تبليغاتX
. - مسیحیت(3)

آيا همه مسيحان به يك كتاب واحد ايمان دارند

در زمان بطلمیوس مجمعی تشکیل شد تا کتاب مقدس (عهد عتیق) را از زبان عبری به زبان یونانی که زبان رسمی آن زمان شده بود ، ترجمه کنند . هفتاد نفر از بزرگان گرد هم آمدند و کتاب مقدس را به زبان یونانی ترجمه کردند . پس از آن مسائلی پیش آمد . از جمله این که در نسخه یونانی عهد عتیق کتاب هایی درج شده است که در نسخه اصل عبری آن نیست . این اضافات از قرن 1 تا 3 قبل از میلاد نگاشته شده است و مولف بیشتر آنها نیز معلوم نیست . پروتستان ها و یهودیان این اضافات را نپذیرفته و به آن لقب اپوکریفا [1]دادند. اما در مقابل کاتولیک ها و ارتدوکس ها در سال 1546 در شورای ترنت این اضافات را به رسمیت شناختند و به آنها لقب قانونی ثانی دادند که از اعتبار درجه دو برخوردار است. بنابراین كتاب مقدس كاتوليك‌ها با ملحقات(اپوکریفا) است[2]، اما كتاب مقدس پروتستان‌ها بدون ملحقات و اضافات. از نظر ترتيب و تعداد،  كتب آپوكريفا در چاپ هاي مختلف با یکدیگر متفاوتند. منبع بيشتر كتاب هاي آپو كريفا ترجمه سبعينه (هفتاد) مي باشد. به ملحقات هفتگانه عهد عتیق قانوني ثاني (Canonical) هم گفته مي‌شود. غیر از این ملحقات  اپوكرفيای درجه ثاني یا شبه اپوکریفا (SueApocripha) نیز وجود دارد که این بخش را حتي مسيحي‌ها هم نمي‌پذيرند. شبه اپوکریفا كتب و ملحقات حكمت‌آميز و عرفانی و نیز  شرح معراج‌هاي اخنوخ نبي (احتمالاً حضرت ادريس) است.[3] لازم به ذکر است مسیحیان کتاب تلمود[4] را قبول ندارند و آن را ساخته دست دانشمندان یهود میدانند



[1] Apocripha . این مجموعه توسط مؤسسه امام خميني به زبان فارسي هم ترجمه شده است .

[2] بنا بر این از نظر مسيحيان کاتولیک عهد عتيق با Apocripha  46 يا 53 کتاب است (به اضافه ملحقات (7 يا 14 تا).

 خاخام هاي يهودي طي سال ها، تفسيرهاي خود سرانه و گوناگوني برتورات نوشته اند. خاخام  يوخاس در سال1500 م آنها را به ضمیمه چند كتاب ديگر (نوشته سال هاي 230 و 500 م)، به نام تلمود (یعنی تعليم ديانت وآداب يهود)، جمع آوري و منتشر كرد. با وجود تورات ، تعاليم تلمود نزد يهود بيش از تورات تقديس مي‏گردد ، اما مسیحیان نه تنها تلمود را نمی پذیرند بلکه به شدت با آن مخالفت می ورزند نمونه های زیر از متن تلمود است: ... خداوند ، از اين كه يهود را به چنين حالي گذاشته سخت پشيمان است و هر روز لطمه به صورت خود مي زند و زار زار گريه مي كند ، گاهي از چشمانش دو قطره اشك به دريا مي چكد ... ارواح يهود ، از ارواح ديگران افضل است ، زيرا ارواح يهود جزء خداوند است! ... نطفه غير يهودي، مثل نطفه بقيه حيوانات است... بهشت مخصوص يهود است و هيچ كس به جز آنها داخل آن نمي شوند ، ولي جهنم جايگاه مسيحيان و مسلمانان است... بر يهود لازم است كه املاك ديگران را خريداري كند تا آنها صاحب ملك نباشند و هميشه سلطه اقتصادي براي يهود باشد... كشتن مسيحي از واجبات مذهبي ما است  و پيمان بستن با او يهودي را ملزم به ادا نمي كند..يسوع ناصري (حضرت مسيح عليه السلام) كه ادعاي پيامبري كرده ونصاري (مسيحيان) گولش را خوردند، با مادرش مريم كه او را از مردي به نام باندار به زنا آورده بود، در آتش جهنم مي سوزند... سلام كردن بر كفار (غيريهوديان) اشكال ندارد، به شرط آنكه سراً او را مسخره كرده باشد…تعدي كردن به ناموس غيريهودي مانعي ندارد، زيرا كفار مثل حيوانات هستند و حيوانات را زناشوئي نيست... ملت برگزيده خداوند مائيم و لذا براي ما, حيوانات انسان ‌نمايي خلق كرده است, زيرا خدا مي‌دانست كه ما احتياج به دو قسم حيوان داريم، يكي حيوانات بي‌شعور و غيرناطقه مانند بهائم و ديگري حيوانات ناطقه و باشعور مانند مسيحيان و مسلمانان و بودائيان ....

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 9:23  توسط حق  |