تاريخ بنياسراييل بر مبناي تورات
ابراهيم علیه السلام (ابرام ، ابراهام و...) ، در جزيره اور مي زيست. او از آنجا به كنعان رفت و با ساره ازدواج كرد.
بعد هم با كنيز ساره به نام هاجر ازدواج كرد و اسماعيل متولد شد. سپس از طريق ساره فرزند ديگري يافت به نام اسحق (به معني خنده). ساره حسادت ورزید و ابراهیم ناچار شد ، هاجر و اسماعيل (بيش از 14 ساله) را به فاران (مكه) انتقال دهد. از اسماعيل 12 فرزند به هم رسيد. دين مسيحيت و یهود از ادامه نسل اسحق است. فرزندان اسحق عبارتند از: عيسو و يعقوب.
بر اساس تورات ، يعقوب و مادرش در يك داستان غمانگيز با دروغ و فريب بركت را از عيسو ميدزدند. 12 فرزند يعقوب ، بنياسراييل نام دارند و يوسف آنها را به مصر ميبرد. مصريها بنی اسرائیل را اذيت ميكنند. حضرت موسي مأمور ميشود آنها را نجات دهد . بعد داستان فرعون و غرق شدن او در دریای سرخ (برخی به اشتباه رود نيل ميگويند) پيش مي آيد . سپس هم سرگرداني 40 ساله در صحراي سينا. موسی به کوه سینا می رود و این سفر ده روزه چهل روز به درازا می کشد ، اما نهایتا تورات را به ارمغان می آورد. در تورات است كه هارون گوساله را ساخت نه سامري. وقتی حضرت موسي از دنيا ميرود ، يوشعبن نون راه موسي علیه السلام را ادامه ميدهد و بنياسراييل را به اورشليم (شهر خدا) ميبرد. دو قرن بعد از يوشع، قضات يا داوران اين قوم را اداره ميكنند. پس از مدتی ميفهمند که به حكومت مركزي نياز دارند. اولين پادشاهشان شائول (طالوت) است. آنان نام پادشاهشان را مسيح ميگذارند. بعد داود ميآيد. پس از داود سليمان می آید كه اوج قدرت بنياسراييل است. از كارهايش وي ساخت معبد (هيكل) سليمان است. يهوديان ميگويند هيكل سليمان الان زير مسجد الأقصي واقع شده است. سليمان رحلت می کند و بعد بين بنياسراييل تفرقه می افتد كه باعث مي شود در دو كشور مختلف جاي گيرند : ده سبط بنی اسرائیل با فرماندهی شورشی به نام بربعام در شمال ، کشوری به نام اسرائیل را تشکیل می دهند . دو سبط یهودا و بنیامین هم در جنوب به فرماندهی پسر سلیمان رحبعام ، کشور یهودا یا يهوديه را بنیان می گذارند . كشور شمال توسط آشوريان از بين ميرود. یک قرن بعد کشور یهودا توسط بُختنَصر از بین می رود. او معبد را آتش می زند (احراق معبد) و يهوديان را به عنوان برده به بابل كوچ ميدهد (جلاي وطن). 70 سال بعد كورش بابل را تصرف ميكند و يهوديان را آزاد ميگذارد تا برگردند. یهود پیوسته تحت تسلط ایرانیان و سلوكيان بود جز در مدتی که خود حکومت مکابیان را تشکیل دادند. نهايتاً تحت تسلط روم قرار گرفتند تا تولد حضرت مسيح. روم قانوني داشت كه هر كس هر ديني دارد داشته باشد ولي امپراطور را هم بايد سجده كند. يهوديان طبق قانون واحد رومي بدین امر موظف بودند . اين بر يهوديان سنگين آمد و قيام كردند. دولت روم در 70 ميلادي دستور داد یهودیان را تار و مار کنند. معبدي را هم که توسط بخت نصر سوزانده شده بود و آنان آبادش كرده بودند ، دوباره به دست رومیان نابود شد.ايشان معتقدند فقط ديواري از آن باقی ماند به نام ديوار ندبه كه یهودیان فعلی در آنجا حج خود را به جا می آورند. در إنجیل آمده حضرت عيسي تحت فشار كَهَنه يهود به صليب كشيده شد. حضرت عيسي بر ضد كَهنه يهود به عنوان فريسيان فريبكار سخن گفته است.