<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>.</title>
<link>http://bekran.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Wed, 16 Dec 2009 07:07:49 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>محرم آمد...</title>
<link>http://bekran.blogfa.com/post-113.aspx</link>
<description>&lt;p style=&quot;text-align: center; color: rgb(204, 204, 204);&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;strong&gt;محرم آمد و ماه عزا شد             حسینم وارد کرب بلا شد&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center; color: rgb(204, 204, 204);&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;font face=&quot;Tahoma&quot;&gt;آری دوبار بوی خون می آید دوباره بوی دود می آید &lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center; color: rgb(204, 204, 204);&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;گر با چشم دل به نظاره بنشینیم آتشی عظیم می بینیم و کودکانی که از ترس هر کدام به یکسو فرار می کنند.&lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center; color: rgb(204, 204, 204);&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;font face=&quot;Tahoma&quot;&gt;وای خدای من چه صحنه دلخراشی حجوم نیزه و تیر و شمشیر بر ابدان کوچک نازک تن&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center; color: rgb(204, 204, 204);&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;چه غروب غمگینی این کاروان به کجا می رود پس سپه سالارش کو سردار و میر لشگرش کو بکجا می برندشان چه کرده اند جرمشان چیست که با آنان چنین می کنند&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center; color: rgb(204, 204, 204);&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma; color: rgb(255, 0, 0);&quot;&gt;السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین علیه السلام&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Wed, 16 Dec 2009 07:07:49 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bekran&amp;postid=113</comments>
<dc:creator>bekran</dc:creator>
<guid>http://bekran.blogfa.com/post-113.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مدرسه فقاهت - حوزه مجازی</title>
<link>http://bekran.blogfa.com/post-112.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;پخش زنده دروس حوزه های علمیه &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;قم - مشهد -نجف -تهران - اصفهان - اهواز&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;دروس خارج فقه و اصول و رجال و ادبیات و تفسیر و عقاید&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;آرشیو صوتی و متنی دروس مراجع عظام  تقلید و مراجع علمی حوزه&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;با دو نسخه رایانه ای و موبایلی درسایت ایرانی&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;A href=&quot;http://www.eshia.ir/&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#99ff00&gt;مدرسه فقاهت&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 181px; HEIGHT: 151px&quot; border=1 hspace=0 alt=&quot;مدرسه فقاهت&quot; src=&quot;http://www.eshia.ir/Images/eshia.gif&quot; width=164 height=150&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;برای راهنمایی و اطلاع بیشتر از این سیستم و نحوه کار با آن ابتدا پس از ورود به سایت به سراغ راهنما برویید...&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;A href=&quot;http://www.eshia.ir&quot;&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 01 Nov 2009 04:01:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bekran&amp;postid=112</comments>
<dc:creator>bekran</dc:creator>
<guid>http://bekran.blogfa.com/post-112.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نقد یهودیت(مرگ بر اسرائیل)5</title>
<link>http://bekran.blogfa.com/post-111.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;عقاید و احکام مذهبی&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt; &lt;BR&gt;علام دینی ، پزشک و فیلسوف یهودی ، موسی بن میمون (1135 - 1204 م .) به آیین یهود لباسی نو پوشاند و سیزده اصل برای آن ترتیب داد، به این شرح :&lt;BR&gt;1. وجود خدا؛&lt;BR&gt;2. یگانگی او؛&lt;BR&gt;3. مجرد بودن او؛&lt;BR&gt;4. نداشتن زمان ؛&lt;BR&gt;5. حکمت او در امور؛&lt;BR&gt;6. عدالت ؛&lt;BR&gt;7. قابل تقرب بودن از راه عبادت .&lt;BR&gt;اینها مربوط به خدا بود، اما سایر امور:&lt;BR&gt;8. اعتقاد به نبوت ؛&lt;BR&gt;9.برتر بودن حضرت موسی (ع )؛&lt;BR&gt;10. اعتقاد به آسمانی بودن تورات ؛&lt;BR&gt;11. عدم جواز نسخ احکام ؛&lt;BR&gt;12. آمدن مسیحای موعود؛&lt;BR&gt;13. قیامت و جاودانگی نفس آدمی .&lt;BR&gt;1-13- خدا در یهودیت &lt;BR&gt;یهودیت (مانند اسلام و مسیحیت ) از آغاز بر توحید استوار شده است و همه انبیای یهود، از حضرت موسی (ع ) تا انبیای پرشمار بعدی ، با شرک مبارزه کرده اند. بدیهی است که پیروان ادیان توحیدی نیز در مواردی از دین خود غافل می شوند و به گونه هایی از شرک روی می آورند. این مساءله هیچ گاه نظر پژوهشگران را نسبت به اصل این ادیان تغییر نداده است . آنان با قطع نظر از لغزشهای پیروان یک دین ، از تحقیقات خود دانسته اند که ادیان دو گونه اند:&lt;BR&gt;الف ) ادیانی که مردم را از شرک بر حذر می دارند، مانند ادیان ابراهیمی ؛&lt;BR&gt;ب ) ادیانی که شرک را به مردم تعلیم می دهند، مانند ادیان شرقی .&lt;BR&gt;نام خاص خدا در دین یهود یهوه یعنی باشنده (موجود) است . این نام بسیار احترام دارد و بر زبان آوردن آن حتی از طریق قرائت تورات حرام است . بر اثر این تحریم ، کسی تلفظ حقیقی آن را نمی داند و گاهی در کتابهای علمی مغرب زمین ، از باب احتیاط آن را بدون حرکت (YHWH) ثبت می کنند. اما گروهی از محققان برآنند که تلفظ حقیقی آن یهوه است . هنگامی که معبد سلیمان بر پا بود، بالاترین مقام مذهبی یهود حق داشت سالی یک بار در روز عاشورای تقویم یهودی (دهم ماه تشری ، در اوایل پاییز)، در قدس الاقداس آن معبد، نام یهوه را بر زبان آورد و دعا کند. هنگام تلاوت تورات نام مزبور به ادونای به معنای آقای من تبدیل می شود و حرکات همین کلمه را روی آن می گذارند؛ از این رو، گاهی آن را یهوه ضبط کرده اند.(7)&lt;BR&gt;یکی دیگر از نامهای خدا اهیه اشر اهیه است به معنای هستم آنچه هستم . این نام در سفر خروج 3:14 و در برخی ادعیه اسلامی (مانند دعای شب عرفه ) آمده است و بر اثر نسخه برداری افراد کم اطلاع ، به آهیا شراهیا تبدیل گردیده است &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 25 Oct 2009 06:22:12 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bekran&amp;postid=111</comments>
<dc:creator>bekran</dc:creator>
<guid>http://bekran.blogfa.com/post-111.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نقد یهودیت(مرگ بر اسرائیل)4</title>
<link>http://bekran.blogfa.com/post-110.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;الواح و ده فرمان &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;هنگامی که سه ماه از خروج بنی اسرائیل از مصر گذشته بود، حضرت موسی (ع ) ماءموریت یافت برای گفتگو با خداوند به بالای طور سینا (یعنی کوه سینا) برود. وی در آنجا دو لوح دریافت کرد که فرمانهای خداوند بر آنها نقش بسته بود. قرآن کریم از ((ابواح )) به صیغه جمع نام می برد، (اعراف : 145). از جمله آن فرمانها ده حکم بسیار مهم است که به ده فرمان معروف شده است :&lt;BR&gt;1. برای خود خدایی جز من نگیرد؛&lt;BR&gt;2. به بت سجده نکنید؛&lt;BR&gt;3. نام خدا را به باطل نبرید؛&lt;BR&gt;4. شنبه را گرامی بدارید؛&lt;BR&gt;5. پدر و مادر را احترام کنید؛&lt;BR&gt;6. کسی را به قتل نرسانید؛&lt;BR&gt;7. زنا نکنید؛&lt;BR&gt;8. دوری نکنید؛&lt;BR&gt;9. بر همسایه شهادت دروغ ندهید؛&lt;BR&gt;10. به اموال و ناموس همسایه طمع نورزید.&lt;BR&gt;پس از آن ، تفصیلاتی درباره این احکام در باب 21 به بعد سفر خروج آمده است .&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 416px; HEIGHT: 327px&quot; alt=&quot;مرگ بر اسرائیل&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.mihanupload.com/images/3j5w6qviomp6lo1t0mvz.jpg&quot; border=1&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt; گوساله پرستی &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;تورات می گوید وقتی بنی اسرائیل مشاهده کردند حضرت موسی (ع ) در مراجعت از طور سینا تاءخیر کرد، نزد حضرت هارون (ع ) رفتند و از او درخواست کردند تا برای آنان خدایانی بسازد و آن حضرت موضوع را به حضرت موسی (ع ) اطلاع داد و خواست آنان را هلاک کند، اما بر اثر شفاعت وی از آن صرف نظر کرد. حضرت موسی (ع ) آن دو لوح را برداشت و به سوی بنی اسرائیل آمد. هنگامی که وی کار زشت آنان را مشاهده کرد، لوحها را بر زمین زد و به مؤ اخذه برادرش پرداخت و گوساله را سوزاند و خرد کرد و آن را در آب ریخت و به بنی اسرائیل نوشاندو سپس امر کرد شمشیرهای خود را بردارند و به مدت نصف روز یکدیگر را بکشند.&lt;BR&gt;قرآن مجید داستان مذکور را تقریبا به همین وضع در موارد مختلف نقل کرده است ، جز اینکه ساحت مقدس حضرت هارون (ع ) را از چنین کار ناروایی پاک دانسته است (طه : 90). سازنده گوساله در قرآن کریم فردی به نام سامری است .&lt;BR&gt;اهل کتاب به کلمه ((سامری )) در قرآن کریم اعتراض کرده و گفته اند چنین کسی وجود نداشته است ؛ زیرا سامری به شهر سامره در فلسطین منسوب است و آن شهر را پادشاهی به نام عمری که سالها پس از حضرت موسی (ع ) می زیسته ، ساخته است (کتاب اول پادشاهان 16:24).&lt;BR&gt;مرحوم علامه بلاغی پاسخ داده است که در بنی اسرائیل فردی به نام شمرون بن یساکار بن یعقوب وجود داشته که خاندان وی شمرونی نامیده می شود (پیدایش 46:13 و 26:24). شمرونی در تلفظ عربی سامری شده است . &lt;SUP&gt;(5&lt;/SUP&gt;&lt;SUP&gt;)&lt;/SUP&gt;&lt;BR&gt;تورات می گوید خداوند به حضرت موسی (ع ) دستور داد وی دو لوح سنگی مانند لوحهای خرد شده بتراشد تا خداوند وصایای مذکور را بر آنها بنویسد. قرآن کریم نیز به این مطلب اشاره کرده است (اعراف : 154).&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt; تورات با تاریخ یهود &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;تورات واژه ای عبری و به معنای قانون است ؛ زیرا در کتاب تورات احکام و قوانین زیادی وجود دارد. نام دیگر تورات شریعت است .&lt;BR&gt;متخصصین کتاب مقدس تورات چهار منبع اساسی برای تورات قائلند:&lt;BR&gt;1. منبع الوهیمی E ؛&lt;BR&gt;2. منبع یهوهی J ؛&lt;BR&gt;3. منبع کاهنی P ؛&lt;BR&gt;4. منبع سفر تثنیه D (که منبعی ویژه است ).&lt;BR&gt;یکی از قدیمی ترین و معروفترین نقدهای تورات و کتاب مقدس را دانشمند و فیلسوف هلندی باروخ (بندیکت ) اسپینوزا 8 (1632-1677) در کتابی به نام رساله ای در الهیات و سیاست (به زبان لاتینی ) انجام داده است .&lt;BR&gt;اسپینوزا در کتاب خود با ذکر دلیلهایی اثبات می کند که برای بررسی اعتبار کتاب مقدس باید به شواهد تاریخی و انتقادی آن پرداخت و متاءسف است که پیشینیان این شناخت را متروک داشته اند و یا اگر چیزی در باب آن نگاشته اند از دسترس ما به دور مانده است . وی می افزاید اکنون ما در شرایطی زیست می کنیم که مسائلی تعصب آمیز به نام دین معروف شده است و مردم برای عقل در اعتقادات خود سهمی قائل نیستند. از این رو من با نومیدی نسبی پای در این راه می نهم و در نخستین گام به بررسی نویسندگان کتاب مقدس (و قبل از همه به مؤ لف اسفار پنجگانه تورات ) می پردازم :&lt;BR&gt;تقریبا همه (اهل کتاب ) معتقدند که موسی تورات را تاءلیف کرده است ، به گونه ای که فرقه فریسیان از یهود در تاءکید بر این عقیده ، مخالف آن را مرتد دانسته اند. به همین دلیل ابن عزرا که دانشمندی نسبتا آزاد اندیش بود، برای اظهار نظر خویش در این باب جراءت نکرد و تنها با اشاراتی مبهم ، اشتباه بودن این اعتقاد عمومی را متذکر شد. اما من بدون ترس و واهمه پرده ابهام را از روی سخنان ابن عزرا برخواهم داشت و حقیقت را برای همه آفتابی خواهم کرد.&lt;SUP&gt;(6&lt;/SUP&gt;&lt;SUP&gt;)&lt;/SUP&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 06 Oct 2009 09:33:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bekran&amp;postid=110</comments>
<dc:creator>bekran</dc:creator>
<guid>http://bekran.blogfa.com/post-110.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>صلح جهاد گونه ی امام حسن مجتبی علیه السلام(5)</title>
<link>http://bekran.blogfa.com/post-109.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt; نكته سوم &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;        بیان معناي صلح و  پيشينه ي آن در اسلام، صلح يعني آتش بس و دست  برداشتن از نزاع و جنگ بين دو طرف همانطور كه جهاد ابزاري براي پيشبرد اهداف اسلامي است صلح نيز يكي از آن ابزار است كه در مقامي كه جهاد موثر  و مفيد در، رسيدن به اهداف نباشد از آن استفاده مي كنند. اما  پيشينه ي صلح باز مي گردد  به دوران حيات با بركت پيامبر (ص) كه ايشان پيمان صلحي را  با بني ضمره  و بني اشجع و نيز پيماني را  با اهل مكه به نام صلح حديبيه امضاء نمودند پيامبر براي دستيابي به مصالحي عاليتر و برتر دست به صلح زدند كه آن زمان هم عده اي فلسفه ي آن را نمي فهميدند. در  زمان امام مجتبي (ع)  هم  همينطور، حضرت دورانديشي كردند و به جهت مصالحي و بنا به  دلايل عديده اي، که از درك و فهم     عده اي خارج بود صلح نمودند اما نكته ي قابل تامل آنكه، با مطالع حوادث و رویدادهای تاریخی زمان امام حسن (ع) متوجه می شویم که ایشان صلح ننمودند بلکه صلح بر ايشان تحميل شد وحضرت مجبور به پذيرش آن شدند كه اين مطلب از بررسي اوضاع داخلي و خارجي كشور اسلامي آن زمان و اوضاع لشگرگاه حضرت به وضوح  فهميده مي شود.  &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;        حال که با اشاره به این چند نکته اتهامات ناجوانمردانه را از پایه و اساس ملغا نمودیم، برای پاسخ به پرسش های پوچ و بی اساس نیز باید به بررسی علل و دلایل پذیرش صلح از سوی امام و اوضاع سیاسی و اجتماعی و اقتصادی آن زمان بعلاوه  حوادث جاری را بررسی نموده تا به این مهم دست یابیم.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 06 Oct 2009 09:21:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bekran&amp;postid=109</comments>
<dc:creator>bekran</dc:creator>
<guid>http://bekran.blogfa.com/post-109.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نقد یهودیت(مرگ بر اسرائیل)3</title>
<link>http://bekran.blogfa.com/post-108.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;تاءسیس یهودیت&lt;BR&gt;در باب سوم سفر خروج می خوانیم که حضرت موسی (ع ) در بیابان حوریب در دامته کوه ، صدای خدای متعال را از میان آتشی از بوته خار شنید که با او سخن می گوید.&lt;BR&gt;در قرآن مجید نخستین سخن خداوند از درختی در بیابان طوی چنین آمده است :&lt;BR&gt;فلما اءتاها نودی یا موسی . انی اءنا ربک فاخلع نعلیک انک بالواد المقدس طوی . و اءنا اخترتک فاستمع لما یوحی . اننی اءنا الله لا اله الا اءنا فاعبدنی و اءقم الصلوة لذکری . ان الساعة آتیه اءکاد اخفیها لتجزی کل نفس ‍بما تسعی . فلا یصدنک عنها من لا یومن بها و اتبع هواه فتردی (طه : 11 - 16).&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 363px; HEIGHT: 505px&quot; height=505 alt=&quot;مر گ بر اسرائیل&quot; hspace=0 src=&quot;http://aftab.ir/lifestyle/images/4c625130ad3d5b7e4f6b72c338b6bec5.jpg&quot; width=363 border=1&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;تورات می گوید خداوند به حضرت موسی (ع ) وعده داد بنی اسرائیل را از دست مصریان نجات دهد و سرزمین کنعان و حدود آن را که اماکن پر برکتی بودند، به ایشان عطا کند. از این رو، حضرت موسی (ع ) رسالت یافت نزد فرعون برود و از او بخواهد که بنی اسرائیل را رها کند. وی با معجزاتی عازم مصر شد و مقرر گردید حضرت هارون (ع ) به وی کمک کند.&lt;BR&gt;به گفته تورات ، خدای متعال به حضرت موسی (ع ) قدرت داد تا به اعجاز، عصای خود و برادرش را به اژدها تبدیل کند و نیز از دست خود نور سفیدی ساطع نماید. فرعون جمعی از جادوگران را گرد آورد تا با حضرت موسی (ع ) مسابقه بدهند. اژدهای مزبور تمامی آلات و ادوات آنان را بلعید و آنان دانستند که کار آن حضرت جادو نیست . به فرموده قرآن مجید آنان بدون ترسی از فرعون به حضرت موسی (ع ) ایمان آوردند. پس از این معجزات چند عذاب بر مصریان فرود آمد و هر بار فرعون قول می داد بنی اسرائیل را مرخص کند، اما به قول خود عمل نمی کرد. تورات ده نوع عذاب را برشمارد:&lt;BR&gt;1. تبدیل شدن آبهای مصریان به خون ؛&lt;BR&gt;2. زیاد شدن قورباغه میان آنها؛&lt;BR&gt;3. زیاد شدن پشه ؛&lt;BR&gt;4. زیاد شدن مگس ؛&lt;BR&gt;5. مرگ حیوانات مصریان بر اثر وبا؛&lt;BR&gt;6. مبتلا شدن مصریان و چارپایان آنان به دمل ؛&lt;BR&gt;7. فرود آمدن تگرگ بر آنان و تلف شدن مقدار زیادی از حیوانات و مزارع ؛&lt;BR&gt;8. زیاد شدن ملخ ؛&lt;BR&gt;9. تاریک شدن مساکن مصریان تا سه روز؛&lt;BR&gt;10. هلاک شدن نخست زادگان انسان و حیوان همه مصریان حتی نخست زاده خود فرعون .&lt;BR&gt;قرآن مجید نشانه های حضرت موسی (ع ) را نه عدد می داند (اسراء: 101) و ظاهرا مقصود تنها نشانه هایی است که برای فرعون آورده بوده و گرنه به صریح قرآن کریم و تورات معجزات آن حضرت بیش از این عدد بوده است . برخی از این عذابها در قرآن مجید به گونه ای مذکور است (اعراف : 130 و 133).&lt;BR&gt;به گفته تورات ، فرعون سرانجام تسلیم شد و حضرت موسی (ع ) و هارون (ع ) را شبانه طلبید و به آنان گفت با بنی اسرائیل به هر جا که می خواهید بروید. پس آنان به سوی دریای سرخ در شرق مصر کوچ کردند و آنجا اردو زدند. قوم موسی از دور آمدن فرعونیان را مشاهده کردند. در آن هنگام حضرت موسی (ع ) دست خود را به طرف دریا دراز کرد و دریا شکافته شد و خشک گردید و بنی اسرائیل به آسانی از آن عبور کردند.(4) آنگاه لشکریان فرعون وارد شدند و حضرت موسی (ع ) به امر خداوند با اشاره دست ، آنان را غرق کرد. تورات درباره غرق شدن شخص فرعون چیزی نگفته است .&lt;BR&gt;از قرآن مجید و احادیث اسلامی بر می آید که بنی اسرائیل به امر خدا از مصر خارج شدند، نه به اذن فرعون (شعراء:52). همچنین به صریح قرآن کریم ، حضرت موسی (ع ) به فرمان الهی عصای خود را به دریا زد، نه اینکه دستش را به سوی دریا دراز کند.&lt;BR&gt;بنی اسرائیل در حوالی شبه جزیره سینا توقف کردند و در آنجا برای آنان از آسمان چیزی مانند شبنم و نیز مرغ بلدرچین که به عربی سلوی نامیده می شود، فرود می آمد و آنان آنها را می خوردند. این جریان تا چهل سال یعنی در تمام مدت سرگردانی بنی اسرائیل در بیابان ادامه داشت . تورات می گوید آن غذای شبنم گونه من نامیده شد؛ زیرا بنی اسرائیل با دیدن آن به زبان عبری پرسیدند: ((مان هوء)) یعنی آن چیست ؟&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;</description>
<pubDate>Sat, 03 Oct 2009 09:22:49 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bekran&amp;postid=108</comments>
<dc:creator>bekran</dc:creator>
<guid>http://bekran.blogfa.com/post-108.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>صلح جهاد گونه ی امام حسن مجتبی علیه السلام(4)</title>
<link>http://bekran.blogfa.com/post-107.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;نكته دوم&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;       مناظرات كوبنده و شجاعانه ي ايشان با فرقه ي باطل بني اميه دلیلی دیگر بر اثبات مدعای خویش است. حضرت در بيان حق و دفاع از حريم  آن  هرگز  نرمش نشان نمي دادند  و با بيان علني سوابق ننگين و زشت معاويه و طائفه اش و اعمال ضداسلامي او و عمالش، حق را  فاش مي ساخت. دركتب تاريخي مناظرات ايشان با اشخاصي چون عمروعاص، عتبه بن ابي سفيان، وليد بن عقبه، مغيره بن شعبه و مروان بن حكم ثبت و ضبط شده است و  همگي دال بر كذ ب گفتار پوچ اين اشخاص و سرافكندگي آنان بوده است               &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;       امام حسن (ع) بعد از وقوع صلح و  پس از  ورود معاويه به كوفه برفراز منبر نشسته وامتيازات خاندان خود و نقاط ضعف معاويه وانگيزه هاي صلح را بيان نمودند و همين جا نيز معاويه و افكار ننگین او  و  اطرافيانش را باطل خوانده وخرد نمودند. درتاريخ آمده است كه بعد از شهادت اميرالمومنين علي (ع)  و صلح امام حسن (ع) خوارج  به رهبري حوثره ي اسدي در كوفه برضد معاويه قيام نمودند معاويه به امام حسن (ع) نامه نوشت كه: شورش اين فرقه را سركوب و  بعد  به سفر خود ادامه بده!  پشت پرده ي اين امركه باعث تثبيت موقعيت معاويه مي شد اين بود كه اعلام كند امام حسن (ع) مطيع امر و فرمان اوست اما حضرت با جملاتي دندان شكن كه روح شجاعت و شهامت و سلحشوري از آن تراوش مي نمود در جواب نامه او فرمودند كه: (... فاني تركتك لصلاح الامه) ... من دست از سر تو برداشتم به خاطر مصلحت امت جدم وحفظ جان مسلمانان اگر قرار به جنگ با ناحق و باطل است ابتدا بايد با تو بجنگم. اين سخنان شجاعانه و زيباي امام (ع) همگي باعث خرد شدن وتحقير شخصيت پوچ و باطل معاويه شد اما کو ديده ي باز و حق بين؟! معاویه همچنان با  افكار  و كردار  ناشايست خود مصر بود که چنین گمان پوچی را ثابت کند ولیکن این  حاصلي جز سرافكندگي براي او نداشت.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 01 Oct 2009 17:48:37 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bekran&amp;postid=107</comments>
<dc:creator>bekran</dc:creator>
<guid>http://bekran.blogfa.com/post-107.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>صلح جهاد گونه ی امام حسن مجتبی علیه السلام(3)</title>
<link>http://bekran.blogfa.com/post-106.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffcc66&gt;علل ودلايل صلح امام حسن (ع)&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;        مهمترين وحساس ترين برهه ي زندگي ايشان صلح با معاويه بود كه در اين  بين،  قشري از دوستان كوته فكر و عده اي از دشمنان مغرض و بي اطلاع،  به حضرت خرده گرفته و ايشان را مورد ملامت قرار   مي دادند تا حدي كه امام از اين قضايا ناراحت و دلخون شده بودند اما با صبر مثال زدني خود با اين قائله شوم به مقابله پرداخت. &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;       دراين مقام سوالاتي مطرح است كه از قديم بوده و منشاء  آن همان بي اطلاعي يا دشمني است مثل آنكه گفته مي شود: &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;چرا كاري را كه امام حسين (ع) بعدها انجام داد امام حسن (ع) انجام نداد؟چرا امام حسن (ع) قيام نكرد؟و چرا ايشان صلح نمودند؟ وچرا.....؟&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;      قبل از بيان دلايل صلح و پاسخ  به اين پرسشها ضرورتا لازم است كه سه نكته عنوان شود تا بعضي ازجوابهاي توهين آميز به ساحت مقدس امام حسن (ع)  را  نفي كنيم، من جمله اينكه گفته اند كه ترس باعث عدم خروج و قيام امام حسن (ع)  بر علیه معاویه و دليل بر صلح ايشان بوده است!!!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;نكته اول&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;       به گواه تاريخ ايشان فردي شجاع، جنگجو و با شهامت بودند كه مدارك اثبات آن جنگهايي نظير جنگ جمل و صفين و نهروان است در جنگ جمل در ركاب پدر خويش از دلاوران لشگر پيشي گرفته و بر قلب سپاه دشمن مي تاخت و پيش از شروع جنگ همراه با عمارياسر وعده اي از ياران اميرالمومنين علي (ع)  به دستور پدر خویش وارد كوفه شده وتوانست با سخنان  شيوا  و هدايتگرانه ي خود  با وجود شخصيتي چون ابوموسي اشعري، مهره اي كارشكن از حكومت عثماني متجاوز از نه هزار نفر را  روانه جنگ با سپاه باطل كند. همين كار را  نيز در جنگ صفين پيش از شروع جنگ با معاويه لعنت الله عليه انجام داد در اين جنگ به حدي رشادت نموده و آماده جان بازي بود و با قدرت مي جنگيد كه اميرالمومنين (ع) به ياران خود هشدار دادكه ايشان و برادرش حسين (ع)  را  از  جنگ باز دارند كه مبادا  نسل پيامبر با  كشته شدن اين دوتن از بين برود.ایشان در فتوحات اسلامی در زمان خلافت عمر و عثمان نیز شرکت نموده و به نقلی در سالهای 26 و 28 هجری فرماندهی جنگ های ایران را بعهده داشته است و درسال30 هجری در جنگ طبرستان شرکت نموده است. ونیز مرویست که در جنگ افریقا که عبدالله بن زبیر در آن بوده است در سالهای 26 و 27 هجری نیز حضور داشته است.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 26 Sep 2009 15:22:40 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bekran&amp;postid=106</comments>
<dc:creator>bekran</dc:creator>
<guid>http://bekran.blogfa.com/post-106.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نیم نگاهی نو به عید فطر</title>
<link>http://bekran.blogfa.com/post-105.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;        کلمه عید نوید بخش شور و نشاط و شادی می باشد که در زبان هر انسانی اعم از پیرو جوان  و زن و مرد و کوچک و بزرگ خوش یمن بوده و باعث برانگیختن احساسات شاد ایشان می شود که حاصل آن خشنودی و شعف روحی در آنها می باشد.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;این کلمه در هر قوم و ملیتی  بر روزی خاص صدق می کند بطور مثال در ایران و به سال شمسی به آغاز سال نو صدق می کند اما در آئین و دین مبین اسلام و تشیع در حقیقت به چهار مناسبت و مصداق خاص صدق می کند که عبارتست از :&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 304px; HEIGHT: 186px&quot; height=294 alt=&quot;نیم نگاهی نو به عید فطر-عید فطر مبارک باد&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.iranmania.com/cards/cardimages/actual/fitr_2.jpg&quot; width=413 align=left border=1&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;* عید فطر&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;* عید قربان&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;* عید غدیر&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;* و روز جمعه&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;        &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;پس از جعل روزه توسط پیامبر اسلام که با هدف مبارزه با ارزش های جاهلی و نیز اخلاق آموزی و تربیت گستری به مدت یک ماه ایجاد شد باید شروع و پایانی نیز برای آن در نظر گرفته می شد لذا آن را  در ماه مبارک رمضان قرار داده و پایان آن را روز اول ماه بعد از آن یعنی شوال قرار داده که آن روز را عید نامیدند .&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;       اعیاد خود ساخته بشری  هماهنگی ضعیف و کمی با فطرت انسانی دارند برخلاف اعیاد مذهبی و دینی که برخاسته از فطرت پاک انسان می باشند. برهمین مبنا عید از منظر دین و فطرت یعنی روزی نو که اگر به اتفاقات خاص ماه مبارک رمضان نیک و دقیق بنگریم راز چنین تسمیه ای روشن می شود.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;       عید در ذهن بشر آغاز سال جدید می باشد و در ماه مبارک رمضان نیز که آغاز سال جدید معنوی انسان است بسیار شیواست که روزی را به عنوان عید مصداق این معنی خاص قرار دهیم اما اینکه بعد از گذشت یک ماه از شروع این ماه روز اول ماه دیگر را عید بنامیم جای سوال دارد شاید بتوان گفت اگر ما معتقدیم که رمضان آغاز سال نوی معنوی می باشد چرا روز اول این ماه را عید ندانسته یا بعبارتی یک روز از حد فاصل شروع تا پایان این ماه را بر نگزیدیم.؟!پاسخ این پرسش با توضیح این مطلب که چرا ما ماه رمضان را شروع سال جدید معنوی میدانیم روشن می شود. اگر با دقت بنگریم ما در این ماه سه نوع آغاز و شروع داریم که هر کدام یک تحول خاصی در زندگی روزمره بشری ایجاد می کنند:&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;* ابتدا آغاز سلوک معنوی و جسمی روزه داران&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;* دوم آغاز حقیقی زندگی انسان بر اساس برنامه قضا و قدر الهی در شب قدر&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;* آغاز زندگی روزمره و طبیعی انسان پس از سپری نمودن ماه مبارک رمضان&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;  با گشایش بحث در هر یک از این آغاز ها مقصود و مطلوب ما حاصل می شود:&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;        در آغاز ابتدائی که سلاوک معنوی و جسمی روزه داران می باشد مسلمانان پس از گذران مدت طولانی از زندگی خویش بصورت یکنواخت و با یک برنامه مذهبی و دینی خاص  با آغاز ماه مبارک رمضان وارد مرحله جدیدی از برنامه ریزی دینی و وظایف شرعی خویش می شوند که بطور کلی راز و نیاز و عبادت در این ماه در زندگی ایشان جایگاه خاصی و ویژه ای پیدا نموده و پر رنگ تر از گذشته از اهمیت بالایی برخودار  می باشد.برنامه های مادی و روزمره انسان تحت الشعاع قرار گرفته  و تا حدی  محدود نیز می شود و این فرصت را نیز به روزدار میدهد که بیش از پیش به عبادت و راز و نیاز با خالق یکتا  پرداخته و وظایف دینی خویش را که شاید کم رنگ یا بی رنگ شده بود به طرز شایسته ای به انجام برساند.که این آغازی نیکو و شروعی خوش یمن می باشد.این آغاز در جسم انسان نیز رخ می دهد و تاثیر بسزائی نیز در جسم او می گذارد زیرا همانطور که اعضا و جوارح انسان یازده ماه بصورت یک نواخت با یک برنامه خاص تغذیه و استراحت درگیر بودند حال  با شروع این ماه تغییرنموده که این تغییر از منظر پزشکی نیز مفید فایده می باشد.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;       آغاز دوم که شب قدر می باشد به مراتب از اهمیت بالاتری نسبت به دو آغاز دیگر برخوردار است زیرا شروع زندگی معنوی بشر از منظر تقدیرات زندگی روزمره و برنامه های دینی و معنوی ایشان است تقدیرات الهی به لحاظ کمی و کیفی، مادی و معنوی، زمانی و مکانی و نیز شیوه اجرای آن در این شب نوشته شده و توسط ملائک طبق فرموده خداوند در قرآن به نماینده خود در زمین حضرت صاحب الامر امام زمان (عج) نازل شده تا به اجرا در آید.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;در این شب انسان می تواند با دعا و تضرع و راز و نیاز به درگاه ایزد منان سرنوشت خویش را در این یک سال مطلوب ساخته و در راستای جلب رضایت حق تعالی زندگی بهتری را از لحاظ مادی و معنوی داشته باشد.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;اما اینکه شب قدر مخفی مانده و در سه شب نوزده و بیست و یک و بیست و سه ماه مبارک رمضان احتمال وقوع آن را داده اند از این منظر باشد که انسان به جهت درک این شب خاص تلاش کند و در هر سه شب به درگاه الهی پناه ببرد تا بلکه سرنوشت روشن تری برای او رقم بخورد و از آنجایی که خداوند بسیار دوست می دارد بنده اش به سوی او رو آورد و دست گدائی با حالت  تضرع و نیز شرمندگی از اعمال خویش دراز کند، روشن است که انجام این عمل نیکو در سه شب بهتر از انجام آن در یک شب می باشد.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;      و اما آغاز نهایی که روز اول، پس از پایان ماه مبارک رمضان می باشد شروع زندگی روزمره انسان و بازگشت آن به حالت طبیعی می باشد که انسان پس از گذشت یک ماه از سلوک معنوی و برنامه ریزی دینی و مذهبی و نیز برنامه تغذیه واستراحت و آسایش خاص، حال به حالت عادی بر می گردد. که به عبارتی شروعی نو و جدید می باشد.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;        حال در می یابیم که اسلام چه نیکو این روز را عید دانسته و آغاز نهایی این ماه را که پس از دو آغاز بزرگ دیگر است عید دانسته است.به بیانی دیگر چون این ماه دارای سه آغاز و شروع موثر در زندگی و برنامه روزمره انسان می باشد آغاز نهایی و سوم را به عنوان عید برگزیده است که البته این به این معنا نیست که انسان آنچه را در این ماه مبارک درک نموده فراموش نماید و راه پیش را در پی بگیرد بلکه اگر نیک در اعمال وارده در عید فطر بنگریم پر واضح است که هدف از این اعمال در این شب و روز عید بیانگر آنست که: ای انسان گر چه ماه روزه و برنامه معنوی خاص تو به پایان رسیده و لیکن در این روز نیز که تو نباید روزه بگیری در راستای همان ماه مبارک باید به راز ونیاز پرداخته و از درب خانه حق دور نشوی و آنچه که در این ماه آموختی در ادامه زندگی خویش بکار گیری تا رضایت حق همواره شامل حال تو شود.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;        عید فطر به نوعی شادی در جهت موفقیت انسان در راه مبارزه با نفس و نیز کسب رضایت الهی و سلوک معنوی می باشد، همانطور که عید قربان روز موفقیت ابراهیم خلیل در جهت کسب رضایت خدا در راه فرامین او و ذبح اسماعیل بود که بدین جهت عید نامیده شد.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;         منشا عید غدیر نیز اعلام ولایت باشکوه و حقه امیر المومنین علی (ع) بود و عید دانستن روز جمعه نیز شبیه به ماه رمضان است از این منظر که مسلمانان پس از یک هفته تلاش و کار در این روز با فراق بال بیشتری به مسائل و وظایف دینی و شرعی خویش می پردازند و از آن جهت که این عمل در این روز رضایت پروردگار را در پی دارد عید نامیده می شود که دلیل این گفتار نیز شاید فرموده امیر مومنان علی (ع) باشد که فرموده است روزی که در آن معصیت الهی صورت نگیرد آن روز عید         می باشد.در این روز جمعه انسان چون به برنامه های مذهبی و ویژه این روز می پردازد و از معصیت دوری می کند برای او عید می باشد.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;      در حقیقت ریشه عید در اسلام و تشیع نسبت ویژه بین خلق و خالق است که در این ایامی که عید نامیده شده است خلق در پی جلب رضایت  خالق و قبولی در امتحان الهی می باشد.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;        از منظر دیگر اگر به این مقوله عید بنگریم به این نتیجه میرسیم که انسان همیشه پس از سعی و تلاش و کوشش و جهد در راه کسب شیئی وقتی به آن دست پیدا میکند خود را موفق میداند و با درونی لبریز از شور و نشاط که در رفتار او نیز مشاهده می شود خود را لایق تقدیر و نیز جایزه می داند. اکنون می توان چنین گفت که انسان پس از تلاش و کوشش در این ماه در جهت کسب رضایت الهی، حال که به مطلوب خود دست پیدا کرده، خداوند این روز را برای او عید نهاده تا به عنوان بخشی از پاداش و جایزه معنوی، برای او تلقی شود و به نوعی از او تقدیر شود.لذا در این روز روزه را بر ایشان حرام دانسته و اعمال و مناسکی خاص برای او در نظر گرفته است و درک چنین روزی را از سوی روزه دار بر وی مبارک دانسته است.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;      آری هر مومنی که در این ماه با مشقت فراوان سختی های روزه را خصوصا در این فصل گرما تحمل نموده است و از گناه دوری نموده است تا نظر رحمت خدا را برای خویش کسب نماید در این روز، که اجر معنوی اعمال او قرار داده شده است احساس سرور و شادی وجود او را در بر می گیرد.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;      آنچه واضح و میرهن است اینکه هرچند انسان در این روز جواز شادی و نشاط برای خود و خانواده خویش دارد و لیکن اجازه معصیت الهی را ندارد به عبارت دیگر شادی و نشاطی که موجب معصیت خدا می باشد علاوه بر اینکه جایز نمی باشد موجب آن می شود که انسان زحمات خویش را در ماه مبارک رمضان به تباهی بکشد.لذا اهل بیت علیهم السلام با سیره عملی خویش در عید فطر سعی در  فرهنگ سازی برای این عید  و ایجاد آداب و رسوم مطلوب دینی و برخاسته از فطرت پاک انسان را نموده اند تا مبادا با رسوخ اعمال و برنامه های شخصی و سلیقه ای افراد در این روز گذشته از آنگه سعی و تلاش آنها تباه شود به نام دین نیز نوشته شود.آنچه از روایات ما می رسد آنکه امیر المومنین علی (ع)   شب هایی را در طول سال به احیا می پرداختند که شب عید فطر نیز یکی از آن شب ها می باشد و این خود دلیل بر مطلب فوق و روشنگر عظمت عید فطر می باشد.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;       رمضان و روزه آن باعث  ایجاد صفات معنوی و دینی و یا تقویت این ضفات در انسان می شود که یکی از آنها حس انسان دوستی و فقر زدایی است که در جامعه دینی بر محور عدالت اجتماعی و اقتصادی صورت می گیرد.لذا در پایان این ماه  زکات فطره را که در همین راستا می باشد در روز عید فطر برای مسلمانان واجب شده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;      رمضان فرصت ایجاد و تقویت فرهنگ های نیکو و خداپسندی همچون سحرخیزی و تلاوت قرآن و نظم در اموری همچون خواب و بیداری و استراحت و آسایش و حتی تغذیه است که با پایان یافتن آن نباید به دست فراموشی سپرده شود که دلیل آن نیز اعمال خاص و وارده در روزه عید فطر است که در راستای ماه مبارک رمضان قرار داده شده است و این اعمال بیانگر آنست که: با اینکه فرصت روزه ی وجوبی این ماه تمام شده است و لیکن برنامه سلوک دینی و معنوی انسان در آغاز راه و به عبارتی، تازه شروع شده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;        یکی از مناسک بزرگ این روز نماز معروف آن است که باید در فضای خارج شهر (در صورت وجوب در زمان حضور امام علیه السلام) و یا مکان گسترده و در زیر سقف آسمان است که حاصل آن علاوه بر نمایش  اتحاد سیاسی مسلمانان باعث پیوند و استحکام بیشتر بین آن ها می شود که در مسیر الهی و بر محور عبادت و بندگی و ولایت صورت می گیرد. و تکبیر فراوانی که در این نماز طنین انداز می شود به فرموده امام رضا (ع) نشانگر شکر و رضایت به نعمت هدایت الهی و توفیق به بندگی در ماه مبارک رمضان است.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;      از دیگر اعمال وارده در این روز زیارت عاشورا و دعای ندبه است که علاوه بر آن که انسان را به یاد اباعبدالله الحسین (ع) و امام زمان(عج) می اندازد بیانگر فرهنگ سازی برای انسان در روزهای آتی زندگی او می باشد به عبارتی در این روز که آغازی نو و جدید می باشد فرهنگ عاشورا و انتظار را یادآور شده تا هر مومن مسلمانی با این دو فرهنگ گذران عمر نموده و پایه و اساس زندگی مادی و معنوی خویش را بر این اساس قرار دهد.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;       پی از رحلت نبی اکرم که برخی به گمراهی رفته و از راه اطاعت اهل بیت علیهم السلام دور شدند و نیز پس از غیبت امام زمان (عج)، آثاری بر این عید وارد آمد که باعث کم رنگ شدن حقایق مذکور شد من جمله نماز عید فطر که در زمان غیبت از حالت وجوب در آمده و به استحباب رسید و نیز در برخی از سال ها عید بر عده ای پوشیده ماند از آن جهت که در روز آن اختلاف نمودند و لذا عده ای از نعمت درک آن بی بهره بوده اند.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;         در پایان آنچه که روشن است  آنکه هر کس در این شروع تازه در رمضان الکریم رو به سوی معنویت آورده است با پایان یافتن این ماه از این جهت که از این برنامه خاص دور شده و به عبارتی از سر سفره پر برکت رمضان بلند شده است مغموم است و لذا با خواندن دعا های وارده در بخش وداع با این ماه از سوی معصوم علیه السلام همچون امام سجاد به خود دلداری می دهد. و از سوی دیگر از اینکه از این امتحان الهی سربلند بیرون آمده  و توانسته موجبات جلب رضایت خالق یکتا را فراهم آورد با شادی به استقبال عید فطر می رود و سعی در انجام مناسک و اعمال وارده در این روز می نماید تا وظیفه خویش را تمام و کمال به انجام رساند.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;به امید روزی که عید فطر را در عصر ظهور حضرت ولی عصر امام زمان (عج) درک نمائیم.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 20 Sep 2009 11:02:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bekran&amp;postid=105</comments>
<dc:creator>bekran</dc:creator>
<guid>http://bekran.blogfa.com/post-105.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نقد یهودیت(مرگ بر اسرائیل)2</title>
<link>http://bekran.blogfa.com/post-104.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;دین مردم صحرانشین &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;عبرانیان در آغاز قومی صحرانشین بودند و نخستین اقامت آنان در شهرها در زمان حضرت یوسف (ع ) بود.&lt;SUP&gt;(1)&lt;/SUP&gt; صحرانشینی در اعتقادات و مراسم دینی آن تاثیر فراوانی داشت . هنگامی که حضرت موسی (ع ) آنان را از دست فرعون نجات داد، مجبور شدند مدت چهل سال در صحرای سینا بمانند، ولی پس از آن پیوسته در شهرها به سر می بردند و تمدنی را پایه گذاری کردند که میراث گرانبهای قوم یهود شد. مسیحیت نیز زاییده همین تمدن است .&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt; تحول افکار در اقوام بنی اسرائیل &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;تحت افکار ملتها امری عادی و طبیعی است و عبرانیان در خلال کوچ و جابه جایی تحت تاءثیر اندیشه های ملل گوناگون قرار می گرفتند. در سوره اعراف ، آیه 138 آمده است که بنی اسرائیل هنگام خروج از دریا و نجات از دست فرعون ، به گروهی بت پرست برخوردند. آنان از حضرت موسی (ع ) تقاضا کردند برای ایشان نیز بتی قرار دهد و این خواسته به شدت رد شد. همچنین هنگامی که در مصر مستقر بودند، باورهای مصریان در آنان تاءثیر گذاشته بود، به گونه ای که پس از ترک آن سرزمین ، به تقلید مصریان که گاو را مقدس می دانستند، آنان نیز گوساله ای ساختند و به عبادت آن مشغول شدند.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;حضرت موسی (ع ) &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;در باب دوم سفر خروج تورات می خوانیم که یک تن از بنی اسرائیل &lt;SUP&gt;(2)&lt;/SUP&gt; با یکی از دختران قبیله خود ازدواج کرد و دارای پسری شد. مادر نوزاد به منظور نجات وی از چنگال ماءموران فرعون او را مدت سه ماه پنهان کرد. از آنجا که مخفی نگه داشتن کودک برای همیشه ممکن نبود، مادرش صندوقی تهیه کرد و منافذ آن را با قیر اندود و کودک زا در آن نهاد و در میان نیزارهای رود نیل رها کرد. خواهر وی در آن حوالی ایستاد تا ببیند چه بر سر او خواهد آمد.&lt;BR&gt;اندکی پس از آن ، دختر فرعون که برای شستشو به سوی نیل آمده بود، صندوق را مشاهده کرد و یک تن از کنیزان خود را به دنبال صندوق فرستاد. هنگامی که صندوق را برای وی آوردند، آن را گشود و دید کودکی در آن گریه می کند. دل او بر آن کودک سوخت و گفت معلوم می شود این کودک از بنی اسرائیل است . در آن حال خواهر کودک جلو آمد و پیشنهاد کرد زنی را برای شیر دادن وی بیاورد. دختر فرعون پذیرفت و خواهر کودک مادر خود را نزد آنان آورد. دختر فرعون به او گفت این کودک را با خود ببر و شیر بده ، من نیز مزد تو را خواهم داد. پس از چند سال وقتی کودک بزرگ شد مادرش او را نزد دختر فرعون برد. دختر فرعون او را به پسری پذیرفت و نام موسی (موشه در عبری یعنی : از آب کشیده شده ) را بر او نهاد. این داستان با آنچه خداوند متعال در سوره قصص فرموده است ، بسیار نزدیک است . بر اساس برخی محاسبات تاریخی ، این حادثه در حدود 1250 ق .م . رخ داده است .&lt;BR&gt;به هر حال حضرت موسی (ع ) امور قوم خود را سامان داد و آنان را برای مبارزه با کافران آماده کرد و احکام خدا را به آنان تعلیم داد. وی قوم بنی اسرائیل را برکت داد و در صد و بیست سالگی در مکانی به نام موآب ، حوالی دریای میت ، درگذشت و بنی اسرائیل برای او سی روز عزاداری کردند. این جریان در آخر سفر تثنیه یافت می شود و تورات بدان پایان می یابد:&lt;BR&gt;(5) پس موسی بنده خداوند در آنجا به زمین موآب برحسب قول خداوند مرد (6) و او را در زمین موآب در مقابل بیت فعور در دره دفن کرد &lt;SUP&gt;(3)&lt;/SUP&gt; و احدی قبر او را تا امروز ندانسته است (7) و موسی چون وفات یافت ، صد و بیست سال داشت و نه چشمش تار و نه قوتش کم شده بود (8) و بنی اسرائیل برای موسی در عربات موآب سی روز ماتم گرفتند. پس روزهای ماتم و نوحه گری برای موسی سپری گشت (9) و یوشع بن نون از روح حکمت مملو بود، چون که موسی دستهای خود را بر او نهاده بود و بنی اسرائیل او را اطاعت نمودند و بر حسب آنچه خداوند به موسی امر فرموده بود عمل کردند (10) و نبیی مثل موسی تا به حال در اسرائیل برنخاسته است که خداوند او را روبرو شناخته باشد (11) در جمیع آیات و معجزاتی که خداوند او را فرستاد تا آنها را در زمین مصر به فرعون و جمیع بندگانش و تمامی زمینش بنماید (12) و در تمامی دست قوی و جمیع آن هیبت عظیم که موسی در نظر همه اسرائیل نمود (تثنیه 34: 5 - 12).&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 17 Sep 2009 06:49:38 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bekran&amp;postid=104</comments>
<dc:creator>bekran</dc:creator>
<guid>http://bekran.blogfa.com/post-104.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
