول جهنم داخرين» و نير در روايت آمده : «الدعاء مخ العبادة» لذا مراد از دعا در اين جا، قسمتى از دعا يعنى دعايى كه مقرون به الوهيّت مدعو به نحوى از اتحاد باشد.

   

ثالثاً : منظور از نهى در اين آيات، اين است كه شما مدعو را به اندازه رتبه خداوند خالق بالا نبريد به عبارت ديگر : هدف از نفى دعوت و خواندن غير خدا، آن دعوت‏هاى ملازم با عبادت و پرستش كه از اعتقاد به الوهيّت سرچشمه مى‏گيرد، مى‏باشد شاهد اين مطلب قول خداوند عزوجل هست كه فرمود : «وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلاَ تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً» لذا اساس عبادت مشركين ناشى از همين امر بود. خداوند سبحان در اين زمينه مى‏فرمايد : «وَجَعَلُوا لِلَّهِ أَندَاداً لِّيُضِلُّوا عَن سَبِيلِهِ إِذْ نُسَوِّيكُم بِرَبِّ الْعَالَمِينَ».

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 13:56  توسط حق  |